شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۹۲

بازداشت دهها تن در جریان برگزاری یک کنسرت در تهران




به گزارش "هرانا"، روز پنجشنبه نیروی انتظامی رژیم ضمن ممانعت از ورود جمعی از شرکت کنندگان در کنسرت "سالار عقیلی" در برج میلاد تهران به بهانه بدحجابی، 30 نفر را بازداشت کرد.
طبق گزارش مزبور، سالار عقیلی که گفته می شود همسرش نیز در بین بازداشت شدگان نیروی انتظامی بوده است در واکنش به بازداشت های صورت گرفته در بخش دوم کنسرت خود به شدت نسبت به وضعیت پیش آمده اعتراض کرد. پس از سخنان سالار عقیلی مردم حاضر نزدیک به ۱۰ دقیقه به تشویق این خواننده دست زدند و اقدام به سر دادن شعارهای "طالبان حیا کن مملکتو رها کن، ایرانی بیداره از طالبان بیزاره و نیروی انتظامی خجالت خجالت"، نفرت و انزجار خود را در قبال اقدامات سرکوبگرانه نیروی انتظامی رژیم به نمایش گذاشتند.



انتقال یک زن زندانی سیاسی کُرد به زندان یاسوج

Photo: ‎انتقال یک زن زندانی سیاسی کُرد به زندان یاسوج
http://kampain.info/mer.php?id=415
یک زن زندانی سیاسی کُرد بعد از سه سال حبس از بند نسوان زندان مرکزی ارومیه برای تحمل سه سال حبس دیگر به زندان یاسوج منتقل شد.
بنابه گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، صبح روز چهارشنبه ۶ شهریور ماه روژین پایا زندانی سیاسی کُرد اهل یکی از روستاهای شهر ارومیه بعد از سه سال حبس از بند نسوان زندان ارومیه برای تحمل سه سال حبس دیگر به زندان یاسوج منتقل شد.
گفتنی است که روژین پایا یکی از زنان زندانی سیاسی کُرد است که سه سال پیش در شعبه 101 دادگاه ارومیه به قضاوت قاضی درویشی به اتهام عضویت در پژاک به شش سال زندان محکوم شد.‎

یک زن زندانی سیاسی کُرد بعد از سه سال حبس از بند نسوان زندان مرکزی ارومیه برای تحمل سه سال حبس دیگر به زندان یاسوج منتقل شد.صبح روز چهارشنبه ۶ شهریور ماه روژین پایا زندانی سیاسی کُرد اهل یکی از روستاهای شهر ارومیه بعد از سه سال حبس از بند نسوان زندان ارومیه برای تحمل سه سال حبس دیگر به زندان یاسوج منتقل شد.گفتنی است که روژین پایا یکی از زنان زندانی سیاسی کُرد است که سه سال پیش در شعبه 101 دادگاه ارومیه به قضاوت قاضی درویشی به اتهام عضویت در پژاک به شش سال زندان محکوم شد.

جمعه، شهریور ۰۸، ۱۳۹۲

وضعیت بسیار خطرناک حسین رونقی

Photo: ‎نگرانی از وضعیت حسین رونقی؛ بیست و دومین روز اعتصاب غذا
http://kampain.info/mer.php?id=413
با گذشت بیست و دو روز از اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی‌ و یک هفته از اعتصاب غذای مادرش زلیخا موسوی، این زندانی سیاسی در وضعیت بسیار خطرناک و نگران کننده جسمی‌ قرار گرفته است.
خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، حسین رونقی ملکی بدلیل اعتصاب غذا دچار خونریزی کلیوی و گوارشی شده است. به گزارش منابع خبری حسین رونقی ملکی که از جمعه ۱۸ مرداد دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بود روز ( چهارشنبه) در پی خونریزی شدید معده و سیستم گوارشی به بیمارستان مدرس تهران منتقل شد اما وی از وصل کردن و تزریق سرم جلوگیری کرد و در نهایت بر خلاف نظر پزشکان و با دستور دادستانی به زندان بازگردانده شد . 
به گفته پزشکان متخصص در پی خونریزی معده و دستگاه گوارش وی نیاز بوده که معده و دستگاه گوارش حسین رونقی شستشو داده شود و برای درمان بستری شود . پزشکان اوضاع جسمی وی را در بیستمین روز اعتصاب غذا و شدت گرفتن خونریزی کلیوی و گوارشی وخیم گزارش کرده اند .
وی طی روزهای اخیر بشدت لاغر شده و کاهش وزن پیدا کرده و همچنین بدلیل اختلال سیستم عصبی دچار مشکلاتی همچون سرگیجه ، کم شنوایی ، اختلال در دید و عدم تعادل شده است . 
از طرفی دیگر گزارش ها حکایت از آن دارد که حال جسمی زلیخا موسوی مادر این زندانی در یازدهمین اعتصاب غذا نامساعد بوده و روز به روز نامساعدتر می شود . 
حسین رونقی ملکی‌، وبلاگ‌نویس و زندانی سیاسی، که پس از بازداشت مدت ۱۳ ماه را در سلول‌های انفرادی و تحت فشار شدید جسمی‌ و روحی‌ بسر برده است، از بیماری‌های مختلفی‌ از جمله مشکلات حاد کلیه، پروستات و خونریزی معده رنج می‌‌برد و پیش از این پس از انجام عمل جراحی کلیه مدتی‌ را در کما بوده است.
حسین رونقی ملکی‌، فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس، زندانی سیاسی و از مسئولین کمیته مبارزه با سانسور نخستین بار به همراه برادرش حسن در تاریخ ۲۲ آذرماه ۸۸ در منزل پدری ‌اش در شهر ملکان آذربایجان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. فشارهای شدیدی که در زندان بر این فعال حقوق بشر وارد آمده بود موجب شد که وی در تاریخ سوم خرداد ۸۸ دست به اعتصاب غذا بزند که عدم پاسخگویی مسئولین به خانواده ‌اش موجب شد تا مادر وی نیز به همراه او به مدت دو هفته دست به اعتصاب غذا بزند. این وبلاگ نویس در مرداد ۸۹ نیز به دلیل بالاگرفتن فشار‌ها بر وی جهت اخذ اعتراف تلویزیونی مجددا ۱۰ روز را در اعتصاب غذا گذراند.

پس از گذشت حدود ۱۰ ماه از حبس آقای رونقی در بند ۲-الف سپاه در زندان اوین، سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر‌عباسی به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد که در‌‌‌ همان زمان با وجود شکسته بودن دستش از امضای حکم خودداری کرده و مورد ضرب و شتم رئیس دفتر و ماموران همراه قرار گرفت. حکم صادره برای وی در تاریخ ۱۰ آذر ۸۹ به اتهام «عضویت در ایران پروکسی»، «توهین به رهبری» و «توهین به ریاست جمهوری» به تأیید رسید و وی جهت اجرای حکم به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.‎
با گذشت بیست و دو روز از اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی‌ و یک هفته از اعتصاب غذای مادرش زلیخا موسوی، این زندانی سیاسی در وضعیت بسیار خطرناک و نگران کننده جسمی‌ قرار گرفته استحسین رونقی ملکی بدلیل اعتصاب غذا دچار خونریزی کلیوی و گوارشی شده است. به گزارش منابع خبری حسین رونقی ملکی که از جمعه ۱۸ مرداد دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بود روز ( چهارشنبه) در پی خونریزی شدید معده و سیستم گوارشی به بیمارستان مدرس تهران منتقل شد اما وی از وصل کردن و تزریق سرم جلوگیری کرد و در نهایت بر خلاف نظر پزشکان و با دستور دادستانی به زندان بازگردانده شد . به گفته پزشکان متخصص در پی خونریزی معده و دستگاه گوارش وی نیاز بوده که معده و دستگاه گوارش حسین رونقی شستشو داده شود و برای درمان بستری شود . پزشکان اوضاع جسمی وی را در بیستمین روز اعتصاب غذا و شدت گرفتن خونریزی کلیوی و گوارشی وخیم گزارش کرده اند .
وی طی روزهای اخیر بشدت لاغر شده و کاهش وزن پیدا کرده و همچنین بدلیل اختلال سیستم عصبی دچار مشکلاتی همچون سرگیجه ، کم شنوایی ، اختلال در دید و عدم تعادل شده است
از طرفی دیگر گزارش ها حکایت از آن دارد که حال جسمی زلیخا موسوی مادر این زندانی در یازدهمین اعتصاب غذا نامساعد بوده و روز به روز نامساعدتر می شود
حسین رونقی ملکی‌، وبلاگ‌نویس و زندانی سیاسی، که پس از بازداشت مدت ۱۳ ماه را در سلول‌های انفرادی و تحت فشار شدید جسمی‌ و روحی‌ بسر برده است، از بیماری‌های مختلفی‌ از جمله مشکلات حاد کلیه، پروستات و خونریزی معده رنج می‌‌برد و پیش از این پس از انجام عمل جراحی کلیه مدتی‌ را در کما بوده است.حسین رونقی ملکی‌، فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس، زندانی سیاسی و از مسئولین کمیته مبارزه با سانسور نخستین بار به همراه برادرش حسن در تاریخ ۲۲ آذرماه ۸۸ در منزل پدری ‌اش در شهر ملکان آذربایجان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. فشارهای شدیدی که در زندان بر این فعال حقوق بشر وارد آمده بود موجب شد که وی در تاریخ سوم خرداد ۸۸ دست به اعتصاب غذا بزند که عدم پاسخگویی مسئولین به خانواده ‌اش موجب شد تا مادر وی نیز به همراه او به مدت دو هفته دست به اعتصاب غذا بزند. این وبلاگ نویس در مرداد ۸۹ نیز به دلیل بالاگرفتن فشار‌ها بر وی جهت اخذ اعتراف تلویزیونی مجددا ۱۰ روز را در اعتصاب غذا گذراندپس از گذشت حدود ۱۰ ماه از حبس آقای رونقی در بند ۲-الف سپاه در زندان اوین، سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر‌عباسی به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد که در‌‌‌ همان زمان با وجود شکسته بودن دستش از امضای حکم خودداری کرده و مورد ضرب و شتم رئیس دفتر و ماموران همراه قرار گرفت. حکم صادره برای وی در تاریخ ۱۰ آذر ۸۹ به اتهام «عضویت در ایران پروکسی»، «توهین به رهبری» و «توهین به ریاست جمهوری» به تأیید رسید و وی جهت اجرای حکم به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد




کشته شدن یک کولبر دیگر کُرد با شلیک مستقیم گلوله

Photo: ‎کشته شدن یک کولبر دیگر کُرد با شلیک مستقیم گلوله
http://kampain.info/mer.php?id=414
به علت شلیک مستقیم نیروهای انتظامی حکومت اسلامی ایران در شهرک زیوه" از توابع شهر ارومیه یک کولبر دیگر کُرد جان خود را از دست داد.
بنابه گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، چهارشنبه شب، ششم شهریور ماه در شهرک زیوه" از توابع شهر ارومیه ، نیروهای انتظامی حکومت اسلامی ایران شماری کولبر را مورد هدف تیراندازی قرار داده و در نهایت شخصی به نام"فتاح مکائیلی 30 ساله، دارای زن و فروزند و از اهالی روستای "منصور آباد" در دم جان خود را از دست داد.
«كولبران» نام يك قشر زحمتكش از مردم كردستان ايران است كه در كار خريد و فروش كالا و تبادل اجناس در نواحى مرزى به كار كوله‌كشى و باركشى مشغولند. و حال اين قشر مورد هجوم نيروهاى انتظامى واقع شده‌اند، زيرا كه فعاليت‌شان غيرقانونى است. ولى اين قشر به نان شب خود محتاج است.‎


به علت شلیک مستقیم نیروهای انتظامی حکومت اسلامی ایران در شهرک زیوه" از توابع شهر ارومیه یک کولبر دیگر کُرد جان خود را از دست داد.
چهارشنبه شب، ششم شهریور ماه در شهرک زیوه" از توابع شهر ارومیه ، نیروهای انتظامی حکومت اسلامی ایران شماری کولبر را مورد هدف تیراندازی قرار داده و در نهایت شخصی به نام"فتاح مکائیلی 30 ساله، دارای زن و فروزند و از اهالی روستای "منصور آباد" در دم جان خود را از دست داد.
«كولبران» نام يك قشر زحمتكش از مردم كردستان ايران است كه در كار خريد و فروش كالا و تبادل اجناس در نواحى مرزى به كار كوله‌كشى و باركشى مشغولند. و حال اين قشر مورد هجوم نيروهاى انتظامى واقع شده‌اند، زيرا كه فعاليت‌شان غيرقانونى است. ولى اين قشر به نان شب خود محتاج است.

دولت اعتدال؛ تشدید برخورد و بازداشت بدحجابان+عکس

Photo: ‎دولت اعتدال؛ تشدید برخورد و بازداشت بدحجابان+عکس
به گزارش ایسنا حضور گشت‌های ارشاد در پایتخت طی روزهای گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته و برخورد با بدپوششان تشدید شده است.
حضور نیروهای پلیس پایتخت در این مدت در میادین و اطراف مراکز بزرگ خرید به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.
اخبار دریافتی از حضور پررنگ ماموران گشت ارشاد در مناطق تفرجی و تفریحی پایتخت همچون فرحزاد، دربند، درکه، لواسان و حتی توچال و برخورد با بدپوششان حکایت دارد.
عصر پنجشنبه نیز ماموران پلیس با حضور گسترده در برج میلاد که محل برگزاری یکی از کنسرت‌های پرمخاطب بود، ضمن جلوگیری از ورود افراد بدپوشش به کنسرت، با افراد متخلف برخورد کرده و تعدادی از افراد بدحجاب را نیز دستگیر کردند.‎
به گزارش ایسنا حضور گشت‌های ارشاد در پایتخت طی روزهای گذشته به میزان قابل توجهی افزایش یافته و برخورد با بدپوششان تشدید شده است.
حضور نیروهای پلیس پایتخت در این مدت در میادین و اطراف مراکز بزرگ خرید به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.
اخبار دریافتی از حضور پررنگ ماموران گشت ارشاد در مناطق تفرجی و تفریحی پایتخت همچون فرحزاد، دربند، درکه، لواسان و حتی توچال و برخورد با بدپوششان حکایت دارد.
عصر پنجشنبه نیز ماموران پلیس با حضور گسترده در برج میلاد که محل برگزاری یکی از کنسرت‌های پرمخاطب بود، ضمن جلوگیری از ورود افراد بدپوشش به کنسرت، با افراد متخلف برخورد کرده و تعدادی از افراد بدحجاب را نیز دستگیر کردند.

پنجشنبه، شهریور ۰۷، ۱۳۹۲

این نه زلزله ست نه شیمیایی نه سیل نه طوفان


این نه زلزله ست نه شیمیایی نه سیل نه طوفان این فقط یک جنایت و نسل کشیست توسط گروه القاعده در مناطق کُرد نشین سوریه ، القاعده جهاد علیه کردها رو صادر کرده و با کشتن هر کرد کلید بهشت را به آنان ارزانی میدارد .شرم باد بر ذهن عقب مانده اشان در غرب کردستان "سوریە" جنگ شدیدی مابین کردها و القاعدە ادامە دارد. صدها زن و کودک کورد توسط گروه القاعده بە گروگان گرفتە شدەاند.

پدر حسین رونقی می گوید ...



Photo: ‎پدر حسین رونقی می گوید : سی و دو روز است در تهران سرگردان است و به هیچ جائی نرسیده گوئی جان انسان ها برای مسئولین اهمیتی ندارد. او می پرسد چه کسی باید برای مسائل قانونی جوابگو باشد؟ آیا ما حق زندگی در این کشور را نداریم؟«
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی
در نهایت وی خطاب به مسئولین چنین می گوید:»»رئیس جمهور محترم آقای حسن روحانی، ریاست محترم قوه قضائیه، دادستان محترم تهران، معاونت محترم دادستانی، مسئولین محترم زندان اوین،فرمانده محترم سپاه پاسداران، کار شناس محترم پرونده حسین رونقی ملکی و سایر مسئولان :
آن کسی که فریادرس است
برس فریاد کسی
خدا می رسد فریاد تو
در روز قیامت فریاد رس

من این مطلب را اولاً برای نجات جان فرزندم و در ثانی برای این مطرح کردم که در فردای قیامت هیچ گونه مسئولیتی در برابر جان یک انسان نداشته باشم.«

سید احمد رونقی ملکی پدر حسین خطاب به مسئولین اعلام می کند که»حسین دانشجوی این سرزمین بوده وقصد داشته در ایران تحصیل کرده و به کشور خدمت نماید. اما او را در زندان انداخته و ۱۳ماه و ۱۳ روز انفرادیبوده که کلیه هایش در نتیجه عدم رسیدگی دچار مشکل شدید شد. بعدبرای وی پرونده سازی کردند و اکنون هم قصد دارند او را حتی از بین ببرند.« 

هرانا‎

پدر حسین رونقی می گوید : سی و دو روز است در تهران سرگردان است و به هیچ جائی نرسیده گوئی جان انسان ها برای مسئولین اهمیتی ندارد. او می پرسد چه کسی باید برای مسائل قانونی جوابگو باشد؟ آیا ما حق زندگی در این کشور را نداریم؟در نهایت وی خطاب به مسئولین چنین می گوید: رئیس جمهور محترم آقای حسن روحانی، ریاست محترم قوه قضائیه، دادستان محترم تهران، معاونت محترم دادستانی، مسئولین محترم زندان اوین،فرمانده محترم سپاه پاسداران، کارشناس محترم پرونده حسین رونقی ملکی و سایر مسئولان :

آن کسی که فریادرس است
برس فریاد کسی
خدا می رسد فریاد تو
در روز قیامت فریاد رس
من این مطلب را اولاً برای نجات جان فرزندم و در ثانی برای این مطرح کردم که در فردای قیامت هیچ گونه مسئولیتی در برابر جان یک انسان نداشته باشم. 
سید احمد رونقی ملکی پدر حسین خطاب به مسئولین اعلام می کند که حسین دانشجوی این سرزمین بوده وقصد داشته در ایران تحصیل کرده و به کشور خدمت نماید. اما او را در زندان انداخته و ۱۳ماه و ۱۳ روز انفرادی بوده که کلیه هایش در نتیجه عدم رسیدگی دچار مشکل شدید شد. بعدبرای وی پرونده سازی کردند و اکنون هم قصد دارند او را حتی از بین ببرند. 


دو زندانی سیاسی کُرد آزاد شدن

Photo: ‎دو زندانی سیاسی دیگر کُرد از زندان سنندج آزاد شد
http://kampain.info/mer.php?id=405
دو زندانی سیاسی دیگر کُرد در زندان مرکزی سنندج بر اساس قانون آزادی مشروط پس از تحمل چهار سال حبس از زندان آزاد شد.
بنابه گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، پشتیوان آسم و صباح خیات دو زندانی سیاسی کُرد که هریک به ترتیب به 12 و 11 سال زندان حبس تعزیری محکوم شده بودند بعد از سپری نمودن ٤ سال از این حکم، روز گذشته طبق قانون آزادی مشروط زندانیان و سپری نمودن یک سوم از دوران حکمشان ، از زندان مرکزی سنندج آزاد شد. 
"پشتیوان آسم" اهل روستای "هنیمن" از توابع شهرستان کامیاران، در تاریخ ۱۳۸۸/۹/۱۰ در شهر سقز توسط نیروهای امنیتی این شهر دستگیر و پس از دو ماه بیخبری از وضعیت نامبرده مشخص گردید که وی در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به سر می برد. آقای آسم از سوی دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف رژیم در دادگاه اولیه به ۱۵ سال که بعدا در دادگاه تجدید نظر استان کردستان این حکم به 12 سال زندان تغییر یافت.
"صباح خیات" نیز که در تاریخ ۱۳۸۸/۹/۱۴ در کرمانشاه توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شد بود، با همان اتهام مذکور در دادگاه اولیه به ۱۱ سال زندان در دادگاه تجدید نطر استان کردستان به 6 سال زندان محکوم گردید.
گفتنی است که در این یک ماه گذشته در این زندان هر یک از آقایان"انور حسین پناهی و سیروان حسین پناهی و محمد شریعتی " از زندانیان سیاسی و مدنی کُرد بودند که با قید وثیقه و به طور موقت از این زندان آزاد شده بودند.‎

دو زندانی سیاسی دیگر کُرد در زندان مرکزی سنندج بر اساس قانون آزادی مشروط پس از تحمل چهارسال حبس از زندان آزاد شد .
پشتیوان آسم و صباح خیات دو زندانی سیاسی کُرد که هریک به ترتیب به 12 و 11 سال زندان حبس تعزیری محکوم شده بودند بعد از سپری نمودن ٤ سال از این حکم، روز گذشته طبق قانون آزادی مشروط زندانیان و سپری نمودن یک سوم از دوران حکمشان ، از زندان مرکزی سنندج آزاد شد
"پشتیوان آسم" اهل روستای "هنیمن" از توابع شهرستان کامیاران، در تاریخ 10/9/1388 در شهر سقز توسط نیروهای امنیتی این شهر دستگیر و پس از دو ماه بیخبری از وضعیت نامبرده مشخص گردید که وی در بازداشتگاه اطلاعات سنندج به سر می برد. آقای آسم از سوی دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف رژیم در دادگاه اولیه به ۱۵ سال که بعدا در دادگاه تجدید نظر استان کردستان این حکم به 12 سال زندان تغییر یافت.
"صباح خیات" نیز که در تاریخ 14/9/1388 در کرمانشاه توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شد بود، با همان اتهام مذکور در دادگاه اولیه به ۱۱ سال زندان در دادگاه تجدید نطر استان کردستان به 6 سال زندان محکوم گردید.
گفتنی است که در این یک ماه گذشته در این زندان هر یک از آقایان"انور حسین پناهی و سیروان حسین پناهی و محمد شریعتی " از زندانیان سیاسی و مدنی کُرد بودند که با قید وثیقه و به طور موقت از این زندان آزاد شده بودند .


چهارشنبه، شهریور ۰۶، ۱۳۹۲

جلیل محمدی برای آخرین دفاعیاتش حاضر شد

به گزارش رسيده دوشنبه مورخ 06/04/ 92 جلیل محمدی فعال کارگری در شعبه ی چهار دادیاری دادگستری سنندج برای ایراد آخرین دفاعیاتش حاضر شد. این فعال کارگری تنها جرم خود را دفاع از کارگران بیان کرد و از آزادی ایجاد تشکل های کارگری دفاع کرد. لازم به ذکر است که جلیل محمدی در تاريخ 12 اردیبهشت سال جاری به همراه یکی از اعضای کمیته ی هماهنگی بنام "حامد محمودی نژاد" توسط مأمورین اداره ی اطلاعات دستگیر و مدت 62 روز در بازداشتگاه اداره ی اطلاعات بسر برد و در آخر با قرار وثیقه ی 50 میلیونی از زندان آزاد شد.

۳۵ اعدام در ۱۲روز گذشته

بطور متوسط در ۱۲ روز گذشته ۳ نفر در هر روز اعدام شدند
 دوشنبه ۴ شهریورماه پنج زندانی در زندان قم به دار آویخته شدند . یک زندانی در محوطه زندان اصفهان به دار آویخته شد
شهریورماە یک زندانی در زندان اردبیل اعدام شدە است
 اعدام ۳ نفر به اتهام قتل در زندان مرکزی کرمانشاه دادە است.

این زندانیان به نام های آ. م ، ه.ب و ج.ص معرفی شده اند .

در روزهای ۲۷ و ۲۸ مرداد ۲ نفر در زندان کارون اهواز به دار آویخته شدند .

برگزاری دادگاه شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا

Photo: ‎برگزاری دادگاه تجدید نظر شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا
http://kampain.info/mer.php?id=403
به گزارش "اتحادیه آزاد کارگران ایران" پس از نزدیک به دو سال از بازداشت و برگزاری دادگاههای متعدد، هفتم مهرماه دادگاه تجدیدنظر "شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا" برگزار می شود.
خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، پس از گذشت 21 ماه از بازداشت این دو فعال کارگری، شعبه اول دادگاه تجدیدنظر رژیم در استان کردستان طی ابلاغیه ای اعلام کرد در تاریخ هفتم مهرماه دادگاه تجدید نظر این دو فعال کارگری در شهر سنندج برگزار خواهد شد. شریف ساعدپناه سالها نماینده کارگران کارخانه ریسندگی پرریس و از چهره های خوشنام کارگری در شهر سنندج می باشد. مظفر صالح نیا معلم اخراجی و فعال کارگری در شهر سنندج، انسان شریفی است که به دنبال کمک به یک فرد خیابان خواب در سرمای شدید شهر سنندج و اعتراض به چنین وضعیتی بازداشت شد.‎

به گزارش "اتحادیه آزاد کارگران ایران" پس از نزدیک به دو سال از بازداشت و برگزاری دادگاههای متعدد، هفتم مهرماه دادگاه تجدیدنظر "شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا" برگزار می شود.پس از گذشت 21 ماه از بازداشت این دو فعال کارگری، شعبه اول دادگاه تجدیدنظر رژیم در استان کردستان طی ابلاغیه ای اعلام کرد در تاریخ هفتم مهرماه دادگاه تجدید نظر این دو فعال کارگری در شهر سنندج برگزار خواهد شد. شریف ساعدپناه سالها نماینده کارگران کارخانه ریسندگی پرریس و از چهره های خوشنام کارگری در شهر سنندج می باشد. مظفر صالح نیا معلم اخراجی و فعال کارگری در شهر سنندج، انسان شریفی است که به دنبال کمک به یک فرد خیابان خواب در سرمای شدید شهر سنندج و اعتراض به چنین وضعیتی بازداشت شد.

حمايت زندانيان سياسي زندان سنندج از حسين رونقی

Photo: ‎اعلام حمایت جمعی از زندانیان سیاسی زندان سنندج از حسین رونقی
http://kampain.info/mer.php?id=408
در پی گذشت بیش از 20 روز از ادامه اعتصاب غذای حسین رونقی و رو به وخامت گذاشتن وضعیت جسمانی وی و حمایت گسترده نهادهای مدافع حقوق بشر و نهاد و سازمانهای سیاسی و بخصوص مردم آزادیخواه ، جمعی از زندانیان سیاسی کُرد در زندان مرکزی سنندج طی پیامی رو به بیرون ضمن قدردانی از حسین رونقی و ارج نهادن به این اقدام وی، زندانیان سیاسی و مدنی را سرمایه ملی خوانده و از وی حمایت کردند و همزمان از وی خواستند تا برای ادامه مبارزه و بخصوص فعالان در بند به وی و امثال وی نیازمند و باید زنده بماند و بهمین خاطر در معطق کنونی و در حالی که روز به روز شرایط جسمانی آقای رونقی بحرانی تر می شود ادامه اعتصاب غذا صلاح نیست و عاجزانه از وی تقاضا دارند به اعتصاب غذای خود پایان دهد.
متن این نامه که در اختیار ستاد مرکزی کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی قرار گرفته است به شرح زیر میباشد:

اعلام حمایت جمعی از زندانیان سیاسی زندان سنندج ازحسین رونقی و درخواست برای پایان دادن به اعتصابش

ما بە عنوان زندانیان سیاسی کُرد در زندان مرکزی سنندج کە خود نیز قربانی بی عدالتی و اعمال سلیقە ی نهادهای امنیتی بە جای قانونمداری هستیم و خود نیز از حداقل حقوق ابتدائی یک زندانی محروم هستیم. ضمن حمایت خویش از خواستهای قانونی حسین رونقی ، با توجە بە شنیدن صدای وی توسط مردم آزادیخواه، نهادهای حقوق بشری و سازمانهای سیاسی، از ایشان درخواست مینماییم کە اعتصاب طولانی مدت خویش را کە هر لحظە ایشان را با خطر اتفاقی ناگوار مواجە کردە است، متوقف نماید. ما ضمن حمایت از حسین رونقی و تمامی هم بندیهای وی و ارج نهادن بە همە خدمات و مبارزات همه آزادیخواهان در بند، ایشان و تمامی زندانیان سیاسی و مدنی را سرمایە ملی گرانبهایی می دانیم کە برای احقاق حقوق قانونی و حقە مردم ، بویژە فعالان در بند، و وجود وی بسیار ضروریست و بایستی زندە بماند. بە همین خاطر با توجە بە بحرانی تر شدن وضعیت جسمانی حسین رونقی ، عاجزانە از ایشان تقاضا می کنیم بە اعتصاب غذای خویش پایان دهند.

جمعی از زندانیان سیاسی زندان مرکزی سنندج
چهارشنبه ۰۶ شهريور ۱۳۹۲ - 2013 August 28‎




در پي گذشت بيش از 20 روز از ادامه اعتصاب غذاي حسين رونقي و رو به وخامت گذاشتن وضعيت جسماني وي و حمايت گسترده نهادهاي مدافع حقوق بشر و نهاد و سازمانهاي سياسي و بخصوص مردم آزاديخواه ، جمعي از زندانيان سياسي کُرد در زندان مرکزي سنندج طي پيامي رو به بيرون ضمن قدرداني از حسين رونقي و ارج نهادن به اين اقدام وي، زندانيان سياسي و مدني را سرمايه ملي خوانده و از وي حمايت کردند و همزمان از وي خواستند تا براي ادامه مبارزه و بخصوص فعالان در بند به وي و امثال وي نيازمند و بايد زنده بماند و بهمين خاطر در معطق کنوني و در حالي که روز به روز شرايط جسماني آقاي رونقي بحراني تر مي شود ادامه اعتصاب غذا صلاح نيست و عاجزانه از وي تقاضا دارند به اعتصاب غذاي خود پايان دهد.
متن اين نامه :
ما بە عنوان زندانيان سياسي کُرد در زندان مرکزي سنندج کە خود نيز قرباني بي عدالتي و اعمال سليقە ي نهادهاي امنيتي بە جاي قانونمداري هستيم و خود نيز از حداقل حقوق ابتدائي يک زنداني محروم هستيم. ضمن حمايت خويش از خواستهاي قانوني حسين رونقي ، با توجە بە شنيدن صداي وي توسط مردم آزاديخواه، نهادهاي حقوق بشري و سازمانهاي سياسي، از ايشان درخواست مينماييم کە اعتصاب طولاني مدت خويش را کە هر لحظە ايشان را با خطر اتفاقي ناگوار مواجە کردە است، متوقف نمايد. ما ضمن حمايت از حسين رونقي و تمامي هم بنديهاي وي و ارج نهادن بە همە خدمات و مبارزات همه آزاديخواهان در بند، ايشان و تمامي زندانيان سياسي و مدني را سرمايە ملي گرانبهايي مي دانيم کە براي احقاق حقوق قانوني و حقە مردم ، بويژە فعالان در بند، و وجود وي بسيار ضروريست و بايستي زندە بماند. بە همين خاطر با توجە بە بحراني تر شدن وضعيت جسماني حسين رونقي ، عاجزانە از ايشان تقاضا مي کنيم بە اعتصاب غذاي خويش پايان دهند.

جمعي از زندانيان سياسي زندان مرکزي سنندج

Photo: ‎بیستمین روز اعتصاب غذای اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی
http://kampain.info/mer.php?id=406
80 درصد از گوش چپ حسین رونقی شنوایی خود را از دست داده است؛ اختلال در سیستم عصبی حسین رونقی
حسین رونقی که اکنون در بیستمین روز اعتصاب غذای اعتصاب غذای خود به سر می برد، دچار اختلال در سیستم عصبی شده است.
خبرگزاری کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی ، به گزارش جمعیت مبارزه با حقوق بشر و به نقل از یک منبع آگاه، حسین رونقی از روز هیجدهم اعتصاب غدای خود دچار اختلال در سیستم عصبی شده است. این اختلال به حدی است که وی حدود 80 درصد شنوایی گوش چپ خود را از دست داده است.
حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس و زندانی محبوس در زندان اوین پس از مواجه شدن با بی توجهی مسئولین در خصوص ادامه درمان خود در خارج از زندان روز جمعه ۱۸ مرداد دست به اعتصاب غذا زد و پس از آن اعلام کرد برای اعتراض به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا زده و همزمان، نامه انتقاد آمیزی خطاب به دادستان تهران نوشته و او را در جریان اعتصاب غذای خود قرار داده است.
وی در شرایطی همچنان در اعتصاب غذا به سر می برد که مادر وی، زلیخا موسوی نیز از سه شنبه هفته ی گذشته در حمایتش از فرزندش اعتصاب غذا کرده است و امروز نهمین روز اعتصاب خود را پشت سر می گذارد. وی گفته است که هیچ کار دیگری برای حمایت از فرزند دربندش نمی تواند انجام دهد جز همراهی در اعتصاب غذا.
پیش تر ۴۱ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در شهادت نامه ای خطاب به دادستان تهران در باره ی وضعیت خطرناک جسمی سیدحسین رونقی ملکی که این روزها در زندان اوین در اعتصاب غذا به سر می برد هشدار داده و گفته بودند اهمال و کوتاهی مسئولین امر، به نحوی است که می‌ تواند این وضعیت وخیم را تبدیل به فاجعه کند.‎


حکم خلع لباس روحانیت وشش سال زندان برای امام جمعه

Photo: ‎حکم خلع لباس روحانیت وشش سال زندان برای امام جمعه وجماعت اهل سنّت
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی
خبرگزاری هرانا - کاکه عبدالسّلام گلنواز (امام جمعه وجماعت مسجد حضرت عمر سردشت) روز دوشنبه به دادگاه ویژه روحانیت تبریز؛ مجدداً احضار و از ساعت ۱۲ إلی ۱۵: ۱۵ مورد بازجویی و محاکمه قرار گرفت.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اتهامات نامبرده از سوی دادگاه عضویت در حرکت غیرقانونی مکتب قرآن، تبلیغ علیه نظام و سخنرانی به نفع حزب دمکرات و ایجاد تفرقه مذهبی ذکر شد و بر اساس آن به خلع لباس روحانیت و شش سال زندان محکوم شد.

در این جلسه نامبرده اقدام به دفاع از خود نموده است که خلاصهٔ دفاعیات وی به قرار زیر است: اینجانب پیروی از حضرت علامه کاکه احمدمفتی‌زاده – سلام الله علیه – وعضویت در حرکت دینی مکتب قرآن را که اساس برنامه آن، تزکیه خود و دعوت وهدایت دیگران است بدون فعالیت‌های سیاسی؛ از وظایف مهم و افتخارات خود می‌دانم، درضمن به توصیف مرحوم قاضی محمد که ازعلمای شافعی مذهب و مبارز علیه رژیم شاه بودند اذعان می‌کنم، ولی به دلیل عدم اعتقاد به فعالیت سیاسی- که رهبرم کاکه احمدمفتی‌زاده آن را منع کرده است- سخن گفتن له یا علیه نظام یا احزاب سیاسی، را نفی و تکذیب می‌نمایم. دفاع از عقاید اهل سنت وجماعت وتعریف وتمجید از صحابه مهاجر و انصار و امّهات المؤمنین – رض - و پیروی از آن بزرگواران نه تنها تفرقهٔ مذهبی نیست، بلکه آن را از مهم‌ترین وظایف دینی خود در جهت ایجاد اتحاد و یکپارچگی مسسلمانان می‌دانم.

سرانجام قبل از تنظیم متن کتبی دفاعیه از سوی کاکه عبدالسّلام و ارائهٔ آن به دادگاه، حکم از قبل تعیین شدهٔ خلع لباس روحانیت و شش سال زندان، آماده و همزمان با تحویل دفاعیه کتبی به کاکه عبدالسّلام ابلاغ شد.‎



کاکه عبدالسّلام گلنواز (امام جمعه وجماعت مسجد حضرت عمر سردشت) روز دوشنبه به دادگاه ویژه روحانیت تبریز؛ مجدداً احضار و از ساعت
۱۲ إلی ۱۵: ۱۵ مورد بازجویی و محاکمه قرار گرفت.
اتهامات نامبرده از سوی دادگاه عضویت در حرکت غیرقانونی مکتب قرآن، تبلیغ علیه نظام و سخنرانی به نفع حزب دمکرات و ایجاد تفرقه مذهبی ذکر شد و بر اساس آن به خلع لباس روحانیت و شش سال زندان محکوم در این جلسه نامبرده اقدام به دفاع از خود نموده است که خلاصهٔ دفاعیات وی به قرار زیر است: اینجانب با پیروی از حضرت علامه کاکه احمدمفتی‌زاده – سلام الله علیه – وعضویت در حرکت دینی مکتب قرآن را که اساس برنامه آن، تزکیه خود و دعوت وهدایت دیگران است بدون فعالیت‌های سیاسی؛ از وظایف مهم و افتخارات خود می‌دانم، درضمن به توصیف مرحوم قاضی محمد که ازعلمای شافعی مذهب و مبارز علیه رژیم شاه بودند اذعان می‌کنم، ولی به دلیل عدم اعتقاد به فعالیت سیاسی- که رهبرم کاکه احمدمفتی‌زاده آن را منع کرده است- سخن گفتن له یا علیه نظام یا احزاب سیاسی، را نفی و تکذیب می‌نمایم. دفاع از عقاید اهل سنت وجماعت وتعریف وتمجید از صحابه مهاجر و انصار و امّهات المؤمنین – رض - و پیروی از آن بزرگواران نه تنها تفرقهٔ مذهبی نیست، بلکه آن را از مهم‌ترین وظایف دینی خود در جهت ایجاد اتحاد و یکپارچگی مسسلمانان می‌دانم.
سرانجام قبل از تنظیم متن کتبی دفاعیه از سوی کاکه عبدالسّلام و ارائهٔ آن به دادگاه، حکم از قبل تعیین شدهٔ خلع لباس روحانیت و شش سال زندان، آماده و همزمان با تحویل دفاعیه کتبی به کاکه عبدالسّلام ابلاغ شد.

سه‌شنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۹۲

سنگساری جدید در راه است

متاسفانه اخبار موثق حاکی است که شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی مرتضی فاضل، در خصوص پرونده کلاسه ۹۰۰۶۵۷ – که با توجه به دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۴۱۲۶۲۰۰۱۲۹ اصداری از شعبه دوم دادگاه کیفری استان آذربایجان غربی صادر شده است – بموجب دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۱۰۰۰۰۶۳۹ مورخ ۱۲/۰۹/۱۳۹۱ رای دادگاه کیفری استان را مبنی بر رجم ((سنگسار)) آقای علی (س) و خانم زهرا (پ) تائید نموده است و درخواست استیذان جهت اجرای حکم در دفتر رئیس قوه قضائیه است و به زودی مجوز اجرای حکم (استیذان) صادر خواهد شد. اینجانب به عنوان یکی از مخالفین اجرای هرگونه مجازات سالب حق حیات، به دلایل زیر معتقد است «حکم سنگسار صادره» در صورت اجرا از مصادیق جنایت سازمان یافته و ناقض حقوق انسانی مردم ایران خواهد بود و می بایست به هر ترتیبی مانع از اجرای آن شد
ایرادات حکم سنگسار در این مورد خاص
در خصوص حکم صادره، به استناد قوانین و مقررات جاریه و رویه قضائی موجود، شواهدی مبنی بر نقض حکم و نادرستی دادنامه مزبور به شرح زیر وجود دارد
الف – از منظر فقه جزائی اسلامی، رای دادگاه کیفری استان آذربایجان غربی که مسند صدور حکم دیوان عالی کشور قرار گرفته است، با توجه به مندرجات پرونده که اقرار متهمین را در « مراجع تحقیق » مورد استناد قرار داده – در حالی که اقرار می بایست سه مرتبه و در حضور قاضی دادگاه صورت بگیرد تا اعتبار شرعی داشته باشد – و قضات دادگاه کیفری استان نیز با تماشای فیلم پورنوی متهمین – که گویا تماشای آن استثنائا ً برای آنها جرم و عمل خلاف شرع نیست ! – به این علم رسیده اند که طرفین با میل و رغبت و قصد و اراده و تمکین از یکدیگر نسبت به عمل زنا مبادرت ورزیده اند – در حالی که علم قاضی در اثبات حدود در هیچ منبع فقهی به عنوان راهکار اثبات جرم مشمول حد دیده نشده است – و همینطور به استناد « قاعده فقهی دراء » که کوچکترین تردید و شبهه ای را مستوجب اسقاط حد می داند و به استناد مواد ۷۱ و ۷۴ قدیم قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ و ماده ۲۱۸ قانون مجازات اسلامی جدید مصوب ۱۳۹۲و تبصره ۲ همان ماده، حکم صادره مردود بوده و شرعا ً – اگر واقعا ً ملاک صدور حکم شرع است ! – نمی بایست اجرا گردد
ب – در پرونده مزبور مشخص گردیده که طرفین به استعمال مواد مخدر و مشروبات الکلی پیش از مبادرت به عمل جنسی اقدام نموده اند و مسلما ً فقدان و نقص اراده کافی و عدم کنترل نفس پس از استعمال مواد مخدر و مشروبات الکلی نیز بوجود آمده و قضات پرونده اساسا ً احتمال بروز مسلوب الارادگی را که از جدی ترین موانع و عوامل رافع مسئولیت کیفری است در نظر نگرفته اند و عمد و آگاهی کامل متهمین را با علم خود – و البته با دیدن فیلم پورنوی آنها ! – احراز نموده اند. از آنجائیکه قضات پرونده عامدانه فقدان یا نقص در اراده طرفین را در زمان ارتکاب به عمل مزبور نادیده انگاشته – بلکه از دلایل تشدید کننده نیز برشمرده اند – حکم صادره به دلیل مغایرت با مسلمات حقوق کیفری مخدوش بوده و فاقد وجاهت قانونی است
سنگسار، مجازات نیست، جنایتی توام با شکنجه است
در دانش حقوق کیفری، مجازات وسیله ای جهت رسیدن به اهداف مترقی اجتماع بشری در کنترل ناهنجاریهای اجتماعی است و بر خلاف گذشته که مجازات ابزار انتقام جوئی و یا وسیله اعمال قدرت حاکمان بر زیردستان بوده است، امروزه در تمامی جوامع مترقی، مجازات به عنوان آخرین وسیله در کنترل رفتار غلط افراد جامعه مورد استفاده قرار می گیرد. بی شک شناسائی رفتار نابهنجار یا هنجار در اجتماعات مختلف، تعاریف و مصادیق متفاوتی دارد. جهت نمونه رابطه جنسی میان دو نفر انسان در جامعه ما فقط در قالب ازدواج به رسمیت شناخته شده و مورد تائید قانونگذار قراردارد و هر ارتباطی خارج از رابطه زناشوئی، می تواند مشمول عناوینی چون زنا، لواط، تفخیذ، مساحقه، قوادی و غیره قرار گیرد
اما، مجازات سنگسار با فرض آنکه مسئله زنای محصن و محصنه – یعنی رابطه جنسی میان مرد متاهل و زن متاهل – در میان مردم ایران ناپسند و مزموم باشد نیز غیر عقلانی بوده و جایگاهی ندارد. سنگسار نه تنها فایده ای برای کنترل این ناهنجاری اجتماعی ندارد، بلکه ویرانگر و مخرب نیز بوده و اعمال آن با توجه به ترویج لجام گسیخته خشونت در اجرای حکم، مترتب بروز خسارات و آسیبهای جدی بر پیکره جامعه ایران است. مجازات سنگسار، همچون تمامی مجازاتهای سالب حق حیات، به دلایل زیر مجازاتی بی فایده است
علی رغم شدت خشونت اعمال شده در نحوه اجرا که در نگاه اول به نظر می رسد بسیار هراس انگیز بوده و موجب عبرت دیگران خواهد شد، آمار ارتکاب به زنای محصنه نشان می دهد مجازات سنگسار عبرت انگیزتر از مجازاتهای دیگر نبوده، بلکه اساسا ً تنفر عمومی از اجرا کنندکان حکم را نیز بدنبال داشته است
اجرای این مجازات مانع از ارتکاب مجدد به عمل ممنوع زنا نشده و نخواهد شد
اجرای این مجازات سنگین و وحشیانه، متضمن برقراری نظم عمومی نشده و نخواهد شد
مجازاتی غیر عادلانه و غیر متناسب با عمل مجرمانه است
تنها راهکار برخورد با اینگونه مجرمین حذف آنها از ساختار اجتماع با این روش وحشیانه نیست و راهکارهای متناسب دیگری نیز وجود دارند و جوامع مترقی آنها را بکار بسته و نتیجه گرفته اند
کسی که دیگری را مورد تعرض جنسی قرارداده است –به فرض آنکه عمل مزبور با زور و اکراه نیز باشد- سزاوار مرگ نیست
اجرای این مجازات، داد قربانی جنایت جنسی را از مجرم نمی ستاند و دردهای روحی و روانی او را جبران نخواهد کرد
با اجرای اینگونه مجازات وحشیانه و سنگین، امنیت در اجتماع تامین نخواهد شد و تا کنون هیچگونه آمار و پژوهشی که اثبات کننده چنین ادعایی باشد وجود نداشته است.
مجرم، مرتکب هر جرمی شده باشد، انسان است و شان انسانی او می بایست محفوظ گردد. هیچ حیوانی را به این روش نمی کشند. انسان مجرم، هرچقدر هم که جرمش سنگین بوده و واکنش اجتماعی را بر انگیخته باشد، شان و منزلتی کمتر از حیوان ندارد. چرا باید مجازاتی را علیه مجرم اعمال کنیم که حتی شایسته وحوش هم نیست !
سنگسار با توجه به نحوه اجرا، مترتب درد و رنجی عظیم و بلند مدت برای مجرم است. از آغاز اجرای حکم تا زمان مرگ مجرم، بیش از یک ساعت بطول می انجامد. یکساعت مرگ توام با رنج و درد جانکاه، مستحق کدامین انسان و با چه جرمی است ؟ آیا واقعا ًجرم دخول بیش از ختنه گاه ! مستحق چنین برخورد وحشیانه ای ست ؟
خوشبختانه مردم نیز از چنین مجازات وحشیانه ای استقبال نمی کنند و در مواردی که شخصا ً ملاحظه نموده ام، حتی حاضر به دیدن صحنه سنگسار نبوده اند چه رسد به اینکه با متصدیان اجرای حکم همداستان شده و آنها نیز به قربانی سنگ بزنند
علاوه بر مطالب فوق، و تکمیل دلایل معروضه خاطر نشان می شود
۱- نسبت سنگینی مجازاتها، با سطح شعور اجتماعی، نسبتی عکس است. بدین توضیح که هرچه شعور افراد اجتماع بالاتر رود، از بارسنگینی مجازاتها کاسته می شود. اعمال مجازاتهای سنگین، بیانگر ادعای نقصان در شعور اجتماعی مردم ایران و توهین قانونگذار به مردم است
۲- اعمال مجازاتی وحشیانه که مختص قبیله نشینان وحشی عربستان در ۱۴۰۰ سال پیش بوده است در مملکت ما فاقد توجیه است. در عربستان ۱۴۰۰ سال پیش، سند مردانگی یک جوان که می خواست از قبیله دیگری همسر اختیار کند، تعداد کشته شدگان توسط او بود. اگر می توانست ثابت کند که چند نفر را به ضرب شمشیر خود به قتل رسانده، رئیس قبیله حکم به مردانگی و بلوغ او می داد و حاضر می شد دختری از آن قبیله را به او بدهد. از آنجائیکه مردم آن روزگار در عربستان، ترسی از مرگ نداشتند و قتل همنوع برایشان همچون آب خوردن بود، قانونگذار شرع – محمد بن عبد الله – تصمیم گرفت چنان مجازاتی را اعمال کند که حقیقتا ً هراس انگیز و دردناک باشد، شاید بتواند موضوع تعرض به زنان تحت تملک را کنترل کند. یادمان باشد که زن در آن دوران به عنوان بخشی از دارائی و اموال مرد، تحت تملک او قرارداشت و تعرض به زن شوهر دار در حکم سرقت اموال یا ورود به منزل شخصی و حیطه قلمرو شخصی مردان بود. آیا اجتماع امروز ایران نیز اینگونه است که باید چنین مجازاتی بر آن بار شود ؟ قطعا ً پاسخ منفی است
۳- از منظر مبانی جرم انگاری و دانش جرم شناسی نیز جرم رابطه جنسی به کیفیتی که عرض شد، نمی تواند جرمی سنگین و مستحق مجازاتی اینچنین باشد. به دیگر سخن، وقتی عمل نابهنجاری را در اجتماع جرم شناسائی می کنیم که نظم عمومی، امنیت اجتماعی، اساس پایه های همزیستی مسالمت آمیز و همینطور ارزشهای دیگر آن اجتماع همچون اخلاقیات، احترام به ادیان و عقاید و سنتهای ان اجتماع را تهدید نموده و به خطر اندازد. در اینصورت عمل مزبور را با اعمال مشابه بررسی نموده و شدت آنها را ملاک شدت اعمال مجازات و شدت برخورد با جرم قرار می دهیم .
در زنای محصنه، شرع مبین اسلام ! شرایطی را جهت تحقق حد رجم ( سنگسار ) لازم دانسته است. من جمله اینکه آلت تناسلی مرد بیش از ختنه گاه ! وارد واژن زن شود !؟ چطور می شود که جرم زنای محصنه به کیفیتی که عرض خواهد شد می تواند اینهمه تهدید و خطر را بوجود آورد ؟! وارد شدن آلت تناسلی مرد بیش از اندازه ختنه گاه ! واقعا ً اینهمه مشکل برای اجتماع بوجود می آورد ؟ یعنی اگر زن شوهر دار و مرد شوهر داری با همدیگر هم بستر شوند و عریان یکدیگر را در آغوش کشیده و کمتر از ختنه گاه دخول شود ! مصیبت شدیدی رخ نداده ولی به محض اینکه از ختنه گاه رد می شود، فاجعه ای رخ می دهد که نگو و نپرس !؟ چرا دخول کمتر از ختنه گاه را شارع مقدس ! مستوجب حد جلد ( شلاق ) دانسته و حداکثر ۱۰۰ ضربه شلاق را کافی می داند اما اگر یک میلی متر بیشتر شود باید زانی و زانیه را اینچنین وحشیانه به قتل رساند ؟!
البته که مراجع عظام تقلید ! و نویسندگان رساله های فقهی متحجر در پاسخ به این مسئله مزخرفاتی در توجیه آن ارائه می کنند، اما خودشان هم می دانند که مزخرف می گویند و دلیل منطقی برای آن ندارند
متاسفانه این جنایت باز هم در حال وقوع است. در سال ۱۳۸۶ نیز ماجرای سنگسار تاکستان قزوین همینگونه آغاز شد. آنزمان با افشاگری وکلای شرافتمندی چون خانم شیرین عبادی و خانم شادی صدر، مسئله علنی شد و اجرای حکم سنگسار که قراربود در روز پنجشنبه مورخ ۳۱/۰۳/۱۳۸۶ اجرا شود، با فشارهای شدید داخلی و خارجی و به دستور رئیس وقت قوه قضائیه متوقف شد. اما قاضی وحشی و خونخوار اجرای احکام، دو هفته بعد، یکی از دو متهم پرونده – بنام جعفر کیانی – را صبح روز ۱۵/۰۴/۸۶ به روستای آغچه کند برد و پس از آنکه مردم روستا حاضر به پرتاب سنگ و تماشای اجرای حکم نشدند، شخصا ً به همراه مامورین دیگر و بدون رعایت تشریفات شرعی ! و قانونی موجود ! با زدن چند سنگ بزرگ بر پیکر آن بینوا، وی را به طرز وحشیانه ای به قتل رساند. این درحالی بود که جعفر کیانی و همسرش آسیه، ۱۳ سال بود که با یکدیگر ازدواج نموده بودند و فرزندی ۱۱ ساله داشتند. درست است که تمامی تلاشهای ما در آنزمان نتوانست مانع از اجرای حکم شود، اما محکومیت گسترده بین المللی را به همراه داشت و حداقل باعث شد آسیه، متهم دیگر پرونده – زنی که با آن مرد به خیال ازدواج رابطه جنسی داشته است – از این مجازات وحشیانه نجات پیدا کند
لذا از تمامی دوستان و فعالین مدنی داخل و خارج از کشور تقاضا می کنم به هر وسیله ای که می توانند با ارسال فکس، ایمیل، نامه و حتی مراجعه به مسئولین داخلی و خارجی – اعم از فرماندار، استاندار، بخشدار، نمایند مجلس، شهردار، کمیسر های حقوق بشر در سراسر جهان، نمایندگان کنسولی ایران در کشور های دیگر، مسئولین شهر محل سکونت خود، سازمانهای فعال در زمینه حقوق بشر – و هر شخص حقیقی یا حقوقی که بتوان موضوع را به وی منعکس نمود – ولو اینکه مطمئن باشید که هیج اقدامی نخواهد کرد – مخالفت خود را با اجرای این جنایت رذیلانه فریاد زده و مانع از اجرای این جنایت ننگین شوند. تردید نداشته باشید که موثر خواهد بود

مرگ يک زن در مريوان به دليل تزريق خون فاسد



اميد کريميان، نماينده شهرستان‌هاي مريوان و سروآباد در

 مجلس ايران گفت بر اثر تزريق خون فاسد به زني ۴۲ ساله 

در شهرستان مريوان وي فوت کرده است.

گزارش تارنماي محلي مريوان پرس تزريق خوان فاسد به 

اين زن در بيمارستان بوعلي مريوان رخ داده است.

کريميان افزوده است: اين بيمار پس از تزريق خون فاسد 

شده در بيمارستان بوعلي، بلافاصله به بيمارستان فجر مريوان 

انتقال و در آنجا نيز به دليل بي‌توجهي پزشکان، دار فاني را 

وداع گفت.به گفته وي “بي‌توجهي مديريت اين دو بيمارستان، مجموعه 

شبکه بهداشت و درمان شهرستان و در راس آن دانشگاه علوم 

پزشکي کردستان به مسئله سلامت شهروندان موضوع تازه‌اي

 نيست.اين نماينده مجلس گفت: در حال حاضر حوزه سلامت استان

 کردستان و شهرستان‌هاي مريوان و سروآباد نسبت به ميانگين

 کشوري در رتبه آخر قرار دارد و متاسفانه متوليان حوزه

 سلامت به ويژه وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکي و

 خدمات بهداشتي و درماني کردستان نيز به اين قضيه

 بي‌توجهي نشان مي‌دهند.


دوشنبه، شهریور ۰۴، ۱۳۹۲

فرشته ناجي به بيمارستان منتقل شد


ظهر امروز ۲۰۱۳/۸/۲۶ فرشته ناجي به دليل ضعف شديد با

 امبولانس به بيمارستان منتقل شد

با حضور در بيمارستان از حال او با خبر شديم با توجه به اينکه

 دچار بيماري هم ميباشد اعتصاب غذا وضع بيماري ايشان را

 تشديد کرده و هم اکنون در بيمارستان تحت نظر پزشکان 

ميباشد.

یکشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۹۲

حمایت صدها فعال سیاسی و مدنی از حسین رونقی


در پی اعتصاب غذای "حسین رونقی ملکی" و "زلیخا موسوی"، مادر این زندانی سیاسی،
۳۹۵ فعال سیاسی ـ مدنی و روزنامه نگار از وی اعلام حمایت نمودند.حسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس و مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران و زندانی محبوس در زندان اوین پس از ممانعت مقامات رژیم از ادامه درمان وی در خارج از زندان، روز جمعه 18 مردادماه دست به اعتصاب غذا زد. با توجه به افزایش نگرانی در خصوص وضعیت سلامت رونقی ملکی، جمعی از روزنامه نگاران، فعالان سیاسی ـ مدنی و حقوق بشری با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی هرچه سریعتر این زندانی سیاسی شدند.

محرومیت احمد تمویی از درمان پس از ضرب و شتم شدید





احمد تمویی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه که مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و به سلول انفرادی منتقل شد با وجود آسیب‌های شدید از درمان پزشکی محروم است. این زندانی سیاسی روز چهارشنبه ۳۰ مرداد ماه در پی احضار به دفتر حفاظت زندان ارومیه و امتناع از رفتن از سوی پاسداران بند به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس به سلولهای انفرادی این زندان منتقل شد.
یکی از همبندیان احمد تمویی که نخواست نامش فاش شود گفت: "احمد تمویی به دلیل توهین و تهدید زندانیان در حفاظت زندان از رفتن به آنجا امتناع کرد و به همین دلیل هم پاسدار بند وی را با باتون مورد ضرب و شتم شدید قرار داد و منجر به شکسته شدن بینی و آسیب شدید یکی از چشمهای وی گردید.وی در ادامه تصریح کرد: "احمد تمویی علی رغم اینکه نیاز به درمان دارد، مسئولین مدت ۴۸ ساعت وی را با دستبند و پابند در سلول انفرادی نگه داشته و تا کنون هیچ اقدامی برای درمان آسیب دیدگی‌های وی صورت نگرفته است.


گفتنی است، پس از انتقال احمد تمویی به سلول انفرادی جهانگیر بادوزاده در پی اعتراض به ضرب و شتم شدید وی به سلول انفرادی منتقل شد و تا لحظه تنظیم این خبر نیز در این مکان نگهداری می‌شود.






شنبه، شهریور ۰۲، ۱۳۹۲

ضبط مدارک تحصيلي يک فعال سياسي کرد


اداره اطلاعات مريوان مدارک تحصيلي يک فعال سياسي را 

علي رغم پيگري هاي مکرر، به خانواده ي وي پس ندادند.


اطلاعات در شهر مريوان طي روز هاي گذشته مدارک 

تحصيلي يک فعال سياسي به نام “مختار احمدي” اهل مريوان 

ضبط کرد و عليرغم پي گيريهاي مکرر به خانواده ي وي پس 

ندادند.در اين باره آقاي مختار احمدي گفت که بنابه درخواست 

من خانواده ام طي روز هاي گذشته براي پس گرفتن مدارک

 تحصيليم تلاش فراواني را انجام داده بودند که ماموران امنيتي

 که قبلا اين مدارک را ضبط کرده بوند متاسفانه اين مدارک به

 خانواده ام پس داده نشد.

در همين حال مسئولان اداره آموزش پرورش به خانواده ي اين

 فعال سياسي اعلام کرده بود که مي بايست نامه ي تاييديه از

 سوي اداره اطلاعات شهر مريوان به منظور پس دادن مدارک

 تحصيلي فرزندانشان تقديم کنند.

لازم به ذکر است مختار احمدي فعال سياسي اهل شهر مريوان 

مي باشد که تا کنون از سوي ماموران اداره اطلاعات سه بار

 بازداشت و روانه زندان هاي سنندج و مريوان شده بود.

گفتني است که مختار احمدي مدتي پيش به دليل فشار نيروهاي

 امنيتي مجبور به خارج از ايران شد و هم اکنون در کردستان

 عراق سکونت دارد.

تبعید یک نوجوان هفده ساله کرد به زاهدان



شعبه اول دادگاه انقلاب شهرستان بانه یک نوجوان بانه ای به نام زانا حقیانی به زاهدان تبعید کرد. زانا حقیانی نوجوان 17 ساله بانه ای که پیشتر با وثیقه 20 میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود توسط شعبه اول دلدگاه انقلاب شهرستان بانه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به دو سال تبعید آزاد در شهرستان زاهدان محکم گردید.