پنجشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۹۵

هیمن اورامی نژاد کودک اعدامی زندان سنندج


هم‌چنان خطر اجرای حکم اعدام، هیمن اورامی نژاد کودک مجرم زندان سنندج را تهدید می‌کند. حکم قصاص وی پس از تایید در دیوان‌عالی کشور به اجرای احکام زندان رسیده است. منابع نزدیک به این زندانی می‌گویند تایید رشد عقلی درج شده در حکم تنها با چند سئوال ساده‌ی پزشکی قانونی حاصل شده و مورد آزمایشات تخصصی قرار نگرفته است . به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هیمن اورامی نژاد متولد اردیبهشت ۱۳۷۳، متهم است در اسفندماه ۱۳۹۰ و در سن هفده سالگی طی یک درگیری در شهر سنندج جوان دیگری را به قتل رسانده است . یک منبع نزدیک به این زندانی در تماس با گزارشگر هرانا گفت: “هیمن درحالی که کمتر از ۱۸ سال داشت در حکمش تایید رشد عقلی تنها با چند سئوال ساده‌ی پزشکی قانونی درج شد و دیگر او را برای آزمایشات تخصصی نفرستادند. حکم قصاص در دیوان‌عالی کشور تایید شد و درحال حاضر در اجرای احکام زندان است و هر روز امکان انتقال او برای اجرای حکم اعدام وجود دارد . طبق ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی، هرگاه افراد کمتر از هیجده سال، ماهیت جرم انجام شده و یا حرمت آن را درک نکنند و یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، به قصاص محکوم نمی شوند . بلاتکلیفی و انتظار برای اعدام هیمن اورامی نژاد درحالی است که چندی پیش حکم اعدام سیاوش محمودی، دیگر کودک-مجرم متهم به قتل در زندان سنندج در دیوان‌عالی کشور به ۵ سال حبس و پرداخت دیه کامل تقلیل یافت

بازداشت پنج تن از تجمع کنندگان در مریوان

 برای بار دیگر شمار زیادی از مردم شهر مریوان در اعتراض به وضعیت نامناسب جادەای دست به راهپیمایی و تظاهرات اعتراضی گستردەای در سطح این شهر زدند. که پنج تن از سازمان دهندگان این تجمع اعتراضی تاکنون دستگیر شدەاند . این تظاهرات در شرایطی برگزار گردید که سطح شهر مریوان به صورت وسیع از سوی نیروهای امنیتی ملیتاریزه شده بود. شهروندان مریوانی در اعتراض به هر آنچه “سهل‌انگاری مسئولان حکومتی نسبت به خطرات ناشی از تانکرهای حمل سوخت که جان ساکنان این شهر را تهدید می‌کند” عنوان شده است، بار دیگر مجدداً به خیابان‌ها آمدند . اعتراضات مردم با پلاکاردهایی در محکومیت عدم رسیدگی مسئولان دولتی به وضعیت جاده های مابین سنندج و مریوان و مضامینی همچون اعتراض به مرگ و میر صدها تن از جوانان در این جاده ها، همراه بود . در پی برگزاری این تجمع ۵ تن از سازماندهندگان و مسئولین هماهنگی کمپین “نه به تانکر مرگ” مریوان و تجمع اعتراضی آن، از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شدند . 
سیران خورنیکا، آرتین حسن زاده، بهره عارفی، پروین رضایی و عادل رشیدی از جمله کسانی هستند که تاکنون توسط ماموران امنیتی بازداشت شدەاند . گفتنی است که مردم مریوان با راهپیمایی در خیابان های شهر در میدان “ملا بیسارانی” تجمع کردند. فرماندار مریوان در محل تجمع مردم معترض حضور پیدا کرد، ولی با شعارهای همچون “فرماندار خجالت خجالت” ، “فرماندار استعفا استعفا” مجبور به ترک محل شد . شایان ذکر است که از صبح روز پنجشنبه ۵ نفر از سازمان دهندگان این تجمع دستگیر شده اند. مردم با شعار “خیابان خروشاوه” خواستار ادامه تجمع تا آزادی دستگیر شدگان شدند. مقامات حکومتی وعده دادەاند که تا روز جمعه افراد بازداشتی را آزاد کنند، با این وجود مردم تاکید کرده اند، که در هر صورت روز جمعه نیز به اعتراضاتشان ادامه میدهند .



کولبر ٢١ ساله با گلوله سپاه جان باخت


 بر اثر شلیک مستقیم مأموران مسلح در روستای "چومان" از توابع شهرستان بانه، کولبری به نام مهدی رحیم‌زاده فرزند احمد جان خود را از دست داد . این جوان ٢١ ساله که ساعاتی قبل مورد اصابت گلوله واقع گردید، قبل از رسیدن به مراکز درمانی بانه، جان سپرد . نیروهای سپاه در این روستای مرزی کمین کرده و به روی کاروان کولبران تیراندازی کردند . کولبر کشته شده از اهالی روستای "ابوالحسن" بانه است . روز پنج‌شنبه گذشته نیز همین نیروها به خودروی کاسبکاران کُرد در پاوه شلیک کردند که زخمی‌شدن ٢ جوان را درپی داشت . هرساله بیش از صدها نفر از کولبران جان خود را در مرزهای کُردستان از دست می‌دهند که بیشتر آنها مورد تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران قرار می‌گیرند . بیشترین آمار قربانیان کولبر به شهرهای مریوان، سردشت، اشنویه، بانه، پیرانشهر، نوسود و جوانرود تعلق دارد . 

کارگران شهرداری بیجار دست بە تجمع اعتراضی زدند


صبح روز ١٤ مهرماە، جمعی از رفتگران شهرداری بیجار بە علت عدم پرداخت حقوق آنها در طی شش ماهه گذشته در محل پارکینگ عمومی شهر تجمع کردند و خواستار حق و حقوق قانونی خود شدند . وب سایت زریوار خبر بە نقل از یکی از کارگران این شهرستان اعلام کرد،شهرداری بیجار قربانی فرصت طلبی شورای شهر و شهرداری شده است و اختلافات درونی اجازه نمی دهد کسی به ما فکر کند . کارگران شهرداری بیجار اعلام کردند؛ مدت شش ماە است حقوق دریافت نکردەاند و با این وضعیت دیگر قادر به اداره زندگی خود نیستند . یکی دیگر از کارگران شهرداری گفت، درست است درآمد شهرداری بیجار در وضعیت اسفناکی قرار دارد و قادر به روز کردن حقوق ما قشر زحمتکش نیستند، حداقل حقوق چهار ماهمان را پرداخت نمایند . شهرستان بیجار یکی از شهرهای استان کردستان در شرق این استان واقع شدە و با مساحتی ٥٣٥٠ کیلومتر بزرگترین شهر استان کردستان محسوب می‌شود . همچنین در این ڕابط نیز،کارگران خدمات شهری در شهرداری آبدانان بیش از سه ماه است که بدون مزد بر سر کارهایشان حاضر می‌شوند . 

روستای میرعبدلی در پاوە محروم ازآب آشامیدن


روستای میر عبدلی از توابع شهرستان پاوە بالغ بر ١٨٠ خانوار، با مشکل کمبود آب شرب دست‌و‌پنجە نرم می‌کنند . وبسایت "هزار ماسولە" بە نقل از دهیار روستای میرعبدلی اعلام کرد؛ اهالی این روستا برای تهیه آب آشامیدنی با مشکلات عدیدەای روبرو هستند و مجبور به خرایداری آب مصرفی هستند. بە گفتە رفعت کریمی؛ عدم طرح هادی و عدم تکمیل آسفالت جادە روستای "آریت" با روستای میرعبدلی کە تاکنون تنها سە کیلومتر آن را اسفالت شده است، یکی دیگر از مشکلات این روستا بە حساب می‌‌آید . همچنین رییس شورای روستای میرعبدلی اعلام کرد، هنگامی کە این روستا تنها متشکل از ٢٠ خانوار بود برای تهیه آب آشامیدن از یک منبع استفادە می‌کردند و در حال که جمعیت روستا افزایش یافته و به ١٨٠ خانوار رسیده از همان منبع استفادە می‌کنند . مناف احمدی در ادامە اظهار داشت؛ تاکنون برای رفع این مشکل چندین بار بە مرکز استان مراجعە نمودەایم، ولی این اقدامات بی‌ُنتیجە بودە است . روستای میرعبدلی با مساعت ٥٤ کیلومتر مربع و ٥٤٤ نفر در ١٦ کیلومتری پاوە در بخش باینگان واقع شدە است . 

جوان ١٦ سالە در سقز بە زندگی خود پایان داد

جوان ١٦ سالە در سقز بە زندگی خود پایان داد
عصر روز چهار شبنە ١٤ مهرماە، جوان ١٦ سالە سقزی بە نام جهانگیر میری فرزند صادق بە زندگی خود پایان داد . کمیتە همانگی برای ایجاد کمک بە ایجاد تشکل‌های کارگری در این بارە اعلام کرد، این شهروند کرُد اهل روستای درویان علیا در بخش امام شهر سقز بودە است . بر پایە این منبع، جهانگیر با سلاح شکاری اقدم بە خودکشی نمودە است . منابع محلی سبب خودکشی این جوان سقزی را مشکلات مالی و بازماندن از تحصیل نامبرد را اعلام کردەاند . جنازە جهانگیر از سوی پاسگای روستای خورخورە بە پزشک قانونی شهر سقز فرستادە شدە است . بە علت افزایش خودکشی‌ها طی سال‌های اخیر، بویژە در میان جوانان، سازمان جهانی پزشکی روز ١٠ سبتامبر را برای پیشگیری از خودکشی اعلام کردە است . 

سه‌شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۹۵

تداوم بلاتلکیفی حبیب الله لطیفی


حکم اعدام حبیب الله لطیفی زندانی سیاسی محکوم به اعدام، علیرغم وعدەهای مسئولین کماکان پابرجاست. او در نهمین سال حبس خود همچنان بلاتکلیف و بدون مرخصی و حتی محروم از ملاقات حضوری با خانواده، در زندان مرکزی سنندج نگهداری می شود.به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، 
حبیب الله لطیفی زندانی سیاسی و دانشجوی سال آخر رشته مهندسی صنایع که در شهریور سال ۹۴ 
حکم اعدامش متوقف شده بود همچنان در نهمین سال حبس خود بدون امکان مرخصی و حنی ملاقات 
حضوری با خانواده در زندان سنندج بسر می برد.حبیب الله لطیفی متولد ١ فروردین ۱۳۶۱، دانشجوی رشته مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور ایلام بود. او در اول آبان ۱۳۸۶، در خیابان ادب شهر سنندج توسط تعدادی از ماموران ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر بازداشت شد.او پس از نزدیک به ۴ ماه نگهداری در
 سلولهای بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج که گفته می شود با شکنجه های شدید از جمله ضرب و شتم که منجر به خونریزی کلیه و شکستن سر وی شده، به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.
او در تاریخ ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷، در شعبه یک دادگاه انقلاب شهر سنندج به ریاست قاضی بابایی به اتهام محاربه و عضویت در حزب حیات آزاد کردستان ( پژاک ) محاکمه شد و با وجود دفاعیات وکلای وی صالح نیکبخت و نعمت احمدی، نهایتا به اعدام محکوم شد.بعد از تائید حکم اعدام از سوی دادگاه تجدید نظر، نهایتا دیوان عالی کشور نیز در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۸۸، این حکم را به صورت شفاهی به وکیل این زندانی، 
اعلام کرد.حکم اعدام وی، طبق اعلام قبلی به وکیل ایشان قرار بود روز ۵ دی ماه ۱۳۸۹، در زندان مرکزی سنندج اجرا شود اما بنا به درخواست عفو والدین این زندانی، به طور موقت با دستور دادستان سنندج متوقف شد.قبلا اخباری مبنی بر لغو حکم اعدام این زندانی سیاسی منتشر شد، در این باره یکی از نزدیکان وی به ” کانون مدافعان حقوق بشر کردستان” گفت که کمسیون عفو بخشودگی با یک درجه تخفیف حکم اعدام وی موافقت کرده است، ولی هنوز این حکم به دادگاه اعلام نشده و وزارت اطلاعات هم مخالف لغو حکم اعدام این زندانی می باشد، و متاسفانه حبیب کماکان حکم اعدام دارد و با خطر اجرای حکم هم مواجهه است.
این زندانی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج به سر می برد.

رنج‌نامه «افسانه بایزیدی» زندانی سیاسی زن کُرد

«من افسانه کُردستانم٬ یک دختر جوان کُرد از خطۀ کردستان محروم ایران»
‎افسانه بایزیدی، زندانی سیاسی و فعال دانشجوی کُرد که بتازگی جهت گذراندن ۴سال حکم و تبعید، به زندان مرکزی کرمان منتقل شده است، او در رنج‌نامه‌ای که از زندان نوشته، از رنج‌ها، مشقت‌ها و دردهایش گفته است.به گزارش «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی»، در بخشی از نامه این دختر زندانی کُرد آمده: «من همان افسانەای هستم، برای ۹۰ روز شکنجه و عذاب، در تمام مدتی که در بازداشت بودم به هر شیوه و با هر وسیلەای شکنجه ام دادند. نخستین روزهای بازداشتم میزان شکنجه ها به حدی بود که توان راه رفتن نداشتم. پاهایم و پشتم سیاه و کبود شده بود.»
طبق گزارش کانون مدافعان مدافعان حقوق بشر کردستان، فعال دانشجوی کُرد اهل بوکان روز یکشنبه، ۳۱ مرداد ماه، به اتهام تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و همکاری با یکی از احزاب کرد در شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد به چهار سال حبس و تبعید به زندان کرمان محکوم شد.نامبرده در روز ۱۸شهریورماه برای گذراندن حکم چهار سال حبس خود، به زندان کرمان منتقل شد.این فعال کرد پیش‌تر در آبان ماه ۱۳۹۲، به اتهام «همکاری با یکی از احزاب کُرد مخالف حکومت» بازداشت و سپس با تودیع وثیقه‌ای به مبلغ ١٠٠ میلیون تومان از زندان آزاد و به تحمل دو سال حبس تعلیقی محکوم شد.متن کامل نامه‌ی «افسانه بایزیدی» که در اختیار «کانون مدافعان حقوق بشر کردستان» قرار گرفته است، در پی می‌آید.با قلم خیلی سادەای از زجر و رنجهایی که برمن روا داشته٬ در کنج گوشه زندان برایتان می نویسم.من افسانه کُردستانم٬ یک دختر جوان کُرد از خطۀ کردستان محروم ایران که در یک قشر فقیر جامعه متولد شدەام و با بی عدالتی و ستم های این حکومت مکار آشنا شدم.ریشه های فقر و تنگدستی را چشیده ام.
افسانەای که از کودکی با درد و رنج بزرگ شدەام٬ ۷سال سن داشتم که پدرم را در اثر تصادف از دست دادم و از همان آغاز کودکی مادرم قبله گاه من بوده، برای من یک پدر دلسوز بود و هم مادر٬ اما روزگار سختی را گذراندم روزها و شبهایی که مادرم کار میکرد برای تامین مخارج من و برادرم شاهو تا محتاج دست کسی نباشیم و شرافتمندانه زندگی کنیم و همیشه آرزوی مادرم این بود که تحصیل کنم تا به دانشگاه بروم و بالاخره با زحمات و لطف مادرم به دانشگاه رفتم اما مسیر زندگی من تغییر کرد و به سمت و سویی دیگری قدم برداشتم.همیشه سعی من این بود در کنار مردمان کُردم باشم و همان کردستانی که ۳۷سال است در باتلاق رژیم جمهوری اسلامی غرق شده٬ سهیم باشم.آری؛ من افسانه کردستان که سالها تحت ظلم و زیر چتر بیدادگران٬امثال صدها کودک وجوان٬ پیرزنان و پیرمردان در کردستانی محروم و مظلوم که هربار سایه شوم مرگ بالای سر ما بوده٬ زندگی کردەام.آری؛ من همان افسانەای هستم، برای ۹۰ روز شکنجه و عذاب، در تمام مدتی که در بازداشت بودم به هر شیوه و با هر وسیلەای شکنجه ام دادند. نخستین روزهای بازداشتم میزان شکنجه ها به حدی بود که توان راه رفتن نداشتم. پاهایم و پشتم سیاه و کبود شده بود. به حدی کتک می خوردم که از دهان و بینی ام خون میآمد حتی سر سوزنی به من ترحمی نداشتند و ۱۵ روز در بهداری بازداشتگاه اطلاعات ارومیه تحت معالجه بودم که با من چه کردند که در یک قدمی مرگ بودم اما چون کُرد بودم و بایستی به یاد داشته باشیم کورد بودن یک جرم نابخشودنی است و دشمن دارد و دشمنش هرگز کوردها را عضوی از ایران نمیداند و به رسمیت نمی شناسد اگر غیر از این بود با من و صدها انسان شریف دیگر اینگونه رفتار نمی کردند.در دوران بازجویی هر بار که کلام خدا را به زبان می آوردم بیشتر شکنجه می شدم٬ اما مدام می گفتند در اطلاعات خدا وجود ندارد و خدا اینجا کیلویی چند بهت بفروشیم میخوای؟دو بار حداقل بیش از چندین ساعت از دست و پا آویزانم کردند.در تمام مدت زمان بازداشت بازجویی و شکنجه چشم بندی بر روی چشمانم بسته بود که اکنون چشمانم آسیب دیده است و احساس میکنم دیگر کمسو شده ام. مدت ۴سال میباشد با بیماری تنگ نفسی دست و پنچه نرم می کنم که برای گرفتن اعتراف کپسولم را بهم نمی دادند تا عذاب بکشم.تمام روشهای غیر انسانی و غیرقانونی را برای گرفتن اعتراف از من بکار گرفته شد که توسط دشمنانم بیش از سه ماه در سلولهای انفرادی بازداشتگاه اطلاعات بوکان و ارومیه بودم٬ «تهدید به تجاوزجنسی شدم» تهدید به مرگ٬ و تهدید به زندان قبله گاهم مادرم٬ ۱۱روز در دستشویی بازداشتگاه اطلاعات ارومیه نگهداری شدم و در همان توالت به من غذا دادند با یک حیوان اینگونه رفتار نمی شود که بدترین اعمال ناشایست را با من داشتند.من همان افسانه دختر کردستان٬ که هر شب ماموران به سلولم لگد می زدند که نتوانم آسایش داشته باشم وهرکدام با نام فاحشه من را صدا میزدند. اما من در روزهای سخت بازجویی شدیدترین شکنجه های وحشیانه اطلاعات ارومیه را متحمل شدم٬ تحملی که برایم سخت بود اما بی شرافتی مسؤلین اطلاعات من را آزار داد٬ که چه ها تحقیر شدم که یک مامور بی خاصیت اطلاعاتی که از اسلام سخن می گوید و از حکومتی درس آموخته است و همچون رهبرش علی خامنه ای که از ابزار دین در راه فریب مردم بهره میبرند٬ شکنجه شدم. از روی زور و اجبار وادار شدم به گفتن اعترافات دروغ و کذب تا بتوانند علیه من پرونده سازی کنند که همین شگرد غیر انسانی آنها عملی شد.من همان دختر کردستانم که دیگر چیزی برایم مهم نیست تا از دست دهم دیگر من را به شکنجه٬ تهدید به تجاوز٬زندان و تبعید محکوم کردند و بدترینهارا بر سرم آوردند دیگر نه ترس و نه واهمه ای ندارم پس حق من است که واقعیتها بیان شود.همچنین تنها فعالین کُرد هستند که هفته ها و ماهها در سلولهای بلند مدت انفرادی مورد آزار و اذیت و شکنجه های فجیح قرار میگیرند٬ به زندانهای طویل المدت و اعدام محکوم می شوند.چون کینه ها و غرض ورزی ولایت فقیه بیش از سه دهه است در کردستان ادامه دارد و رفتار خشونت آمیز و ظالمانه جمهوری اسلامی هیچگاه فراموش نمی شود.
من افسانه؛ همان دختر دانشجوی کُرد٬ که اکنون در زندان کرمان از حق هرگونه ملاقات و ارتباط تلفنی با خانواده ام محروم هستم و امروز لطف یک دوست و یک خواهر کُرد بود٬ این نامه را بیرون از زندان میفرستم تا شاید گوشه ای از دردهایم را گفته باشم و داستان مرگ و زندگی ام را بشنوید.
ولی ظلم پایدار نخواهد ماند بلکه خیلی زود ریشه کن خواهد شد.اما سخنی است ناگفته که میخواهم بگویم٬ برادر بزرگم کاک چکو رحیمی از اعضای رهبری حزب دمکرات کردستان ایران به رحمت خدا رفت که من آن موقع به دست دشمنانم شکنجه میشدم که او باما خداخافظی کرد و دیگر در کنارمان نیست. من چندین بار با این مبارز بزرگم صحبت کردم و صحبتهایی که همیشه برایم ماندگاری دارد ولی چرا؟چرا که خیلی زود رفت؛ گفتی که دخترت هستم اما در این زندان دو تا دوست باوفایی بهم خبر دادند که از دنیا رفتی٬ اشک ریختم وهزاربار به دشمنان مردم کردستان لعنت فرستادم ولی کاک چکو صدایت و چهره ات را هرگز فراموش نمی کنم که به من می گفتی؛ شیردختر مُکریانی.هزاران درود میفرستم به شما و مبارزاتت را برای همیشه تحسین میدارم. روحت شاد.اما افسوس٬ افسوس که امثال شما از دنیا رفتید و عده ای که بخاطر قدرت حزب دممرات را به سمت و سوی دیکتاتوری کشیدند٬ متاسفم.
تاسف برای همان کسی که به من گفت؛ من بچه ام و نباید انتقاد کنم از حزب دمکرات.
وهزاران درود به روح پاک شهیدان کردستان؛ شهیدان قاسملو شرفکندی فواد مصطفی سلطانی جعفر شفیعی و هزاران شهید مبارز راه آزادی ….
افسانه بایزیدی
زندان مرکزی کرمان

جلسه دادگاهی چهار فعال کارگری در سنندج برگزار شد

امروز دوشنبه جلسه دادگاهی چهار تن از فعالین کارگری و مدنی « مهرداد صبوری، امید احمدی، شاهو صادقی، آرام محمدی» در شعبه ۱ دادگاه انقلاب سنندج برگزار گردید . 
‎در این جلسه دادگاهی که ۳ ساعت به طول انجامید، این چهار نفر به اتهام تبلیغ علیه نظام دادگاهی شدەاند، ولی آنها این اتهام را رد و اعلام داشتەاند که شرکت در مراسم اول ماه مه «روز جهانی کارگر» تبلیغ علیه نظام نیست و یکی از مطالبات اولیه طبقه کارگر به حساب میاد، و از شرکت خود در مراسم  مستقل روز جهانی کارگر در سال۱۳۹۵ در شهر کامیاران دفاع کردند . 
‎همچنین در آخر جلسه دادگاهی، قاضی به این فعالین اعلام کرده، یا منتظر جلسه آینده دادگاهی و یا  ابلاغ حکم باشید . 
‎گفتنی است که بر اساس احضاریەای که قبلا به دو تن از این فعالان بنام های «امید احمدی و مهرداد صبوری» ابلاغ شده بود، آنان باید امروز دوشنبه ۱۲ مهرماه در دادگاه انقلاب شهرستان کامیاران حاضر که بعدا به آنها ابلاغ شد، جلسه دادگاهی در شعبه یکم دادگاه انقلاب شهر سنندج برگزار میشود . 
‎«مهرداد صبوری» و «امید احمدی» بهمراه «شاهو صادقی و آرام محمدی» در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ بدون ارائه حکم از سوی نیروهای وابسته به اطلاعات پس از تفتیش منزل و ظبط وسایل شخصی، بازداشت شدند . 
‎این چهار فعال کُرد در رابطه با برگزاری مراسمات روز جهانی کارگر در این شهرستان بازداشت شده  بودند، که در تاریخ ۵ خردادماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی با قید وثیقه آزاد شدند . 
‎شایان ذکر است که « مهرداد صبوری» از اعضای کمیتهٔ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری پییش تر نیز به دلیل فعالیت در خصوص حقوق کارگران مدتی را در زندان محبوس بوده است . 

اطلاعات در ارومیه یک دانشجو را بازداشت کرد

محمد احسانی
نیروهای امنیتی، منزل این شهروند کُرد را مورد تفتیش قرار دادند و وسایل شخصی محمد احسانی نظیر جزوء، لپ‌تاپ و برخی کتاب‌های او را ضبط و توقیف کردند . مراد، برادر محمد احسانی بهمراه پدرش نیز قبلا با اتهامات سیاسی مدتی را در حبس بسر برده است . در روزی که محمد احسانی در ارومیه بازداشت می‌شود، دستکم نیز ٣ شهروند دیگر کُرد در مهاباد توسط وزارت اطلاعات بازداشت می‌شوند . روز گذشته آژانس کُردپا خبر بازداشت یک شهروند دیگر کُرد با نام رزگار امینی در اشنویه را منتشر کرده بود . 
همزمان با بازداشت‌های گسترده، دستگاه قضایی احکام سنگین را برای چندین تن در اشنویه صادر کرده است . قبلاً در این ارتباط خبرنگار کُردپا از صدور ٥٩ سال حبس برای ٨ تن در اشنویه، بانه، ارومیه و بوکان خبر داد . بازداشت و صدور احکام سنیگن برای شهروندان کُرد همزمان بوده با اظهارات وزیر اطلاعات که گفته است: "برخورد با عناوین مجرمانه از آسیب‌های دستگاه‌های امنیتی ایران می‌باشد . دستگاه قضایی همواره از سوی فعالین سیاسی و مدنی به عنوان نهادی غیرمستقل و زیرنفوذ افراد امنیتی معرفی شده است . 

دادگاه سامان نسیم برگزار شد


روز ۱۷ شهریورماه، جلسه دادگاه سامان نسیم در شعبه ۱۲ دادگاه جزایی ارومیه با حضور وکیل تسخیری این زندانی سیاسی برگزار شده است. گفته می‌شود که قاضی این پرونده موافقت کرده که جلسه‌ دیگری برای اخذ آخرین دفاع برگزار شود . ‎ حقوق بشر کردستان در این خصوص به نقل از یک منبع مطلع گزارش کرد:“ بر طبق گفته‌‌ قاضی و مطالعه پرونده از سوی وکیل تسخیری، رئیس قوه قضاییه نامه‌ای در جهت توقف اجرای حکم اعدام سامان به دادگاه ارومیه ارسال کرد اما وزارت اطلاعات همچنان بر صدور حکم مجدد اعدام اصرار دارد. همچنین در خصوص نظر پزشکی قانونی دو نظر متفاوت به دادگاه ارسال شده است از یک طرف پزشک قانونی سردشت با بررسی اسلحه‌های کشف‌شده در محل درگیری، قتل یکی از اعضای سپاه را توسط سامان نسیم رد کرده است و از سوی دیگر پزشکی قانونی سلماس در خصوص «بلوغ در زمان ارتکاب جرم»، نظر به «سلامت عقلی و بلوغ» در زمان بازداشت را داده است.”‎لازم به ذکر است که طی ماه گذشته مسئولین زندان ارومیه با احضار این زندانی سیاسی، به وی هشدار داده‌اند که مدت زیادی به اجرای حکم اعدام وی نمانده است . ‎شایان‌ ذکر است سامان نسیم طی چند ماه گذشته بارها از سوی مسئولین جهت اخذ اعتراف تلویزیونی مورد فشار قرار گرفته است . ‎گفتنی است که روز دوشنبه ۱۷ اسفندماه ۱۳۹۴، مأمورانی که خود را از کارمندان بخش حقوق کودک ستاد حقوق بشر معرفی کرده بودند خواستار انجام مصاحبه ویدیویی از سامان نسیم شده و او را مورد تحدید و فشار قراردادند اما این زندانی سیاسی از انجام این کار امتناع کرد . 
‎این مأموران به سامان نسیم اعلام داشته بودند که این اقدامات به دستور معاون بین‌الملل قوه قضاییه ایران، محمدجواد لاریجانی و دادستان ارومیه انجام می‌گیرد . ‎سامان نسیم، متولد سال ۷۲، در ۲۷ تیرماه سال ۹۰ توسط نیروهای سپاه پاسداران در مرز سردشت، به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) بازداشت شد. دادگاه انقلاب مهاباد، او را به اتهام عضویت در گروه پژاک و فعالیت مسلحانه علیه سپاه پاسداران، «محارب» شناخت و به اعدام محکوم کرد . ‎روز چهارشنبه، ۲۹ بهمن‌ماه سال ۹۳، سامان نسیم و یونس آقایان به همراه چهار زندانی سیاسی دیگر محکوم‌ به اعدام، به زندان مرکزی ارومیه منتقل شدند و از آنجا سامان نسیم و یونس آقایان به زندان زنجان اعزام شدند . ‎پس از پنج ماه بی‌خبری، سامان نسیم با خانواده‌اش تماس گرفت و گفت که حکم اعدامش فعلاً نقض شده و در زندان زنجان است. سپس، در ۲۸ شهریورماه این زندانی سیاسی از زندان مرکزی زنجان مجدداً به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد . ‎از آن‌روکه سامان نسیم در هنگام بازداشت ۱۷ سال سن داشته و طبق قوانین بین‌المللی مشمول کنوانسیون حقوق کودک می‌شد، سازمان‌ها و گروه‌های مختلف حقوق بشری نسبت به اجرای حکم اعدام وی واکنش‌های زیادی نشان داده بودند . 

اعتراض مردم مریوان در به سهل‌انگاری حکومت

مردم مریوان در اعتراض به سهل‌انگاری حکومت، به خیابان آمدند

روز سەشنبه سیزدهم مهرماە ١٣٩٥ خورشیدی، شهروندان شهر مریوان نسبت بە رفت و آمد تانکرهای حمل سوخت کە در جاده‌های این شهر آمد و شد دارند و زندگی شهروندان را بە خطر انداخته است، اعتراض کردند . اعتراض شهروندان مریوان نسبت بە کم‌توجهی مسئولان حکومتی بە حوادث ناگواری است کە تانکرهای  حمل سوخت سالانه در جاده‌های این منطقه بە بار می‌آورند . در این زمینە کمپینی تحت عنوان "نە بە تانکر  مرگ" از سوی فعالان کرد برپا شدە کە خواستار حل مشکلات رفت و آمد تانکرهای سوخت هستند کە زندگی شهروندان را تهدید می‌کند . تانکرهای سوخت تا کنون چندین حادثه‌ی ناگوار را در شهرهای مختلف کردستان موجب شدەاند . مسئولان حکومتی ایران و وزارت راە و ترابری هیچ اقدامی برای حل این مشکل در پیش نمی‌گیرند . این اعتراضات مردم مریوان پس از آن است کە ساعت ١٠ شب سەشنبە ششم مهرماه در جادە نگل ـ مریوان در پی واژگون شدن یک تانکر سوخت، ٦ اتومبیل دیگر نیز دچار حادثە شدند . طی این حادثه یک شهروند مریوانی به نام "عمار عمیدی" جان خود را از دست داد . در این حادثە شماری از شهروندان دیگر بە شدت زخمی شدە وبە علت شدت جراحات واردە بە بیمارستان اصفهان و چند شهر دیگر منتقل شدند، اما ٣ تن دیگر نیز جان خود را از دست دادند کە هویت آنها عبارتست از: "میلاد آذری ساکن مریوان، اسماعیل بازگیر ساکن روستای "حەسەن قڕەی" مریوان و شروین سوزه ساکن نودشە" اعلام شدە است . جادەهای غیراستاندارد یکی از مهمترین علل حوادث جادەای تلقی می‌گردد.

لە شاری مەریوان خۆپیشاندان دژی تانکەرەکانی سووتەمەنی بەڕێوە چوو