بر اساس گزارشات رسیده از کردستان، زندانی سیاسی زن زینب جلالیان که بر اثر شکنجههای فراوان و وارد کردن ضربات سنگین بر سرش هر دو چشم نامبرده روز به روز ضعیفتر گشته که به همین دلیل زینب جلالیان رنج زیادی میکشد و از نظر سلامتی در وضعیت دشواری به سر میبرد ،اما مسئولان زندان از مداوای نامبرده ممانعت به عمل میآورند. زینب جلالیان متولد سال 1362 شهر ماکو از کردستان کردستان ایران در سال 1386 در شهر کرماشان دستگیر و در سال 1388 به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان /پژاک در دادگاهی بدون حضور وکیل حکم اعدام بر وی تحمیل گردید و سپس این حکم در دادگاه تجدید نظر مورد تائید قرار گرفت.
زینب جلالیان بعد از چندین ماه شکنجه در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات شهر کرماشان در ماه مارس سال 2010 به محل نامعلومی منتقل گردید، بعد از چندین ماه آشکار گشت که این فعال سیاسی زن به زندان اوین تهران جهت اجرای حکمش منتقل شده است. زینب جلالیان سپس به زندان کرماشان برگردانده شد و هماکنون در زندان این شهر به سر میبرد و هر لحظه امکان اجرای حکمش میرود.
انتشار خبر خطر اعدام این فعال سیاسی کرد اعتراض افکار عمومی جهان را به همراه داشت ،تعداد زیادی از شخصیتها و سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان دیدهبان حقوق بشر، سازمان عفو بینالملل، شدیدا اعتراض نموده و همچنین انجمن آمریکائیهای ایرانی تبار با انتشار بیانیهای از باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا خواستند که جهت جلوگیری از اجرای حکم اعدام زینب جلالیان تلاش نماید.
زینب جلالیان در ماه دسامبر سال 2009 در زندان نامه کوتاهی برای سازمانهای حقوق بشر فرستاده که متن نامه به شرح زیر میباشد.
نام من زینب جلالیان است. من دختری 27 سال هستم که همچون یک فعال سیاسی زن در زندان کرماشان به سر میبرم و از طرف دادگاه عالی انقلاب اسلامی ایران محکوم به اعدام گردیدهام.
به دلیل فشارها و شکنجههای فراوان وارده برمن در وضعیت دشواری از نظر جسمی و روحی به سر میبرم.
بیماری من حاد میباشد و هنوز هم فاقد وکیل بوده و حتی اجازه ندادهاند که وکیل هم بگیرم.
تمام دادگاهی من تنها چند دقیقه طول کشید و قاضی نه تنها مرا به مخالفت با خدا متهم کرد بلکه به من اعلام کرد که باید به اعدام محکوم شوی و این حکم نیز باید سریعا به اجرا درآید.
از قاضی درخواست کردم که میخواهم برای آخرین بار صدای مادرم و فامیلهایم را بشنوم ،که وی به من پاسخ داد” “دهنت را ببند!”
زینب جلالیان
زندان کرماشان
نام من زینب جلالیان است. من دختری 27 سال هستم که همچون یک فعال سیاسی زن در زندان کرماشان به سر میبرم و از طرف دادگاه عالی انقلاب اسلامی ایران محکوم به اعدام گردیدهام.
به دلیل فشارها و شکنجههای فراوان وارده برمن در وضعیت دشواری از نظر جسمی و روحی به سر میبرم.
بیماری من حاد میباشد و هنوز هم فاقد وکیل بوده و حتی اجازه ندادهاند که وکیل هم بگیرم.
تمام دادگاهی من تنها چند دقیقه طول کشید و قاضی نه تنها مرا به مخالفت با خدا متهم کرد بلکه به من اعلام کرد که باید به اعدام محکوم شوی و این حکم نیز باید سریعا به اجرا درآید.
از قاضی درخواست کردم که میخواهم برای آخرین بار صدای مادرم و فامیلهایم را بشنوم ،که وی به من پاسخ داد” “دهنت را ببند!”
زینب جلالیان
زندان کرماشان