به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، روز ششم فروردینماه، مأموران وزارت
اطلاعات در سلماس یک زوج کُرد را به این اداره احضار و آنان را مورد تهدید قرار
دادند . لقمان احمدی فرزند حفضالله و همسر ايشان مهين، از اهالی روستای
"ليلوس" میباشند که در پی احضاریهی ادارهی اطلاعات شهرستان سلماس،
مورد "بازجویی و ضرب و شتم" قرار گرفتند . به گفتهی منابع محلی، این دو
شهروند کُرد بارها به نهادهای امنیتی حکومت اسلامی ایران در سلماس احضار و به
عضویت و تبلیغ برای احزاب کُرد اپوزسیون متهم شدهاند . همچنین در اواخر سال گذشته
نیز دو شهروند کُرد در سلماس به ادارهی اطلاعات این شهر احضار و چندین ساعت مورد
"بازجویی، تهدید و ضرب و شتم شدید" قرار گرفتند . منابع محلی در سلماس هویت این دو شهروند کُرد را
سید ولایت حسینی اهل روستای "آشناک" و کاوس عبدالهزاده فرزند عبدالله
اهل روستای "بروشخواران" عنوان کرده بودند . از دیگر سو، ادارهی
اطلاعات در اشنویه نیز یک فعال کارگری به نام عباس هاشمی را احضار کرده است . این شهروند کُرد روز بیست و هشتم اسفندماه سال گذشته
پس از احضار به ادارهی اطلاعات، وی را تحت فشار قرارداده بودند که از کمیتهی
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری استعفا دهد در غیر این صورت به زندان انتقال خواهد یافت .
دوشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۳
تفرقه توسط وزارت اطلاعات در روستاهای سنندج
به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، طی چند ماه اخیر برخی از افراد
وابسته به نهادهای امینتی از راه تماس تلفنی اقدام به ایجاد تفرقه در میان خانوادهها
و جدایی خانوادههای ساکن روستای "گلین" میکنند .
یکی از ساکنین روستای گلین اعلام کرد: وزارت اطلاعات
از راه افراد وابسته به خود که تاکنون دهها جوان این روستا را به مواد مخدر معتاد
کردهاند و علیرغم اینکه 85 پرونده برای آنها در دادگاه تشکیل شده و در این
ارتباط سند و مدرک زیادی به دادگاه تحویل دادهاند، اما به دلیل حمایت وزارت
اطلاعات از این افراد تاکنون برای یک بار هم در دادگاه مورد محاکمه قرار نگرفتند .
این منبع افزود: این افراد از طریق ١٧ شماره موبایل مختلف ایرانسل که پرینت آنها
از مخابرات گرفته شده و فایلهای صوتی آنها در میان مردم پخش شده است، بطور مداوم
با زنان این روستا تماس گرفته و زنان روستا را تهدید به بیآبرویی و تجاوز میکنند
و تاکنون چندین زن و مرد از یکدیگر درخواست طلاق کردهاند . این شهروند که نخواست
نامش فاش شود، گفت: یکی از این افراد که پیشتر دهیار این روستا بوده به صورت
مستقیم با کمک و برنامهی ادارهی اطلاعات، قرص و مواد مخدر در میان جوانان پخش میکند
و تعداد زیادی از جوانان این روستا معتاد به مواد مخدر شدهاند . پیشتر در گزارشی
منتشر شده بود، شورای روستای "گلین" در منطقهی ژاورود سنندج با همکاری
چند تن از افراد وابسته به حکومت اسلامی ایران به صورت گستردهای اقدام به پخش
مواد مخدر کرده و تاکنون ٢٨ نفر از ساکنین این روستا را معتاد به مواد مخدر کردند
. به گفته این شهروند کُرد، شماری از خانوادههای ساکن این روستا با فشار افراد
وابسته به وزارت اطلاعات مجبور به ترک زادگاهشان شدند و چندین جوان این روستا به
خارج از کشور سفر کردند . این افراد وابسته به وزارت اطلاعات که همه آنها برادر و
پسر عموی یکدیگر هستند، چند نفر از آن به نامهای "م.س، خ.س، آ.س، ت.س،
م.س" طی سالهای گذشته در معتاد کردن و سرکوب جوانان روستای گلین نقشی برجسته
داشتهاند . این شهروند کُرد گفت: "م.س" و "خ.س" که ساکن
روستای گلین میباشند به صورت مستقیم با وزارت اطلاعات ارتباط دارند و در قتل یک
شهروند کُرد به نام "حبیبالله تنهایی" نقش داشتند و این شهروند به
اتهام عضویت در یکی از احزاب کُرد اپوزسیون حکومت اسلامی ایران بازداشت شده بود . این
شهروند کُرد در ادامه افزود: حبیبالله تنهایی بیست و ششم آذرماه سال ١٣٨٢ بازداشت
و پس از سه روز نگهداری در وزارت اطلاعات در زیر شکنجه که "خ.س" نقش
مستقیم در شکنجه وی داشته، جان خود را از دست داد .
بازداشت و خروج اجباری دو شهروند کُرد در سقز
به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، یک فعال دانشجویی کُرد به نام سردار
پرستار از سوی نیروهای ستاد خبری ادارهی اطلاعات شهرستان سقز بازداشت شد . این
دانشجوی کُرد اواسط تیرماه سال گذشته به دنبال انتقاد از سعید جلیلی، نامزد
انتخابات خردادماه ٩٢ از دانشگاه آزاد اسلامی تهران ـ واحد علوم و تحقیقات اخراج و از تحصیل محروم شده بود . سردار
پرستار بە دلیل انتقاد از سعید جلیلی نامزد انتخابات خردادماه ٩٢ از تحصیل محروم شده
بود . وی در روز شنبه، نهم فروردینماه در سقز بازداشت گردیده و تا لحظهی انتشار
این گزارش، از وضعیت و سرنوشت سردار پرستار اطلاع دقیقی در دسترس نمیباشد . در
ماههای اخیر این فعال دانشجویی کُرد بارها به اداره اطلاعات احضار شده بود و در
آخرین باری که بازداشت شده، محل نگهداری وی نامعلوم است . همچنین از سقز گزارش میرسد
یک فعال سیاسی کُرد به نام محمد محمدی به دلیل فشار و تهدید مأموران امنیتی،
بالاجبار خاک ایران را ترک کرد . محمد محمدی بالاجبار خاک ایران را ترک کرد و در
اقلیم کُردستان ـ عراق ساکن شده است . نیروهای اطلاعاتی طی روزهای اخیر بارها به
منزل این شهروند کُرد رفته و علاوه بر تفتیش منزل، اعضای خانوادهی محمدی را تحت
فشار قرار دادهاند که باید فرزندشان را طی هفتههای آینده به اداره اطلاعات تحویل
دهند . این فعال سیاسی به سبب تحتنظر بودن از سوی نیروهای امنیتی و خطرات جانی که
وی را تهدید میکرد، اجبارا در اقلیم کُردستان ـ عراق ساکن شده است .
سهشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۳
خودکشی سه جوان کُرد در اولین شب سال نو در سنندج
اینجا سنندج : در اولین شب سال نو، سه جوان ١٨ تا ٢١
ساله در سنندج به دلایل مختلف اقدام به خودکشی نمودند . شامگاه جمعه یکم فروردینماه
دو خواهر ١٨ و ٢١ ساله به دلیل "اختلافات خانوادگی" اقدام به خودکشی
کرده و در نتیجه یکی از آنها جان خود را از دست داد . این دو خواهر با خوردن قرص
برنج (فسفید آلومینیم) اقدام به خودکشی کردند و یکی از آن به نام
"عسل.م" ١٨ ساله، قبل از رسیدن به بیمارستان توحید شهر سنندج جان خود را
از دست داده است . یکی از پرستاران بیمارستان توحید در این باره گفت: یک دختر دیگر
به نام "اسرا.م" ٢١ ساله با خوردن قرص برنج از ناحیه جگر آسیب جدی دیده
و هماکنون در بخش "آی.سی.یو" بیمارستان تحت مراقبت پزشکی میباشد . گفته
میشود، پدر و مادر "اسرا و عسل.م" از هم جدا شده و در حالی که این دو
خواهر خواستند به دیدار خالهبروند، پدرشان به آنها اجازه نداده و به این دلیل با
خوردن قرص برنج اقدام به خودکشی کردند . قرص برنج قرصی با وزن حدود سه گرم با بوی
سیر یا ماهی گندیده و دارای جذب خوراکی و استنشاقی بالا و بدون جذب پوستی است .
طی سالهای ۱۳۸۷
تا ۱۳۹۰ در ایران هزار و ۳۱۱ نفر به علت مسمومیت با قرص برنج کشته شدند که
افزایش ٤٥ درصدی را نسبت به سنوات گذشته نشان میدهد . همچنین در همان شب در حادثهای
دیگر، یک جوان کُرد به نام "شاهو" ٢٠ ساله و ساکن شهر سنندج به دلیل
اختلافات خانوادگی به زندگی خود پایان داده است . این جوان با خوردن قرص برنج
اقدام به خودکشی کرده و در نتیجه قبل از رسیدن به بیمارستان توحید شهر سنندج جان
خود را از دست داد . همچنین گفته میشود، در فصل زمستان سال گذشته نیز دو جوان
دیگر ساکن شهر سنندج به دلیل فقر و تنگدستی از راه زدن رگ اصلی (شاهرگ) دست خود به
زندگی خود پایان دادند .
پارازیت، مرگ نوزاد ٤ ماهه را درپی داشت
اینجا سنندج : نوزاد یک خانوادهی کُرد در جوانرود بر اثر آنچه "امواج زیانبار
پارازیت" عنوان میشود، جان خود را از
دست داد . روز شنبه، دوم فروردینماه در بیمارستان امام حسین
شهر کرمانشاه، نوزاد چهار ماههییک خانوادهی جوانرودی جان سپرد . به گفتهی
شهروندان بومی، این نوازد به دلیل "پیامدهای ناشی از پارازیت" دچار
بیماری شده و تحت مراقبتهای پزشکی قرار گرفته بود . گزارشها حاکی از مطالبهی ٤٠
میلیون تومان و کارت شناسایی از این خانواده توسط بیمارستان کرمانشاه جهت مخارج
درمان میباشد . همچنین این خانواده قبل از بستری کردن نوزادشان، مبلغ ١٤ میلیون
تومان به حساب بیمارستان واریز کرده بودند . علیرغم فقر معیشتی و سکونت خانوادهی
جوانرودی در منزل استیجاری، مسئولان بیمارستان امام حسین کرمانشاه اعلام کردند که
تا پرداخت کامل پول، کارت شناسایی پدر نوزاد در گرو خواهند بود . پیشتر و در اوایل
اردیبهشتماه سال گذشته، یک زن حامله به نام "نیاز عزیزی" در بیمارستان
محمدرسول الله جوانرود، دوقلوهای خود را به دلیل تأثیرات امواج پارازیت، مرده به
دنیا آورده بود . تحقیقات صورت گرفته نشان میدهد؛ قرار گرفتن در معرض اشعه و
پارازیت، تا ٣٠برابر خطر تولد نوزاد معلول و عقب مانده ذهنی را افزایش می دهد . منشأ
این پارازیتها، شورای امنیت ملی است که برای عدم دسترسی شهروندان به شبکههای
ماهوارهای، از طریق سپاه اقدام به ساخت دکل و ارسال پارازیت میکند .
فشارهای امنیتی کوهنورد کُرد را مجبور به ترک ایران کرد
اینجا سنندج : پس از گذشت یک هفته از ناپدید شدن
کوهنورد حرفهای کُرد، دلیل این ناپدیدی فشار دستگاه امنیتی اعلام شد . سامان حسنخالی
از چهرههای سرشناس ورزشی کوهنوردی شهر مهاباد میباشد که حدود ١١ سال است در این
رشتهی ورزشی فعالیت دارد . به نقل از یک منبع مطلع در شهر مهاباد، پیشتر گمانها
حاکی از بازداشت این ورزشکار کُرد از سوی نیروهای امنیتی بود، اما پس از پیگیری مشخص
گردید که وی از ایران خارج شده است . این ورزشکار کُرد اعلام کرذ : نیروهای
اطلاعاتی روز بیست و هشتم اسفندماه ١٣٩٢ به منزل پدری وی مراجعه و اقدام به تفتیش
منزل آنها کردهاند، اما به دلیل عدم حضور وی در منزل موفق به بازداشت او نشدهاند
. سامان دلیل این اقدام نیروهای اطلاعاتی را به احتزاز در آوردن پرچم کردستان در
قلهی خانتانگری اعلام کرد . نیروهای اطلاعاتی لبتاپ و برخی لوازم شخصی سامان را
با خود بردهاند . یک فرد نزدیک به خانواده این ورزشکار کُرد از عدم اطلاع آنها از
سرنوشت فرزندشان خبر داده بود. پیشتر نیز دبیرخانه هیئت کوهنوردی شهر مهاباد نیز
از ناپدیدی این ورزشکار کُرد اظهار بیاطلاعی کرده بود . سامان حسنخالی در سال
٢٠١٢ موفق به فتح قله ٧٠١٠ متری خانتانگری در رشته کوه هیمالیا و در قرقیزستان شده
و پرچم "کردستان" را در این قله به احتزاز درآورده است . این کوهنورد
جوان از همنوردان نزدیک کوهنورد نامدار و زندهیاد کُرد مقبل هنرپژوه میباشد .
اعدام دو فعال سیاسی عرب، قریبالوقوع است
اینجا سنندج : دو فعال سیاسی عرب که از سوی دستگاه
قضایی ایران به اعدام محکوم شده بودند، به مکان نامعلومی انتقال یافتند . اواسط
هفتهی گذشته، مأموران امنیتی استان خوزستان دو فعال عرب را از زندان فجر دزفول به
مکان نامعلومی منتقل کردند . هویت این دو شهروند عرب اهل شهر شوش، علی چبیشاط ۴۹
ساله و سید یاسین موسوی ٣٦ ساله عنوان شده است . علی چبیشاط و سید یاسین موسوی به
مکان نامعلومی انتقال یافتند . این دو فعال سیاسی، بیست آبانماه سال ٩٠ از سوی
نیروهای وزارت اطلاعات در شوش بازداشت و بعدها بنابه گفتهی مدافعان حقوقبشر عرب،
"مورد شکنجه شدید جسمی و روانی" قرار گرفتند .
شعبهی دو
دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی موسوی برای علی چبیشاط و سید خالد(یاسین)
موسوی احکام اعدام و برای یک نفر دیگر هم پرونده آنها به نام سلمان چایانی ۲۵
سال حبس صادر کرده بود و خانوادهی زندانیان و فعالان حقوقبشر میگویند:
"ممکن است در این اواخر احکام اعدام آنها به تایید دیوان عالی رسیده و ما از
آنها بیاطلاع بودهایم . در صورت تأیید احکام اعدام آنها، انتقال آنان میتواند
به معنی انتقال برای اجرای احکام اعدام تلقی شود .
انتقاد از جلیلی دانشجوی کُرد را از تحصیل محروم کرد
اینجا سنندج : کمیتهی انضباطی دانشگاه آزاد اسلامی
تهران ـ واحد علوم و تحقیقات به سردار پرستار، دانشجوی کُرد ابلاغ کرده که حق ثبتنام
در ترم بعدی را ندارد . این دانشجوی کُرد از اهالی شهر سقز است . یکی از دانشجویان
این دانشگاه ضمن تأیید این خبر گفت: روز دوازدهم خردادماه سال گذشته، سعید جلیلی
از نامزدهای ریاست جمهوری به دانشگاه آزاد اسلامی تهران دعوت و در آنجا از سوی
سردار پرستار با انتقاد شدیدی مواجه گردید که بعد از گذشت یکماه، این فعال
دانشجوی کُرد از تحصیل محروم شد . این دانشجوی دانشگاه علوم و تحقیات تهران که
نخواست نامش فاش شود، افزود: سردار پرستار تنها دانشجوی دانشگاه بود که در آن روز
از بیکاری جوانان به ویژه دختران در ایران انتقاد کرد و سعید جلیلی با تندخویی به
وی جواب داد و از آن روز به بعد، سردار بدون دلیل به ادارهی حراست و کمیتهی
انضباطی احضار میشد . سردار پرستار که دانشجوی ترم اول رشتهی کامپیوتر بوده،
تیرماه همان سال به کمیتهی انضباطی دانشگاه آزاد اسلامی تهران احضار و بدون ارائهی
دلیل مشخصی، حکم محرومیت از ادامه تحصیل را به وی ابلاغ میکنند . یک منبع آگاه به
مسائل دانشجویی خاطرنشان کرد که نهادهای امنیتی درصدد "حذف" فعالان
دانشجویی کُرد از مراکز آموزش عالی هستند و این هدف را با برنامه تعقیب و اجرا میکنند
. طی سال ٩٢، جمعا ١٣ فعال دانشجویی کُرد به نامهای موسی احمدی، کوهستان کریمی،
مجید تیباش، فرشاد سلطانی، افسانه بایزیدی، گیتا گورانمحیط، دانا امینی، میثم
جوانمیری، سوران راوش، عادل غلامی، نعمت آزادخواه، مرتضی امینی و سردار پرستار از
ادامه تحصیل محروم شدهاند . در سال گذشته هرکدام از امید عبدی، افشین کریمیاننسب
و اردلان باستانی به دلیل فعالیتهای دانشجویی و تهدید نهادهای امنیتی بالاجبار
خاک ایران را ترک کردهاند . پیشتر نیز یک استاد دانشگاه پیامنور مهاباد به نام
جهانالله کرم به سبب فشار و تهدید وزارت اطلاعات، مجبور به خروج از کشور شد .
RMMK: سرکوب فعالیت سیاسی و فرهنگی در کُردستان
اینجا سنندج : یکی از مسئولان سازمان دفاع از حقوقبشر
کُردستان در نامهای سرگشاده به احمد شهید، گزارش اخیر وی را "منعکسکننده و
دربرگیرندهی واقعیت سیستماتیک نقض حقوقبشر" در مناطق کُردنشین ایران ندانست
. در این نامه، به سرکوبها، ممنوعیتها و برخوردهای حذفی ـ امنیتی سه دههی گذشته
اشاره شده و از عدم پوشش گزارشات نهادهای نظارتی و حقوق بشری همچون سازمان دفاع از
حقوقبشر کُردستان ابراز تأسف و نگرانی شده است . نامهی سرگشاده به گزارشگر
ویژهی حقوقبشر در امور ایران از سوی مسئول هیأت اجرایی سازمان دفاع از حقوقبشر
کُردستان منتشر گردیده که متن کامل آن در پی میآید . پیشاپیش از زحمات
جنابعالی بابت تهیه و آمادهسازی گزارش نقض حقوقبشر در ایران و ارائهی آن به
شورای حقوقبشر ملل متحد تشکر نموده و با قدردانی از تلاشها و پیگیریهای چند
ساله اخیر شما در دفاع از حقوقبشر در ایران و با اذعان به فقدان منابع اطلاعاتی
معتبر و بیطرف و محدودیتها و مشکلات قابل درک فرا روی شما در این خصوص، لازم است
اعلام نمایم که گزارش اخیرتان به عنوان گزارشگر ویژهی حقوق بشر در امور ایران
دربرگیرنده و منعکس کنندهی تمامی واقعیتهای مربوط به آنچه که نقض گسترده و
سيستماتيک حقوقبشر در کُردستان (ایالتهای کُردنشین ایران) چه مسائل مربوط به
گذشته و پیامدها و استمرار آن و چه وضعیت كنونی نبوده و نمیباشد . متأسفانه در
این گزارش نیز همچون گزارشهای گذشته و یا سایر موارد مشابه حقایق مربوط به حقوقبشر
و نقض آن در کُردستان پنهان و مغفول مانده است. تبعیض و آپارتاید در اشکال مختلف
آن علیه اقوام و ملیتها در ایران بویژه علیه مردم کُرد حتی در ارائه اطلاعات
مربوط به نقض حقوقبشر به جنابعالی به عنوان گزارشگر عالی حقوقبشر سازمان ملل در
امور ایران تمامی ندارد . به نظر ما رفتار تبعیض آمیز و اینگونه نواقص و کاستیهای
گزارش را نه متوجه شخص شما بلكه متوجه افراد و گروههای ارائه دهندهی اطلاعات
اولیه و برخی منابع نه چندان بیطرف است. در هر حال ضروری میدانم این واقعیت را به
اطلاع آن جناب برسانم که مردم کُرد به عنوان یکی از ملیتهای در اقلیت با جمعیتی
برابر با دوازده تا پانزده درصد جمعیت کل ايران حداقل در طول سه دهه و نیم گذشته
حقوق، آزادی و کرامت انسانیشان مداوماً آماج شدیدترین حملات بوده و بیشترین تلفات
جانی و مالی را متحمل شدند. در جریان سرکوب جنبش خودمختاریطلبی مردم کُردستان در
دهه هشتاد میلادی حدود ده هزار نفر از مردم ایالتهای کُردنشین توسط دولت ايران
کشته شده و هزاران نفر نیز دستگیر و زندانی و شکنجه و صدها نفر از آنها به جوخههای
اعدام سپرده شدند و حتی در برخی دهکدههای کُردنشین نیروهای دولتی اقدام به قتلعام
و کشتار جمعی زنان و کودکان میکردند . در تمام سه دهه گذشته تاکنون، دولت تمامی
احزاب و گروههای سیاسی کُرد را ممنوع از فعاليت نموده و مورد سرکوبی شدید قرار
داده و هر نوع فعالیت سیاسی را برای مردم کُرد به مثابه جرمی غیرقابل بخشش و با
مجازات سنگین ممنوع نموده است و اینگونه برخوردهای سخت و خشن تنها منحصر به احزاب
و سازمانهای سیاسی نبوده بلکه در تمامی این سالها نهادها و انجمنهای مدنی و حقوقبشری
و رسانهها و مطبوعات نیز با چنین رفتار و برخوردی مواجه بودهاند. سازمان دفاع از
حقوقبشر کُردستان به عنوان نهاد مدنی و حقوقبشری کُردستان که فعالیتهای رسمی آن
از آوریل ٢٠٠٥ آغاز شده مصون از سرکوب و برخوردهای حذفی و امنیتی نبوده است، آقای
محمدصدیق کبودوند رئیس و بنیانگذار این سازمان هفت سال پیش به جرم تشکیل و اداره
اين نهاد حقوقبشری به یازده سال حبس محکوم شد وی در پروندهای دیگر به عنوان مدیر
مسئول هفتهنامه پیام مردم محکوم به یک سال حبس، پنج سال محرومیت از روزنامهنگاری
و لغو پروانه انتشار روزنامه یادشده، گردیده است.ايشان بیش از ٨٢ ماه است كه پشت
میلههای زندان درحال تحمل کیفر محکومیت ناعادلانه و غیرقانونی به سر میبرد .
همچنين بیش از ده نفر از اعضای سازمان طی این سالها با محکومیتهای مختلف از شش
ماه تا پنج سال زندانی و برخی از آنها برای گریز از زندان ناچار به ترک کشور شدهاند
. متأسفانه امروز در کُردستان ایران هرگونه فعالیت سیاسی و فرهنگی شامل فعالیتهای
هویتطلبانه، خودمختاریخواهی و دموکراسیطلبی با برچسب تجزیهطلبی و با توجیهات
قضایی و امنیتی مورد سرکوب قرار گرفته است و اين افراد با محکومیتهای سنگین، حبس
و زندان و اعدام مواجه میشوند بطوری که هم اکنون صدها زندانی کُرد که دهها نفر
از آنها محکومیت اعدام دارند ،در زندانهای مختلف ايران به سر میبرند و این در
حالی است که نهادهای نظارتی و حقوقبشری همچون سازمان دفاع از حقوقبشر کُردستان
كه درصدد گزارشدهی چنین وضعیتی میباشند خود با سرکوب مواجه شدهاند و متاسفانه
در گزارش اخیر شما هیچ اشارهای به این موضوعات نشده است . ما امیدواریم جنابعالی
به عنوان گزارشگر عالی حقوقبشر سازمان ملل متحد در امور ايران، موضوع نقض
سیستماتیک حقوقبشر در کُردستان (ایالتهای کُردنشین) و ممنوعیت فعالیت احزاب و
سازمانهای سیاسی، مدنی و حقوقبشری كُرد، مطبوعات و سرکوب آنها و همچنین موضوع
زندانیان سیاسی كُرد و احكام اعدام آنها را مورد پیگیری جدی قرار داده و حداقل
مصادیق بارز و با اهمیت آن را در گزارشهای دورهای و آتی ذکر و بیان نمائید .
١١زن کُرد در سال ٩٢ قربانی مین، خمپارە و شلیک نیروهای انتظامی
اینجا سنندج : در سالی کە گذشت، ١١ زن و دختر کُرد در
مناطق کُردنشین ایران بر اثر اصابت گلولە نیروهای انتظامی و انفجار مین و خمپارە
بەجای ماندە از دوران جنگ، کشتە و زخمی شدهاند . از این تعدا ٥ تن کشتە و ٦ تن
دیگر بە شدت زخمی یا دچار نقص عضو گردیدهاند . علیرغم وعدەهای مسئولان حکومتی
مبنی بر پاکسازی مناطق آلودە بە مین در کُردستان و حتی برگزاری جشن پاکسازی در
بعضی از مناطق، مینها همچنان در کردستان قربانی میگیرند و زنان هم بخشی از این
قربانیان را تشکیل میدهند .
بریدههای
خبری از کشته شدن زنان و دختران کُرد در کردستان
عصر روز شنبه
بیست و هشتم اردیبهشتماه زنی به نام "حسیبه ساعد" اهل شهر سقز در کوه
"خورتاو" در روستای "ملقرنی" از توابع این شهر، دراثر برخورد
با مین کاشته، پای راست خود را از دست داد . در آخرین روزهای فصل بهار و تنها چند
روز قبل از آغاز تابستان، دو خواهر به نامهای "غزال ٢٠ و لیلا ١٣ ساله، به
هنگام رفتن به کوهستانهای اطراف منطقه "قوچی" از توابع شهرستان ارومیه،
در اثر برخورد با مینهای بە جای ماندە در اطراف یکی از پایگاهای متروکە جان
باختند . این قاتل خفتە در آخرین روزهای مهرماه نیز، ٧ قربانی گرفت کە ٣ تن از آنها
دختر بودند . روز ٢٦ مهرماه در اثر انفجار مین بە جای ماندە در اطرافی یک پایگاه
متروکە واقع در نزدیکی روستای "نشکاش " مریوان موجب زخمی شدن ٤ دختر بە
نامهای گشین کریمی، بهنوش مقدم و آلا روبینا گردید . بنا بر آمار رسمی مساحتی قریب
بە چهار میلیون و ٢٠٠ هزار هکتار از زمینهای پنج استان آذربایجانغربی، کُردستان،
کرمانشاه، ایلام و خوزستان کە ١١٠٠ کیلومتر مرز مشترک با عراق دارند، آلودە بە مین
و مواد منفجرە بە جای ماندە از دوران جنگ ٨ سالە این دو کشور میباشد . طی سال
گذشتە ٣٨ شهروند کُرد بر اثر برخورد با مین در مناطق کُردنشین ایران قربانی شدەاند
کە ١٠ نفر از آنها جانشان را از دست دادەاند . بر طبق این آمار ٦ تن یعنی رقمی
معادل ١٦% از قربانیان مین را در کُردستان زنان تشکیل میدهند . در سال ٩٢ جمعا ٩٠
شهروند کُرد در مناطق کُردنشین ایران بر اثر تعقیب و گریز نیروهای انتظامی و اصابت
گلولە این نیروها کشتە و زخمی شدن کە ٣ تن از آنها زن بودند . روز شنبه پنجم
مردادماه، یک شهروند کُرد به نام "سالار عبداللهی"، فرزند
"محمد"، در نتیجهی شلیک نیروهای انتظامی حکومت اسلامی ایران، جان خود
را از دست داد . خواهر این شهروند کُرد ساکن سردشت نیز به شدت زخمی شده و جهت
مداوای پزشکی به مراکز درمانی منتقل شده بود . اواخر همین ماه یعنی روز سیام
مردادماه، خودروی ٣ شهروند کُرد در نزدیکی روستای کوپیچ سفلی از توابع شهرستان
بانه بر اثر تعقیب مأموران نظامی واژگون شده و ٢ تن از آنان در دم جان سپردند . نیروهای
دولتی تنها به ظن حمل کالای قاچاق، خودوری شهروند بانهای به نام حامد گورهدار را
مورد تعقیب قرار دادە بودند که در این اقدام دختر حامد و شخص دیگری به نام اسماعیل
کشته شدند . از دیگر سو، روز پنجشنبە دوم آبانماه، دختری ١٧ ساله به نام
"اوین عثمانی" اهل بانه، از سوی نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران دهدف
شلیک گلوله قرار گرفته و پس از یک روز جان خود را از دست داد . این دختر کُرد به
همراه برادرش به یکی از تفرجگاههای شهر بانه رفته بود که در حین بازگشت به منزل
از سوی یکی از مأمورین درجهدار نیروی انتظامی به نام "ک . ر" به بهانهی
حمل کالای قاچاق، هدف شلیک گلوله قرار گرفتە بودند . گلولە خمپارە عمل نکردە در ماههای
آغازین و پایانی سال ٩٢ نیز در شهرهای مهران و سرپل ذهاب ٢ قربانی گرفت . در اواخر
فروردینماه، یک زن و شوهر کُرد ساکن شهرستان سرپلذهاب هنگامی کە مشغول جداسازی
ضایعات فلزی بودند بر اثڕ منفجر شدن خمپارە عمل نکردە جانشان را از دست دادند . در
همین ارتباط روزشنبە دهم اسفندماه، انفجار گلولە توپ در منزل مسکونی یک خانوادە
کُرد در منطقە فاز پنج شهرستان مهران، ٣ قربانی گرفت . در این حادثە شخصی بە نام
"هادی پوزش" در دم جان باخت و همسر و پسر وی نیز بە شدت زخمی شدند .
شنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۲
فشار نیروهای امنیتی در مراسم آتشبازی
به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج
.jpg)
.jpg)
روز گذشته شهروندان شهر اشنویه به مناسبت چهارشنبه
سوری در اکثر خیابانها و محلات شهر اقدام به برگزاری مراسم آتشبازی نمودند . مردم
شهر اشنویه در آستانه نوروز و در دو چهارشنبه آخر سال مراسمهایی را برگزار میکنند
و بر همین اساس روز چهارشنبه گذشته مراسم آتشبازی را برگزار کردهاند . مردم در
حالی به استقبال نوروز و سال نو رفتند که پیشتر نهادهای امنیتی مردم را تهدید کرده
بودند که از برگزاری مراسمات ویژه نوروز و چهارشنبه سوری خوداری کنند . نیروهای
لباس شخصی در محله سیدآباد اشنویه اقدام به خاموش نمودن آتش و تهدید شهروندان کرده
بودند که شهروندان این نیروها را سنگباران و اجازه خاموش نمودن آتش را به آنها
نداده بودند . اداره آتش نشانی با فشار نهادهای امنیتی مجبور به خاموش نمودن آتشهای
مراسم در شهر اشنویه شده بود . تعدادی زیادی تخممرغ به شکل پرچم کردستان از سوی
خانوادهها تهیه و آنها را به عنوان هدیه نوروزی به کودکان تقدیم میکردند . همه
ساله علیرغم فشار و تهدید نهادهای امنیتی حکومت اسلامی ایران در اکثر مناطق
کُردنشین ایران مردم با برگزاری مراسم آتشبازی چهارشنبه سوری به استقبال جشن
نوروز میروند . سرنوشت سمکو خلقتی نامعلوم میباشد
به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، پس از اینکه سمکو خلقتی
زندانی سیاسی کُرد روز سهشنبه، سیزدهم اسفندماه به بهانه انتقال به بند ٣٥٠ زندان
اوین به شعبهی "اعزام زندانیان" رجاییشهر احضار گردید، به مکان
نامعلومی انتقال یافته است .
یک منبع نزدیک به خانوادهی خلقتی اعلام کرد:
"در حالی که بستگان این زندانی سیاسی پیگیر سرنوشت فرزندشان بودند، آنان را
مطلع نمودند که سمکو خلقتی در زندان اوین نمیباشد . سمکو خلقتی، مدت ٤ سال و نیم
است که در زندانهای ایران در بازداشت بسر میبرد و او روز چهارشنبه، نهم بهمنماه
به بهانه ملاقات با خانوادهاش از سالن ١٢ به سلول انفرادی منتقل و به مدت سه روز
در سلول انفرادی نگهداری شده بود . سمکو خلقتی ٣٥ ساله و اهل مهاباد، بیست و هشتم
دیماه ٨٨ در اراک از سوی نیروهای امنیتی ایران بازداشت و به اتهام "اقدام
علیه امنیت ملی از طریق عضویت در احزاب کُرد اپوزسیون حکومت اسلامی ایران" به
١٥ سال حبس تعزیری محکوم شد .
نامهی زندانیان سیاسی رجایی شهرکرج به صادق لاریجانی
دست و پا زدن جامعه مدنی ایران برای رسیدن به کرامت
انسانی!؟
ایجاد فضای امنیتی برای تضعیف روحیهی زندانیان سیاسی با اتهام
زنیهای غیرانسانی و غیراخلاقی محمد مردانی، رییس زندان رجاییشهر کرج همچنان
سازمان یافته و سیستماتیک ادامه دارد . پس از ضرب و شتم و پروندهسازی بر علیه
رسول بداغی، شاهرخ زمانی در هفتههای گذشته و انتقال این دو تن به انفرادی گویا
دستگاه سرکوب تحت فرمان محمد مردانی رییس زندان رجایی شهر و یکی از قاتلین قتلهای
مشکوک در زندان در سه سال اخیر که دست ناپاکش در قتل محسن دگمهچی، افشین اسانلو،
علیرضا کرمی خیرآبادی، منصور رادپور و مهدی پایه کاملا مشهود و عیان بوده، ادامه
دارد و در یک اقدام جنونآمیز کاملا سازمان یافته شاهرخ زمانی از فعالین کارگری و
عضو سندیکا کارگران نقاش به نام دادگاه از بند ربوده شده و به جای نامعلومی منتقل
میشود و البته قبل از آن برای سمکو خلقتی زندانی کُرد چنین اتفاقی افتاده است و
ایشان به نام مجرمیت فراخوانده شد و به مکان نامعلومی منتقل شده است . این ربایشها
اخیرا جهت ایجاد جو ناامن و ناهنجار در بند ١٢ زندان گویا با معاشرت مستقیم به
فرمان مردانی انجام میشود و در این دو روز اخیر نیز با جعل دست خط و امضای خالد
حردانی زندانی عرب خوزستان که بیش از ١٤ سال در زندان و تبعید بدون مرخصی بسر میبرد،
انجام شد و اصطلاحا میخواهند با انتشار اخبار تصنعی و با ایجاد فضای جدید
غیرانسانی بر علیه فعالین سیاسی و حقوق بشری سالن ١٢ تشدید ناامنی کنند لازم است
که ذکر شود که خالد حردانی توسط همین مردانی پروندهای با اتهام واهی توهین به
رهبری در ماههای اخیر تحت این شرایط و به دو سال زندان تعزیری محکوم شد گویا خط
مش جدیدی جهت سرکوب زندانیان سیاسی سالن ١٢ توسط دستگاه امنیتی در حال شکلگیری
است . انتقال زندانیان به شعبه اعزام و ضرب و شتم زندانیان به اتهامات گوناگون،
ریشهای جدید از شکنجهها حکایت دارد . نمونه بارز و اخیر آن ضرب وشتم زندانی کُرد
لقمان مرادی که دوتا از دندههای او شکسته و با صورت و بدن زخمی به بند بازگشتند
از طرفی بر اثر این ناامنیها زندانیان سیاسی از رفتن به شعبه اعزام خودداری میکنند
. حشمت الله طبرزدی و سعید ماسولی در روز هجدهم اسفندماه در اعتراض به رفتن به
شعبه اعزام، امتناع و اعلام کردند در اعتراض به این ناامنیها از رفتن به شعبه
اعزام خودداری میکنند . مردانی از زمانیکه رییس زندان رجایی شهر شده است کارنامهای
ننگین و سیاه او روز به روز در حال افزایش بوده به مرحله کاملا کاغذ چرکین و ضد
ارزشهای انسانی تبدیل شده است و گویا در سازمان زندانها و قوه قضاییه کسی
پاسخگوی این خشونتهای افراطی و افسار گسیخته نیست اما در این شهر بیقانون در زیر
شکنجه و مرگ و پروندهسازی ظاهرا بخش کوچکی از هژمونی محمد مردانی که قواعد نظام
ولایت فقیه را نمایندگی میکنند. کسانی که بر طبل حقوقبشر اسلامی میزنند چه
پاسخی خواهند داشت. برای این همه بیقانونی در تعدیگری به حقوق انسانها در زندان
و آیا این حاشیه امن برای مردانی تحت سازمانهای خاص صورت میگیرد و یا با هماهنگی
دستگاههای نظارتی چنین اتفاقات سازمان یافته در حال شکلگیری است .
آن کسی که نمیداند جاهل است اما آن کسی که میداند و سکوت میکند
به انسانیت و بشریت ظلم میکند .
آقای رییس قوه قضاییه اطمینان دارم حال تو میدانی !؟
چهارشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۹۲
لغوسفر پروین ذبیحی به ژنو
به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، جایزهی حقوقبشری "رها" به پاس
فعالیتهای خانم پروین ذبیحی در عرصهی حقوق زنان و کودکان به وی اهداء میشود . وی
بهمراه پنج فعال دیگر حقوقبشر از سوی هیأت داوران سودویند به عنوان برندهی جایزهی
رها معرفی شدند . این فعال حقوق زنان و کودکان دراین باره اعلام کرد: امیدوارم
اهدای این جایزه بتواند مشوقی برای اعتماد بخشیدن به زنان و حرکت آنان در جهت
خودباوری و استقلال مادی و رهایی از مناسبات طبقاتی و مردسالاری باشد . وی دلیل
اهداء جایزهی حقوقبشری رها را؛ فعالیت در زمینهی خشونتهای ناموسی نظیر قتل،
سنگسار، ختنه و خونبس عنوان کرد . پروین ذبیحی از عدم حضورش در ژنو جهت اهداء
جایزهی حقوقبشری رها خبر داد و گفت: به دلیل پارهایی مشکلات سفر من امکانپذیر
نیست و قرار شده کس دیگری به نمایندگی از من، جایزه را تحویل بگیرد . مراسم رسمى
اهداى جوايز به برگزيدگان، در جريان بیست و پنجمین اجلاس شوراى حقوق بشر در ژنو،
برگزار خواهد شد . وی افزود: بنده ترجیح میدهم حوزهی فعالیتهایم تنها محدود به
مریوان و کُردستان نباشد و با فعالین مدنی در سراسر جهان در ارتباط باشم اما
خبررسانیها، ارتقاء آگاهی زنان و کوششهای فرهنگی بیشتر در مریوان و شهرهای اطراف
است . برندهی جایزهی حقوقبشر رها در ادامه تصریح کرد: عضو کمپین یک میلیون امضا
و تعاون روستایی زنان هستم و آنچه در خبرها راجع به بیوگرافی من درج شده اطلاعات
قدیمی میباشد و غیر از این دو مورد عضو هیچ تشکل دیگری نیستم . پروین ذبیحی
اصالتا اهل روستای "بیساران" از توابع شهرستان سروآباد میباشد که به
علت شغل پدرش در شهر بانه متولد و اکنون ساکن مریوان میباشد. او به دلیل ارتباط
با سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، از دانشگاه تربیت معلم اخراج و ٥ سال و نیم
را در زندان بسر برده است . پروين ذبيحى کتاب "ختنهی دختران" اثر روناک
فرج را از زبان کُردى به فارسى ترجمه کرده است . سازمان غيردولتى اتريشى سودويند،
در سال ١۹۷۹ بنيانگذارى شده که به توسعهی جهانى پايدار، حقوقبشر و شرايط کارى
مناسب در جهان متعهد است و از سال ٢٠١٠ در شوراى حقوقبشر از طريق تنظيم موضعگيرىهاى
خود و تدارک اجلاسهاى موازى در مورد وضعيت حقوقبشر در ايران توسط نمايندگان خود
در شوراى حقوقبشر، حسن نايب هاشم و شعله زمينى، شرکت داشته و در زمينه طرح موارد
نقض حقوقبشر در ايران و جلب توجه بينالمللى به آن، مىکوشد .
جو امنیتی در سنندج و زخمی شدن یک جوان کُرد
به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، روز دوشنبه بیستم اسفندماه نیروهای نظامی حکومت
اسلامی ایران در شهر سنندج به دلایل نامعلومی خودور شخصی یک شهروند کُرد را مورد
شلیک مستقیم قرار داده که زخمیشدن وی را درپی داشت . به گفته شاهدان عینی، این
جوان کُرد پس از زخمی شدن، خودروی خود را رها کرده و از ترس ماموران، ناپدید شده
است . در هفتههای گذشته فضای شهر بطور محسوسی توسط نیروهای نظامی و لباس شخصی
امنیتی شده و تدابیر منع آمد و شد در ساعات نیمه شب برقرار میباشد . گزارش میافزاید:
نیروهای یگان ویژه در خیابان آزادگان (میدان امام شافعی - میدان کوهنورد) مستقرند
و تیراندازیبه شهروندان کُرد، با فضای امنیتی شهر بیارتباط نیست . در این زمینه،
یک منبع مطلع در سنندج که نخواست نامش فاش شود، مدعی حضور یک مقام بلندپایهی
حکومتی در سنندج گردید .
با دخالت نهادهای امنیتی، شهردار پاوه منصوب شد
به گزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، انتصاب شهردار پاوه اعتراض دیگر
اعضای شورای شهر که در این انتصاب هیچ دخالتی را نداشتهاند موجب شد . در این
رابطه سه نفر از اعضای معترض شورای شهر پاوه در نامهای سرگشاده به معاونت امور
عمرانی استانداری کرمانشاه، اعتراض خود را نسبت به این اقدام غیراصولی و خارج از
"قانون" اعلام کردهکه متن کامل نامه در انتهای خبر درج میگردد . پیشتر
وبسایت مرکزی حزب دمکرات کردستان ایران از "دخالت مستقیم نهادهای امنیتی و
شخص نمایندهی ولی فقیه" در این شهر، خبری را منتشر کرده بود . وبسایت
کوردستان میدیا اعلام کرده: انتصاب با دخالتهای مستقیم ملا قادر قادری و بدون
توجه به نظر و رأی اعضای شورای شهر پاوه صورت گرفته است . انتصاب سلام خسروی به
عنوان شهردار جدید پاوه موجی از نارضایتی را در میان مردم این شهر به دنبال داشته
است . شهروندان پاوهای عدم تخصص در شهرداری و وابستگی خسروی به دستگاههای امنیتی
را علت ناراضیبودن خود اعلام کردهاند . متعاقب انتشار این اخبار در رسانهها،
حیدر اسلامینیا یکی از اعضای ناراضی شورای شهر در نامهای جداگانه اقدام به
مجموعهای روشنگری در این خصوص نموده که متن کامل آن نیز در پایان خبر منتشر میشود
.
باسمهتعالی
معاونت
محترم امور عمرانی استانداری کرمانشاه
سلام
علیکم
با
احترام و آرزوی مزید توفیقات الهی، در اجرای نامهی شماره ۱۰۴۰ مورخ ۲۵/۹/۹۲ شورای محترم اسلامی شهر پاوه منضم به صورتجلسه فوق العاده شماره (۱۲) مورخ ۲۳/۹/۹۲ مواردی به شرح ذیل باستحضار عالی میرساند .
نشست مورد نظر که در پی تماس تلفنی ریاست محترم شورا به منظور رایزنی با
شهرداری که در جلسه ی شماره (۱۱)همزمان با تعیین سرپرست شهرداری به اجماع کلیه ی اعضا رسیده و در طول ۵ ماه گذشته بدان تأکید و در نهایت ، نهایی گردیده بود انحام گرفته بود .
انتظار معقول برآن است که گزینه پیشنهادی در محل دفتر شورا حضوریافته و قبل
از رأی نهایی با شنیدن توانمندی ها ، تنگناها ومشکلات شهرداری تصمیم مقتضی را
متناسب با وضعیت موجود اتخاذ و متعاقب آن متعهد به انجام وظیفه می نمودند . حال
رزومه ی کاری ، آشنایی و تسلط بر امورات ، اهداف و برنامه های کاری ، رایزنی با
مقامات مسئول و … همه وهمه ی اینها به کنار!!! آیا طرح این موضوع توقع گزافی است؟!!!
آیا معقول است در فاصله ی پنج دقیقه بر گزینه ای که اصلاً از قبل به عنوان
گزینه ی موردنظر مطرح نبوده و به تبع آن نیازی به بررسی و توانمندی آن وجود نداشته
است رأی داد ؟ آیا این رأی گیری و تصمیمات عجولانه می تواند برای تصمیم سازی شهری
که حساسیت زیادی به سبب کجرویی ها وخطاهای گذشته وجود دارد بسنده نمود؟
آیا هر نشستی و یا بحث و تبادل نظری به معنی و
مفهوم جلسه ی رسمی شورا قلمداد می گردد؟ که در اینصورت می بایست تعداد جلسات بجای ۱۱ جلسه به فراتر از ۵۰ مورد نیز می
رسید. آیا برابر ضوابط اینطور نیست؟
آیا
قانونگذار برای برگزاری جلسات رسمی ضوابط خاصی را مدنظر قرار نمی دهد؟ آیاجلسه ای
که بدون ارسال دعوت نامه رسمی
با قید تاریخ و زمان مقرر و دستور کارجلسه و نیز عدم امضای دفاتر مربوطه می توان
بر آن صحه گذاشت؟
جای بسی تعجب است که در صورتجلسه خودتنظیمی
بدون ذکر اظهار نظر حاضرین به غائبین توجه شده که صوری بودن و برنامه ریزی شدنش را
به وضوح نشان می دهد. آیا در صورتجلسه ای که شبهات در آن وجود دارد فقط حیدر
اسلامی نیا و محمد فاروق یوسفی (غائبین) اظهار نظر نموده اند؟ هدف از طرح نام این
دو چیست؟ آیا نمی خواهند بدان توجیه قانونی بخشند؟ مابقی عزیزان کجا تشریف داشتند،
آیا اظهار نظری ننمودند؟ حداقل نام یکی از دوستان نیز درج می گردید؟!!! عقل سلیم
حکم می نماید اگر مقرر است به جای کسی جملاتی نیز ذکر گردد واقعیت موضوع را بیان
می فرمودند تا غیرموجه بودن آن بر کارشناسان امر به وضوح عیان می گردید .
آیا نباید کسی پرسش نماید علت ترک نمودن (سه
نفر از اعضای شورا) در نشست مذکور چیست؟ آیا نباید حتی یک درصد برای این افراد حق
قائل بود وبه درد دل آنان توجه می شد؟ اگر خلاف قانون ومقررات بحثی می نمودند تذکر
وتوبیخ قانونی انجام می گرفت؟
قانونگذار به سبب اهمیت جایگاه شهردار در
اداره ی امور شهری و نیز تعاملی که با مجموعه شهروندان در پی دارد، همواره در
انتخاب گزینه ی شهردار با حساسیت خاصی موضوع را دنبال نموده، این در شرایطی است که
رویکرد دولت تدبیر وامید در بکارگیری نیروهای کار آزموده به عنوان الگوی مناسب جهت
تصدی سمت شهردار را معیار خوبی برای گریز از پدیده ی آزمایش وخطا دانسته و آن را
فعل مناسب و کاربردی در این رابطه تشخیص می دهیم. آیا این حساسیت فعل ناصوابی است؟
آیا اگر این دوستان مقداری تأمل به خرج می
دادند وبرابر ضوابط طرح موضوع می نمودند آیا گزینه ی توصیه شده ی آنان بدون توجه
به شرایط و ضوابط رأی نمی آورد؟ مگر دوستانمان همانطوریکه اظهار می فرمایند چهار
رأی ندارند؟ آیا این تفکر شورایی است در هر نشست وجلسه عنوان گردد که ما چهار نفر
هستیم وخود تعیین کننده می باشیم؟ آیا بیان این موضوع از نظر اخلاقی صحیح می باشد؟
آیا اگر اشخاص دیگری جای ما می بودند تحمل و توان این همه بی مهری دوستان را می
نمودند؟
!!!
علی ایحال علاوه بر پیگیری موارد صدرالذکر از محضرتان نیز استدعا داریم
اوامری اتخاذ فرمائید تا با حضور کارشناسان امر دوره ی آموزشی و توجیهی برای اعضای
شورای شهر برگزار تا هریک بر شرح وظایف و حد و حدود انتظاراتی که قانگذار بدان امر
نموده آشنا گردیم ، تا با علم بر یقین از تکرار بخشی ازخطاهای گذشته و خود رأی های
خودساخته جلوگیری به عمل آید که اکثر سؤ تفاهمات ناشی از این امر می باشد .
بدیهی ست: برابر موارد ذکر شده، قید و عنوان
صوتجلسه ی مذکور به سبب عدم التزام به دستورالعمل ها و آیین نامه های صادر دارای
وجاهت قانونی ندانسته فلذا از محضر آن بزرگوار درخواست می نماییم با کن لم یکن تلقی نمودن
صورتجلسه و اعاده ی آن ، شرایطی را امر فرمایید تا با برگزاری جلسه ی رسمی رأی
گیری به معنی واقعی انجام و فرد برگزیده با هر رأی به عنوان گزینه ی پیشنهادی تمام
اعضاء به مراجع ذیصلاح معرفی گردد. (این در شرایطی است که قانونگذار
مهلت سه ماهه را تعیین نموده و برای آخرین آیای دیگر، آیا دو روز فرصت خواستن برای
گزینه ای که متصدی مدیریت شهری با دانش وتخصص لازم در زمینه های شهرسازی، عمرانی،
اجرایی ، فضای سبز، مالی و… توقع غیر معقولی است)
ومن الله توفیق
مهدی
عبدی، محمدفاروق یوسفی و حیدر اسلامی نیا
جمعی
از اعضای شورای اسلامی شهر پاوه
متن کامل نامهی حیدر اسلامنیا که برخی از وبسایتهای
محلی پاوه اقدام به انتشار آن کردند درپی میآید .
قبل از
اینکه موضوع انتخاب شهردار رسانه ای گردد و مطالب و موضوعات مطرح شده در سایت ها
مندرج گردد به مدیران چند سایت حاضر در جلسه عرض نمودم که یا مطلب و موضوعات مطرح
شده را عنوان نکنید؟ یا اینکه واقعیت ها را منعکس نمایید و بطور کامل مطالب مورد
نظر را بنویسید، چون آن چیزی که در سایت ها نوشته اند خلاف اتفاقات مورد نظر بوده
است .
این
امر بعضی از کاربران را بدون اطلاع از وقوع جریان وادار می نمایند که هم خلاف
واقعیت برداشت نمایند و هم خلاف واقعیت اظهار نظر نمایند .
اینجانب
در جلسه ی معارفه ی شهردار تمام واقعیت های ممکن را که وظیفه و رسالت خود می
دانستم بیان نمودم ولی سایت های خبری به هیچ یک از آن مطالب اشاره ننموده اند و
تنها به عنوان حاشیه ی جلسه و آن هم در راستای تضییع حق بنده، به موضوع نگرانی
بنده با فرماندار محترم اشاره نموده اند. درج این مطالب کذب و به دور از واقعیت،
موجب نگرانی همشهریان ارجمند وفهیم گردیده لذا به منظور روشن شدن ذهن افکار عمومی
و دفاع از حق خود واقعیت واصل ماجرا را به شرح ذیل بیان می نمایم .
قبل از
شروع سخنانم بنا به وظیفه به دوست و همکار عزیزم آقای آزاد حسینی به خاطر فوت دو
نفر از عزیزانش تسلیت نمودم امری که هیچ یک از سخنرانان قبل از بنده به آن اشاره
ای ننمودند .
تبریک
انتصاب شهردار چون در هر حال این قضیه را انتخاب نمی دانم و برگفته های خود پای
بند می باشم و بیان نمودم که بنده و دوستانم مخالف شخص آقای خسروی نبوده ایم بلکه برابر قانون مخالف
روند انتخاب آقای خسروی به عنوان شهردار بوده ایم و اعلام نمودم حال که ایشان
شهردار شده اند در جهت اعتلای نام پاوه و ادای وظیفه از هیچ همکاری با ایشان دریغ
نخواهم کرد .
به کنایه به همه ی کسانی تبریک گفته ام که باعث و بانی این انتصاب بودند و
در مدت این چند ماه شبانه روز، با رایزنی های فراوان درسطح شهر و گوشه وکنار استان
و دست به دامن شدن دیگران در جهت تحقق این ناعدالتی قدم برداشته اند که نیازی به
بازگوکردن نام هیچ کس نمی بینم و به قولی (آن چه که عیان است چه حاجت
به بیان است) و بیان نمودم که
قضیه ی شهردار تمام شد از خواب های پریشان بیرون بیایید و امشب را راحت بخوابید . !!!!!!!
به مدیر کل دفتر امور شهری و شوراهای
استانداری تبریک گفته ام که این امر خلاف قانون را با رایزنی های فراوان اجرا
نمودند ودراین راستا به معاون ونماینده ی ایشان که درجلسه حاضر بودند و در سخنان
خود به مشکلات پیش آمده در طول مسیر (خراب شدن ماشین درکرمانشاه و روانسر) اشاره
نمودند. بیان کردم که وسیله ی نقلیه با زبان بی زبانی دوبار به شما یادآوری نمود
که کارتان خلاف قانون است ومی خواست شما را درحضور در این جلسه بازدارد اما
نپذیرفتید و دراین راستا نیز بیت شعری از میرزا عبدالقادر پاوه ای یکی از شاعران
نامدار این دیار را قرائت نمودم در آقای فرماندار اظهار نمود من مسئولیت صحت صورتجلسات را به سبب امضای ۴ نفر می پذیرم .
خطاب
به نماینده ی محترم در مجلس شورای اسلامی که خود مجری قانون است این جمله را با
ابراز تاسف بیان نمودم که انتظار نداشتیم مجری قانون مدافع و بانی اجرای این
انتصاب خلاف قانون باشند چون بیشتر مردم پاوه ایشان را عامل اصلی برای صدور ابلاغ
می دانند. که امیدوارم در این
خصوص جوابی قانع کننده برای مردم این شهر داشته باشید .
خروج
امام جمعه ی محترم بعد از ایراد سخنان خود از جلسه به خاطر حضور در مراسم فاتحه
خوانی در یکی ازشهرهای همجوار را یادآور نمودم وبیان داشتم که بعدا به صورت خصوصی
در این باره با ایشان صحبت خواهم کرد، اگرچه خیلی دوست داشتم ایشان نیز تاپایان
درجلسه حضور می داشتند و سخنان بنده را از زبان خودم می شنیدند .
بنا به
وظیفه ی خود از تلاش ها و زحمات آقایان محمد امین امینی سرپرست وجمال ابراهیمی
شهردار سابق تقدیر نمودم .
از
زحمات پرسنل زحمت کش شهرداری با بیان این جمله ((پرسنل شهرداری تمایل زیاد به
انجام کار دارند و افرادی کارآمد درحوزه ی کارخود می باشند اگر دیگران درکارشان
دخالت نکنند ودر طول این شش ماه از عمر شورای چهارم این گفته را ثابت نموده اند))
تقدیر به عمل آوردم .
بیان
این موضوعات که خود همه ی آنها را واقعیت می دانم و هنوز برآنها پای بند هستم باعث
شد تا فرماندار محترم واکنش نشان داده و در جواب بنده بیان نمودند (که خداوند شما را به خاطر
این مشکلات پیش آمده ببخشد) این جمله فرماندار محترم را با بیان این مساله که بنده نیز شما را (بانی وعامل اصلی می دانم) و این جمله را چند بار خدمت
ایشان یادآور شده ام، پاسخ دادم که در جواب اظهار نمودند ادامه ندهید چون شما را
از جلسه اخراج خواهم کرد بنده نیز در پاسخ اعلام نمودم که عضو شورای شهر هستم و
هیچ کسی نمی تواند بنده را از جلسه بیرون نماید اما نیازی به این کار نیست چون
خودم جلسه را ترک خواهم کرد بعد از رد و بدل شدن چند جمله که نیازی به بازگو کردن
آن نمی باشد و آن جملات را دور از شان جلسه می دانم از سالن بیرون رفتم . بعد از
ترک سالن با اصرار چند نفر از کارمندان فرمانداری در سالن ماندم در خاتمه ی سخنان
حاضران با میل و رغبت خود به داخل سالن رفتم و از فرماندار محترم عذرخواهی نمودم
حرکتی که تحسین حاضران را درپی داشت در ادامه فرماندار محترم نیز از بنده عذرخواهی
نمودند .
انجام
این کار را عزتی برای خود می دانم تا بلکه کسانی که منتظر بودند تا بار دیگر از آب
گل آلود ماهی بگیرند و دو باره به موضوع دامن زنند و موضوع را به آشوب و اغتشاش
نسبت دهند ناکام شوند چون در این راستا قبلا مورد بازخواست قرار گرفته ام در خاتمه نیز اعلام می نمایم
که هیچ مشکلی با فرماندار محترم ندارم وبرای ایشان نیز احترام تمام قائل می باشم و
برایشان آرزوی توفیق وسربلندی را دارم .
حیدراسلامی
نیا عضو شورای اسلامی شهر پاوه
شنبه، اسفند ۱۷، ۱۳۹۲
پلیس سنندج حدود 150 جوان کُرد را بازداشت کرد
بنا بەگزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، شامگاه پنجشنبه، پانزدهم اسفندماه، نزدیک به
١٥٠ پسر و دختر ساکن شهر سنندج در یکی از باغات مسیر جادهی دهگلان حدفاصل
"صلوات آباد" بازداشت و به زندان انتقال یافتند .
به گفته یک منبع مطلع، درپی بازداشت این جوانان، روز
جمعه خانوادههایشان در مقابل ادارهی پلیس در خیابان "کشاورز (وکیل)"
تجمع نمودند و خواستار آزادی فرزندانشان شدند . این منبع همزمان از ایجاد فضای
امنیتی بر شهر توسط نهادهای حکومتی خبر داد . تاکنون هویت و دلیل بازداشت دسته
جمعی این جوانان کُرد که سن آنها کمتر از ٣٠ سال میباشد همچنان نامعلوم است، اما
گزارشات ارسالی حاکی از گردهمایی شهروندان کُرد در آستانهی روز هشتم مارس میباشد
. طی روزهای گذشته چندین تن از مدافعان حقوق زنان شهر سنندج از سوی مراکز امنیتی و
قضایی شهر سنندج احضار و برای برگزاری مراسم روز ٨ مارس مورد تهدید قرار گرفته
بودند . طبق گزارشهای انتشار یافته، سیمین چایچی، سوسن رازانی، خالد و غالب
حسینی، مظفر صالحنیا و خلیل کریمی از جمله فعالانی بودند که با تهدید مراکز
امنیتی و قضایی حکومت اسلامی ایران در شهر سنندج مواجه گردیدند .
یک کارگر کُرد اهل کرمانشاه در شهر سلیمانیه جان باخت
بنا بەگزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، روز گذشته در شهر سلیمانیه یک کارگر اهل
کرمانشاه به نام علی غلامشاهی فرزند رضا دچار ایست قلبی شد و جان سپرد . این
کارگر ٣٠ ساله به سبب نرخ بیکاری بالا در مناطق کُردنشین ایران به ویژه استان کرمانشاه،
به کارگری و امرار معاش در شهرهای اقلیم کُردستان روی آورده بود . گزارش ارسالی
حاکی از آن است که جسد علی غلامشاهی هماکنون در پزشکی قانونی شهر سلیمانیه
نگهداری میشود و از روز یکشنبه به زادگاهش کرمانشاه انتقال مییابد . طی سال
جاری، ١٢ کارگر کُرد ایرانی در شهرهای اقلیم کُردستان عراق بر اثر حوادث ناشی از
کار و کارهای طاقتفرسا جان خود را از دست دادهاند . در یک سال اخیر موج خروج
جوانان کُرد به اقلیم کُردستان جهت امرار معاش روبه افزایش بوده و طبق آمارهای رسمی
استانهای کُردنشین ایران بیشترین نرخ بیکاری را به خود اختصاص دادهاند . آمارهای
رسمی حاکی از وجود بیش از ٥٠ هزار کارگر ایرانی در اقلیم کُردستان عراق است .
مأموران هنگ مرزی در بانه شهروند کُرد را زخمی کردند
بنا بەگزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ، تیراندازی مستقیم نظامیان حکومتی مستقر در
روستای ابوالحسن، زخمیشدن یک شهروند ٣٥ ساله به نام رحیم رحیمزاده فرزند امین را
درپی داشت . وی از ناحیهی پا به شدت زخمیشده و به گفتهی یک منبع مطلع در بخش
نمشیری از توابع بانه، فتحیزاده فرماندهی پاسگاه به وی شلیک کرده است . این
شهروند کُرد دارای دو فرزند میباشد و بعد از تیراندازی مأموران هنگ مرزی در روز
چهاردهم اسفندماه، به مراکز درمانی شهر بانه انتقال و هماکنون تحت مراقبت پزشکی
میباشد . وی در داخل خودور هدف شلیک مستقیم نیروهای انتظامی قرار گرفته است . همچنین
روز سهشنبه سیزدهم اسفندماه یک شهروند دیگر به نام جسیم شاهی ساکن شهرستان مهاباد
در خودروی شخصی مورد شلیک مستقیم نیروهای انتظامی حکومت اسلامی ایران قرار گرفت و
بر اثر آن به شدت زخمی شد .
در روز جهانی زن، یک زن فعال در سنندج بازداشت گردید
بنا بەگزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج مأموران وزارت اطلاعات در سنندج یک فعال حقوق
زنان به نام مریم ناصری را بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال دادند . وی از اعضای
"کمپین حمایت از زنان بیسرپرست و ستمدیده" بود . تا لحظهی انتشار این
گزارش از دلیل اصلی بازداشت خانم ناصری و محل نگهداری وی اطلاع دقیقی در دسترس نمیباشد
. گزارش ارسالی از سنندج حاکی از بازداشت یک فعال دیگر کمپین به نام روزیتا احمدی
در اواخر بهمنماه است . همچنین در ادامهی موج بازداشت و ارعاب شهروندان کُرد به
ویژه مدافعان حقوق زن، طی روزهای اخیر دو خواهر عضو کمپین حمایت از زنان بیسرپرست
و ستمدیده به نامهای سُمیه و شهلا اللهویسی توسط نهادهای امنیتی تهدید به
بازداشت شدند که اکنون خبری از سرنوشت آنان در دست نیست . پیشتر نیز یکی از فعالان
حقوق زنان به نام سیمین چایچی از سوی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی سنندج احضار و
دربارهی اجرای مراسم روز هشتم مارس، مورد تهدید قرار گرفته بود . از سنندج گزارش
رسیده که همزمان با روز هشتم مارس، فضای شهر به شدت امنیتی شده و حضور لباس شخصیها
و یگان ویژه در خیابانها و میادین شهر محسوس است . سالانه زنان و دختران کُرد در
شهرهای کُردستان ایران به ویژه شهر سنندج اقدام به برگزاری مراسم روز جهانی زن میکنند
. دولت ایران روز هشتم مارس را به رسمیت نمیشناسد و در برابر آن روز یازدهم
اردیبهشتماه را روز مادر و زن معرفی و تبلیغ میکند .
سە زن کُرد طی هفتە گذشتە خودکشی کردند
بنا بەگزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج و بر پایە گزارشات منتشر شدە، در روزهای گذشتە زن ٢٠ سالەای بە نام مهتاب
خشتە فرزند سلیم در روستای "عایشە گولان" شهرستان بوکان اقدام بە خودکشی
کرد و جان سپرد . علت خودکشی این زن جوان اهل روستای قادرآباد اختلافات خانوادگی
اعلام شدە است . از دیگر سو، روز هشتم اسفندماه، زن متاهلی بە نام "حسیبە
" ساکن در شهرستان سقز خود را حلقآویز و بە زندگی خود پایان داد . این زن کە
دارای دو فرزند ٣ و ٦ سالە بودە و بە علت اختلافات خانوادگی اقدام بە خودکشی زدە و
بە زندگی خود پایان دادە بود . همچنین روز سەشنبە ١٣ اسفندماه ، دختر جوانی بە
نام صبری کریمی ساکن روستای "بیاشوش" از توابع شهرستان روانسر کە روز
قبل اقدام بە خودسوزی کردە بود جانش را از دست داد . این دختر ١٧ سالە بە علت
اختلافات خانوادگی اقدام بە خودسوزی کردە و بە زندگی خود پایان دادە بود .
حکم برادران کُردپور در دادگاه تجدید نظر صادر شد
بنا بەگزارش وبلاگ خبررسانی اینجا سنندج ؛ سال ٩١ و
در ادامە روند بازداشت روزنامەنگارن و فعالین فرهنگی کُرد در کُردستان ایران، در
تاریخ هفدهم اسفندماه، خسرو کُردپور در شهر مهاباد بازداشت و دو روز بعد مسعود
کُردپور، در حالی کە برای پیگیری وضعیت برادرش بە ادارە اطلاعات مهاباد رفتە بود
بازداشت شد . مسعود و خسرو کُردپور پس از ٨ ماه حبس و ٣ بار محاکمە از سوی دادگاه
انقلاب شهر مهاباد با قاضیگری "جواد کیا" مجموعا بە ٩ سال و ٦ ماه
زندان تعزیری محکوم شدند . مسعود کُردپور بە اتهام "اجتماع و تبانی علیهە
نظام" بە ٣ سال زندان تعزیری و بە اتهام "فعالیت تبلیغی" بە ٦ ماه
زندان تعزیری و جمعا بە ٣ سال و نیم زندان محکوم گردید . همچنین خسرو کُردپور بە
اتهام همکاری جهت تجمع اعتراضی بە ٥ سال زندان تعزیری و بە اتهام "تبلیغ علیە
نظام" بە ١ سال زندان تعزیری و ٢ سال اقامت اجباری و تبعید به شهرستان کرمان
محکوم شد . یکی از نزدیکان خانواده کُردپور اعلام کرد: "متاسفانه این حکم
بدون تغییر در دادگاه تجدیدنظر تایید شده است . این منبع که نخواست نامش فاش شود،
گفت: "همچنین حکم تبعید خسرو کُردپور عینا تایید و در حالیکه وی زبان ترکی را
بلد نیست باید پنج سال از حکم خود را در زندان تبریز بگذراند . بنابه حکم صادره
توسط دادگاه انقلاب مهاباد، خسرو کُردپور مدیر مسئول آژانس خبری موکریان ملزم به ٢
سال اقامت اجباری در شهرستان کرمان میباشد که پس از اتمام ٥ سال محکومیت خود در
زندان تبریز، باید آن را نیز سپری نماید . همچنین یکی از وکلای پرونده براداران کُردپور
اعلام کرد: "حکم برادران کُردپور از سوی دادگاه تجدید نظر استان صادر شده،
اما تاکنون به ما اعلام نشده است . این وکیل برادران کُردپور افزود: تاکنون علیرغم
اینکه چندین بار برای این دو روزنامهنگار کُرد درخواست مرخصی کردهاند، اما
دادگاه مرتبا با این در خواست مخالفت کرده است .
سهشنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۹۲
مأموران در گریختن قاتلین شیدا حاتمی دست داشتهاند
جلوگیری از بررسی محل کشته شدن شیدا حاتمی، دانشجوی
کُرد اهل ارومیه و انتقال فوری جسد وی به بیمارستان توسط ماموران رژیم از ادلهی
اثبات دخالت مامورین و مسئولین رژیم در کشته شدن این دانشجوی کُرد است . یک منبع
مطلع از این جریان به اینجا سنندج گفت: شیدا حاتمی پس از خروج از حمام خوابگاه
دانشگاه، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در نتیجه صدمات وارده، جان باخته است که
آثار چاقو بر نواحی گردن و صورت وی وجود داشته است . این منبع مطلع که نخواست نامش
فاش شود، افزود: مسئولین رژیم علاوه بر این که رفت و آمد به محوطهی دانشگاه را
کنترل نکردهاند بلکه کروکی محل ارتکاب به جرم را بررسی نکردهاند و حتی برای
یافتن قاتلین تحقیقی انجام ندادهاند . شیدا حاتمی، فرزند عمر و ٢٤ ساله دانشجوی
کارشناسی ارشد رشتهی "زمینشناسی" دانشگاه "نازلو"ی ارومیه،
روز شنبه مورخهی ١٠ اسفندماه کشته شد و جسد وی در خوابگاه دانشکدهی مهندسی
کشاورزی پیدا شد .
قتل شیدا حاتمی دانشجوی کرد
روز
یکشنبه جسد را شستشو داده و معلوم شده سرش ازپشت شکسته شده و یکی از انگشتان دستش
شکسته و صورت کبود و خالخال و جای اثرانگشت روگردنش بوده یعنی کتککاری بوده و
خفگی بوده نه خودکشی. دانشگاه به خانوادهی شهید شیدا حاتمی، شهید علم، زنگ نزده.
خانوادهی وی از دانشجویان منطقه شنیدن به گونهای که دانشجوهای منطقه ب خانوادشون
خبر داده و خبر دست به دست ب خانوادهی عمر حاتمی در نوی میرسد. شهلا خواهر بزرگ
شیدا لزگین که برادر شیدا است، بعد از آن که به دانشگاه سر میزنند، درمانگاه با
خونسردی به آنها گفته خودکشی کرده شهلا با عصبانیت روی میز میکوبد و میگوید پس کو
جنازه کو پلیس جنایی و درمانگاه میگوید به پزشک قانونی انتقالش دادهاند.
شهلا
خواهر بزرگ شیدا به همرا لزگین برادرش، به پزشک قانونی ارومیه رفته و پزشک قانونی
به آنها میگوید کسی با این مشخصات را اینجا نیاوردهاند. عمر، مریم و محسن که از
سایر اعضای خانوادهی شیدا هستند هنوز تو راه بودهاند شهلا و لزگین در بیمارستان
خمینی ارومیه دنبال جسد میگردند. یک برانکارد را با جنازه میبینند که کارمندان
بیمارستان خمینی آن را به سردخانه انتقال میدهند. سریعا به نزدیک جسد رسیده کاور
را باز میکنند و میبینند شیهد شیدا حاتمی، چادر بر سر داشته و در عین حال صورتش
کبود بوده و از دهان و پیشانیش خون چکیده و انگشتانش زخمی شدهاند. محسن و لزگین
شورش که از برادران شهید شیدا هستند، شکایتنامه نوشته و با پلیس جنایی واگاهی به
دانشگاه نازلوی ارومیه رفته و محل خوابگاه و اتاق را بررسی میکنند که چرا بدون
اطلاعدادن به پلیس جنایی و خانوادهی وی، جنازه را جابجا کردهاند و آنها جواب
منطقی نداشتند.محسن و لزگین و شورش میگویند یک تخت خواب دو طبقه بوده و روبانهای
نایلونی را که دورسبزی و جعبه شیرینی میپیچند آنجا مشاهده کردهاند. مسئولین
خوابگاهاعلام کردهاند که با این روبانهای دور شیرینی خودکشی کرده ولی پلیس جنایی
بررسی کرده و میگوید صحنه سازی بوده و در اصل شهید شیدا حاتمی به قتل رسیده است.
وقتی جسد از بیمارستان خمینی به پزشکی قانونی انتقال داده میشود، خانوادهی شیدا
وکیل گرفته و به خانه برمیگردند. دستور کالبدشکافی داده شده تا معلوم گردد دقیق
چند ساعت بوده که فوت کرده و آیا چیزی بخوردش دادهاند یا تزریق کردن و چیز دیگری بوده
یا نه و پلیس پزشک و وکیل اعلام میکنند تا این مرحله مشخص شده است که قتل عمده باز
ربوشت وخفه کردن کشته شده است. هنگام کفن کردن شیدا هم متوجه شدهاند که گردنش
نشکسته و طلاهایش نیز همراه وی نبوده وکیل مشغول بررسی است تا بداند طلاها در
بیمارستان جدا شدهاند یا چیز دیگری در میان است. ما همگی منتظر روشن شدن حقیقت
این جریان هستیم .
اشتراک در:
پستها (Atom)