وضع کارگران زن بدتر از مردان است. آنان بسیار کمتر از مردان حقوق می گیرند و ناامنی شغلی شان بسیار بیشتر از مردان است. علاوه بر این همواره در معرض اذیت و آزار جنسی و تبعیض در محیط کار بخصوص از سوی کارفرمایان هستند. بدلیل نفوذ افکار و رفتار مردسالارانه در میان کارگران مرد، زنان از همبستگی طبقاتی همکاران خود نیز محرومند. در تشکل های کارگری (منجمله سندیکای شرکت واحد) زن موجود نیست. اگر زنان در گردهمائی های کارگری شرکت کنند معمولا همراهی و تبعیت از مردان به آنان تحمیل می شود.
وضع کارگران افغان از همه اینها بدتر است. در واقع آنان بی حقوق ترین و ستمدیده ترین کارگران ایران هستند. آنان از حق کار محرومند . فرزندانشان از حق مدرسه محرومند. بسیاری از کارفرمایان با استفاده از وضعیت غیر قانونی آنان و بدلیل افغان بودن، اغلب دستمزدشان را نمی پردازند. آنان برای لقمه ای نان به بدترین و سخت ترین کارها با دستمزدهای ناچیز تن می دهند. تقریبا هیچ کارگر افغانی در سندیکاها و تشکل های کارگری ایران شرکت ندارد.
تهدیدات نظامی آمریکا و تحریم های اقتصادی وضع کارگران و زحمتکشان ایران را چندین برابر بدتر کرده است. بطور مثال شرکت توتال که پروژه گاز عسلویه را گسترش می دهد بدلیل تصمیم دولت فرانسه مبنی بر همکاری با آمریکا در تحریم ایران، فعالیت های خود را خوابانده است و به این ترتیب هزاران کارگر را بیکار کرده است. لازم به گفتن است که روش های بهره کشی از کارگران عسلویه و شرایط استخدام آنان هیچ شباهتی به غرب ندارد و روش های شبه فئودالی و شرایط کاری اردوگاهی در آن حاکم است. (به مصاحبه کارگر عسلویه با نشریه بذر شماره 6-آبان 1384 رجوع کنید)
متفرق بودن کارگران مانع عمده در مقابله کارگران با این وضع اسفبار است. کارگران بخاطر هزینه بالای ایجاد تشکل که مصادف با اخراج و زندان است، اقدام به ایجاد تشکلات مستقل خود در مراکز کاری نکرده اند. و در فقدان تشکل های کارگری برای مقابله با بی حقوقی مطلق کارگران، رژیم توانسته است یک نظام فئودالی نوین را در بازار کار ایران سامان دهد.
لذا به خاطر همین نقیصه بزرگ، نگاهی به موقعیت گذشته و کنونی تشکل یابی کارگران در ایران می اندازیم و راه برون رفت کارگران ایران از وضعیت فلاکت بار کنونی را مورد ارزیابی قرار می دهیم.
فعالیت های غیرعلنی
واقعیت این است که پس از یک سری رخداد های های سیاسی و صنفی در فاصله سال 1360 تا 1367 تعداد زیادی از فعالین جنبش کارگری اخراج و زندان و تبعید شدند و ایجاد هرگونه تشکل کارگری غیر قانونی شد. افراد انجمن های اسلامی در مراکز کاری، و حزب جمهوری اسلامی، خانه کارگر را از دست کارگران خارج کردند و شوراهای اسلامی کار که یک تشکل ایدئولوژیک است از طرف حکومت بعنوان تشکل کارگری برسمیت شناخته شد و افرادی انتصابی بر این تشکلات گذاشته شدند. با پشت سرگذاشتن این دوران فترت، بخصوص پس از پایان جنگ ایران و عراق و آغاز دورانی که نام دوران «سازندگی» به آن داده شد. آرام آرام اعتراضات کارگری توسط محافل مخفی درون مراکز کاری شروع به شکل گرفتن کرد. گرچه در زمان جنگ ایران و عراق و قبل از آن و بخصوص برای تصویب قانون کار اعتراضاتی نیز از طرف این فعالین سازمان داده شده بود.
طی چندین سال تعدادی از فعالین کارگری پراکنده و بدون ارتباط با توده کارگران در کمیته های مختلف مخفی بودند. در همین سالها توسط تعدادی از فعالین کارگری، نشریاتی علنی در مورد مسائل کارگری در ایران منتشر شد . (1) که وجود این نشریات و بحث حول مسائل مختلف کارگری و دخالت گری نظری فعالین کارگری حول این مباحث و بخصوص مسئله تشکل یابی کارگران، باعث ایجاد فضایی شد که این فعالین پس از سالها همدیگر را دریابند و حول مسائل مبرم کارگران ایران به بحث و تبادل نظر بپردازند.
در همین مدت فعالین کارگری خارج از کشور ضمن ایجاد تشکلاتی در جهت پشتیبانی و حمایت از مبارزات و خواسته های صنفی کارگران ایران با ارسال مطالب مورد نظر و انتشار آنها در نشریات کارگری داخل، در مباحث فعالین جنبش کارگری دخالت کرده و نتیجه چنین مباحثی باعث شد که مسئله ایجاد تشکلات مستقل کارگری به یکی از مسائل نظری روز جنبش کارگری مبدل شود.
فعالیت های علنی
اختلافات شدید میان مسئولین خانه کارگر و شوراهای اسلامی کارگر با مسئولین «جبهه مشارکت» باعث شد در ادامه، عده ای از خانه کارگر انشعاب کردند و دو تشکل وابسته به جبهه مشارکت (انجمن صنفی رانندگان برون شهری و روزنامه نگاران) را تشکیل دادند.
همچنین برخی از فعالین قدیمی جنبش کارگری که قبلآ در اصناف مختلف فعالیت داشتند طی نامه ای که به وزارت کار نوشتند خواستار اجازه فعالیت جهت ایجاد انجمن های صنفی و سندیکا شدند. در ادامه این فعالیت ها » هیات موسس سندیکا ها و انجمن های صنفی» اعلام موجودیت علنی کرد. برخی دیگر از فعالین کارگری تحت نام «انجمن فرهنگی کارگری» ضمن برگزاری جلسات و سمینارهایی حول مسائل مختلف کارگری از جمله تشکلات مستقل کارگری و حزب سیاسی طبقه کارگر بحث هایی را با شرکت تعدادی از فعالین هیات موسس به پیش بردند. که در ادامه، این فعالین نشریه آوای کار را منتشر نمودند.
طی همین دوران برخی دیگر از فعالین کارگری به مناسبت های مختلف از جمله اول ماه مه در سالن های مختلف و جاده چالوس (حومه شهر تهران) مراسمی برپا کردند و اطلاعیه های مختلفی را منتشر نمودند.
ابراز وجود علنی فعالین کارگری
ناآرامی های کارگری در خاتون آباد در 4 بهمن سال 1382 در خارج کشور نیز انعکاس یافت. کنفدراسیون اتحادیه های آزاد کارگری بطور غیر علنی یک تیم تحقیقات در مورد وضعیت کارگران به ایران اعزام کرد. اما این خبراز طرف فعالین کارگری خارج از کشور علنی شد. محمود صالحی موفق شد با مسئول این کنفدراسیون( خانم جانک) دیدار کرده و مشکلات و مسائل کارگران ایران را بازگو کند . در اواخر ماه آوریل 2003، محمود صالحی و محسن حکیمی و چند تن از فعالین کارگری سقز به بهانه راهپیمایی مستقل در اول ماه مه سال 1383 دستگیر شدند. اقدامات بعدی برای آزادی آنان نقطه عطف مهمی در فعالیت علنی فعالین کارگری بود. کارزار گسترده ای در حمایت از این فعالین در داخل و خارج از کشور براه افتاد. و حمایت اتحادیه ها و نهادهای کارگری در سراسر جهان بخصوص اتحادیه «س ج ت»باعث شد نیروی انتظامی این فعالین را از زندان آزاد کند.
اعلام علنی ایجاد کمیته ها و سندیکای شرکت واحد
در چنین فضایی فعالین انجمن فرهنگی کارگری و آوای کار همگام با تعداد دیگری از فعالین کارگری، » کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلات مستقل و آزاد کارگری» را با امضاء نزدیک به چهار هزار نفر سامان داده و فعالیت خود را در جهت رفع موانع موجود ایجاد تشکلات کارگری در مراکز کاری اعلام نمودند. پس از این حرکت جمع دیگری از فعالین کارگری با جمع آوری چهار هزار امضاء » کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری» را بوجود آوردند که عمده فعالیت خود را در جهت ایجاد یک اتحادیه ضد سرمایه داری اعلام نمودند.
از طرف دیگر فعالین کارگری شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه که تعدادی از آنها در هیات موسس سندیکاها فعال بودند، طی چند سال با برگزاری کلاس های آموزش تشکل یابی برای احیاء سندیکای خود بدون هیاهو و جنجال فعالیت می کردند. این فعالین طی یک اطلاعیه برگزاری مجمع عمومی احیاء سندیکا را اعلام کرده و روز انتخابات را مشخص نمودند. که با حمله افراد شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر روبرو شدند. لازم به یادآوری است که سردسته این حمله آقای حسن صادقی بود که پس از این اقدام، بعنوان نماینده کارگران ایران در نشست های آی ال او شرکت کرد و شوراهای اسلامی کار بعنوان نماینده کارگران ایران از سوی آی ال او برسمیت شناخته شد. منصور اسانلو از ناحیه گردن و زبان با چاقو مجروح و روانه بیمارستان شد و تعدادی از فعالین کارگری سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه مجروح شدند. اما کارگران انتخابات خود را به پیش بردند و نمایندگان سندیکا را انتخاب کردند و در سطح جامعه ایجاد تشکل خود را اعلام نمودند. با توجه به خواست این کارگران برای عقد پیمان دسته جمعی و عدم پذیرش این خواست از طرف دولت و کارفرما، کارگران واحد اقدام به اعتصاب کردند. که منصور اسانلو دستگیر و روانه زندان شد و سندیکا از طرف دولت غیرقانونی اعلام گردید. فعالین سندیکا برای آزادی منصور اسانلو ریس هیات مدیره خود در یکروز از گرفتن بلیط از مسافرین خودداری کردند و اعلام اعتصاب نمودند که شبانه حدود 1200 نفر همراه با زن و فرزند کارگران دستگیر و به زندان فرستاده شدند. که با حمایت های داخلی و بین المللی اسانلو پس از 7 ماه از زندان آزاد شد. از کارگران تعهد کتبی گرفته شد که در سندیکا شرکت نکنند و بر مبنای این شرط به کار بازگشتند. اما اجازه بازگشت به کار 55 نفر از فعالین سندیکا که این تعهد را نپذیرفتند،به آنها داه نشد و 11 نفر از آنها به دادگاه فراخوانده شدند که با قرار وثیقه سنگین از زندان آزاد شده و منصور اسانلو به 5 سال و معاون او ابراهیم مددی به سه سال زندان محکوم شده و در زندان ماندند و 9 نفر دیگر نیز منتظر دادگاه ماندند.
در تداوم این فعالیت ها، انجمن صنفی کارگران فلزکار و الکتریک کرمانشاه، جمعی از کارگران ایران خودرو، و کمیته های دیگری، با دادن اطلاعیه هایی ابراز وجود کردند. بخشی از این کمیته ها در موقعیت فعلی بنام «اتحاد کمیته های کارگری» بیانیه هایی صادر کرده اند. همزمان با چنین حرکاتی نشریاتی منتشر شد که به مسائل کارگری روی آورده اند. که می توان به نقد نو و راه آینده اشاره داشت. اطلاعیه هائی نیز به نام «فردا» منتشر شده است که بر روی وضعیت کارگران افغان و ضرورت همبستگی فراملیتی میان کارگران انگشت گذاشته است.
موقعیت فعلی نهاد های موجود کارگری
هیات موسسان سندیکاها و انجمن های صنفی
این جمع تاکنون ضمن دادن اطلاعیه های متعدد همواره خواهان ایجاد سندیکا یا انجمن صنفی کارگران بوده است که در آخرین اطلاعیه خود از همه فعالین کارگری خواسته که حول این خواست، یک حرکت مشترک را به پیش ببرند. مشکل اصلی و اساسی این جمع بجای تکیه کردن به کارگران چشم امید داشتن به ارگانهای دولتی همچون وزارت کار و دولت است تا اجازه دهند این فعالین تشکل مورد نظر خود را بوجود آورند و در چارچوب سه جانبه گرایی حرکت خویش را به پیش برند.
کمیته های خارج از محیط کار
کمیته پیگیری و هماهنگی که در ابتدای اعلام موجودیت، فعالیت خود را ایجاد تشکلات کارگری در مراکز کاری اعلام کرده بودند، به مرور زمان با دور شدن از اهداف اولیه خود به جمعی درخود و بی ارتباط با توده کارگران تبدیل شدند. با توجه به برنامه ای که از طرف این جمع اعلام شده بود این امید می رفت که طی مدتی شاهد شکوفایی چند تشکل در شاخه های مختلف کارگری باشیم. انتظار این بود که از بین هشت هزار امضاء حداقل یکصد نفر از آنها در جهت ایجاد تشکلات مستقل گامهایی بردارند و با تلاش آنها تشکلاتی مستقل ابراز وجود کنند. اما نه آنکه این انتظار پیش نرفت. این جمع تلاش کردند بعنوان یک تشکل خارج از محیط کاربرای کارگران و به جای آنها تشکلی اعلام و از کارگران بخواهند که به آنها بپیوندند. برای خود اساسنامه و مرامنامه تدوین کردند و شروع به دادن اطلاعیه بدون پشتوانه کارگری نمودند. در وضعیت فعلی فعالین این کمیته ها به جمعی بدون پشتوانه کارگری مبدل شده اند و گاهی اطلاعیه هائی در موارد مختلف صادر می کنند.
اتحاد کمیته های کارگری
فعالین کارگری در این کمیته ها گرچه امکان دارد سازمانده حرکت های اعتراضی در بعضی از مراکز کاری باشند، همچون جمعی از کارگران ایران خودرو، اما نمود بیرونی عملی سازمانیابی کارگران در محیط کار را تاکنون از خود بجا نگذاشته اند. تلفیق کارعلنی و غیر علنی، قانونی و فراقانونی، که می تواند راهگشای این مشکل باشد، یکی از دستاوردهای ارزشمند جنبش کارگری است که این دوستان بایستی بر چنین فنونی مسلط باشند. اگر پس ا ز گذشت این سالها هنوز این جمع ها صلاح نمی دانند بشکل علنی فعالیت خود را به جز دادن اطلاعیه به پیش ببرند، حداقل فعالیتی که در مراکز کاری خود می توانند انجام دهند این است که سازمانیابی کارگران در مراکز کاری را ترویج کنند.
کانون دفاع از حقوق کارگران
طی چند ماه گذشته مجموعه فعالین کارگری در کمیته ها و نهادها و مجامع مختلف کارگری به این نتیجه رسیدند که بدور از گرایشان نظری یک اقدام مشترک را جهت پیشبرد امر تشکل یابی کارگران ایران را در دستور کاری خود قرار دهند. از این رو با برگزاری یک نشست مشترک » کانون حمایت از کارگران ایران» را سازمان دادند که علاوه بر کلیه فعالین کارگری تعدادی از دانشجویان، فعالین جنبش زنان، معلمین، نویسندگان و تعدادی از روشنفکران جامعه نیز در این کانون عضویت دارند و اهم تلاش خود را تشویق کارگران در مراکز کاری برای ایجاد تشکل مستقل مورد نظر خود و حمایت از اعتراضات و خواسته های کارگران در نظر گرفته اند.
کودکان کار در ایران
در ایران جمله ی معروفی بر سر زبان کار فرمایان است: هر چه كودكتر، بهتر!
بنا به آمار سرشمارى سال 1375، یک میلیون و هشتصد هزار كودك ده تا هجدهساله در بخشهاى صنعت، خرده فروشى، تعمیرات، حمل و نقل و صیادى به كار اشتغال داشتهاند. در همین سال، سه میلیون و یکصد و پنجاه هزار كودك كه مدارس راهنمایی را تمام كردهاند، به دبیرستان راه نیافتهاند و جذب بازارهاى كار رسمى و غیر رسمى شدهاند. نیمی از این ترك تحصیلكردگان را دختران تشکیل مىدهند. ایران در ردیف پایین تر کشورهای جهان از حیث رعایت قوانین مربوط به رعایت سن آغاز به کار می باشد. یکی از بهانه هاى كارفرمایان براى استخدام كودكان زیر پانزدهسال، سختگیرى قانون كار جهت اخراج کارگران بالای پانزدهسال است. نه مقاوله نامه 182 حقوق بنيادين کار و نه ماده 79 قانون کار ايران هيچ يک دردي از دردهاي کودک کار را جبران نکرده است.
بنا به آمار سرشمارى سال 1375، یک میلیون و هشتصد هزار كودك ده تا هجدهساله در بخشهاى صنعت، خرده فروشى، تعمیرات، حمل و نقل و صیادى به كار اشتغال داشتهاند. در همین سال، سه میلیون و یکصد و پنجاه هزار كودك كه مدارس راهنمایی را تمام كردهاند، به دبیرستان راه نیافتهاند و جذب بازارهاى كار رسمى و غیر رسمى شدهاند. نیمی از این ترك تحصیلكردگان را دختران تشکیل مىدهند. ایران در ردیف پایین تر کشورهای جهان از حیث رعایت قوانین مربوط به رعایت سن آغاز به کار می باشد. یکی از بهانه هاى كارفرمایان براى استخدام كودكان زیر پانزدهسال، سختگیرى قانون كار جهت اخراج کارگران بالای پانزدهسال است. نه مقاوله نامه 182 حقوق بنيادين کار و نه ماده 79 قانون کار ايران هيچ يک دردي از دردهاي کودک کار را جبران نکرده است.
اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه در خوزستان (جنوب ایران)
پس از تلاشهای بسیاری که از سوی کارگران این مجتمع با بیش از پنج هزار کارگر جهت جلوگیری از خصوصی سازی و فروش کارخانجات و تعطیلی آنها صورت گرفت و این اعتراضات به نتیجه دلخواه نرسید، کارگران این مجتمع عظیم اقدام به اعتصاب کردند. خواست آنها برکناری مدیریت آقای شفیعی، انحلال شورای اسلامی کار و تشکیل سندیکا، انعقاد پیمان دسته جمعی، استخدام سه هزار کارگر قراردادی بصورت دائم و جلوگیری از تعطیلی کارخانجات بود . چرا که دولت با وارد کردن شکر بصورت انبوه در نظر دارد که مجتمع را تعطیل کرده و همچون کارخانجات صنایع نساجی زمین های آنرا به قیمت سرسام آوری که صدها برابر بیشتر از فروش کارخانه است مبدل به خانه سازی کند و کارگران را اخراج نماید. طی چند سال گذشته این کارگران در یازده نوبت اقدام به اعتراض دسته جمعی کردند. اعتراضات یکماهه کارگران در ان زمان گرچه با موفقیت هایی روبرو بود، مانند برکناری مدیریت، اما در تاریخ 8-1-2007 دو نفر از فعالین کارگری این مجتمع به نام های قربان علیپور و محمد حیدری مهر از خیابان ربوده شده و به زندان برده شدند و در تاریخ 10-11-2007 قرار وثیقه پنجاه میلیونی( معادل پنجاه هزار دلار) برای آنها صادر کردند که چون امکان پرداخت این وثیقه را نداشتند در زندان بسر بردند و کارگران اعلام کردند در صورتی که این دو کارگر آزاد نشوند اقدام به اعتصاب خواهند کرد.
چه می توان کرد؟
فعالین تشکلات خارج از محیط کار از کمیته پیگیری گرفته تا هماهنگی و اتحاد کمیته های کارگری و دیگران، اگر بطور واقعی بخواهند در زمینه مسائل کارگری ثمربخش باشند و عملکردشان بنقع کارگران باشد، در مرحله اول لازم است که در شیوه نگرش خود نسبت به کارگران تغییر روش دهند. از اینکه بخواهند خود را نماینده و آقا بالاسر کارگران بدانند و به جای آنها و برای آنها تشکل کارگری با هر نام و نشان درست کنند، پرهیز نمایند. در مرحله بعد این فعالین بطور واقعی و ملموس می توانند به دو صورت به کارگران یاری رسانند. در ابتدا مشوق آنها برای ساماندهی خویش باشند. این را جزء دستور کار دائمی خود قرار دهند و برنامه ای عملی برای آن در نظر بگیرند. در کنار این حرکت با تمامی توان تلاش کنند که تمامی فعالین کارگری خارج از محیط کار، دانشجویان، نوبسندگان، فعالین جنبش زنان و روشنفکران معتقد به رهایی طبقه کارگر از قید استثمار را حول یک پلاتفرم پشتیبانی و حمایتی ازمبارزات و خواسته های کارگران متحد کنند. در مقاطع مختلف با جمع آوری امضاء از همین فعالین روی مطالباتی چون: ایجاد تشکلات مستقل کارگری، تثبیت امنیت شغلی، کار یا پرداخت حقوق بیکاری به تمامی افراد بالای 18 سال، رفع نایرابریهای جنسیتی در مراکز کاری و جامعه، اعتراض به وضعیت کارگران افغانی و دفاع از حقوق مدنی و اقتصادی آنان، پرداخت دستمزد برابر در مقابل کار برابر، لغو کارهای قراردادی و پیمانی، پرداخت به موقع دستمزدها، عدم دخالت نیروهای نظامی در مسائل کارگری، لغو تمامی احکام دادگاه ها بر علیه فعالین کارگری و عدم پیگیری مجدد آنها، آزادی تمامی کارگران زندانی، حمایت از اعتراضات جنبش دانشجویی و اعتراضات تهیدستان جامعه، منع کار کودکان، داشتن یک نشریه کارگری و … را در سطح جامعه مطرح نمایند.
کارگران باید بجای امضاء گذاشتن پای بیانیه های حمایتی کارگزاران سرمایه، خود بطور جمعی و مستقل بیانیه بدهند و با نام و نشان به میدان مبارزه وارد شوند. آنگاه که در مقاطع مختلف و در هر بیانیه امضاء هزاران نفر از فعالین جنبش کارگری برای تحقق خواست کارگران در سطح ملی انعکاس یابد، در تداوم آن، هم ضربه پذیری فعالین کارگری به حداقل می رسد و هم اینکه اهرم فشاری خواهد شد بر رژیم درجهت تحقق خواسته ها و همچنین روشی خواهد بود برای آشنا کردن کارگران به حقوق خود و متحد کردن آنها برای جلوگیری از هجوم سرمایه داران به حقوق و زندگی آنان. (2)
اعتراضات کارگران هنوز اعتراض به سرمایه داران خارجی (مانند توتال در عسلویه) را در برنگرفته است و فعالین خارج از کشور نیز کاری در جلب توجه سندیکاهای کارگری غرب به این موضوع مهم نکرده اند. این در حالیست که این سرمایه های خارجی کاملا بر طبق بی حقوقی مفرط بهره کشی می کنند. اعتراض به آی ال او بدلیل برسمیت شناختن افراد دولت ایران بعنوان نماینده کارگران، اعتراض به دستورات اقتصادی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی که باعث بی حقوق تر و ارزان تر شدن کارگر در ایران است، هنوز جائی در اعتراضات کارگری ندارد.
موانع موجود تشکل یابی کارگران
یکی از موانع اساسی و مشکل واقعی کارگران که اجازه نمی دهد آنها به فکر ایجاد تشکلات مورد نظر خود باشند، عدم احساس امنیت شغلی در میان اکثریت قریب به اتفاق آنها است. وجود کارهای قراردادی و پیمانی و خیل عظیم بیکاران آماده به کار از یکطرف و دستمزد ناچیز و بخور و نمیر از طرف دیگر باعث شده که فکر نان شب غبار ضخیمی بوجود آورد که کارگران قادر به دیدن گامی بجلو نباشند. تا زمانی که کارگران احساس نکنند که فردا قادر به ادامه کار و فروش نیروی کار خویش هستند، تا زمانی که میلیونها کارگر پشت درب مراکز کاری منتظر بکار گیری خود از کارفرمایان نشسته اند و تا زمانی که حتا رقابت کاری در محیط برای بقاء در میان کارگران وجود دارد، آنها این فرصت را نخواهند یافت که به مسائل دیگر همچون اتحاد و تشکل فکر کنند و آن را در دستور کار خود قرار دهند. رساندن کارگران به چنین فلاکتی، نیاز واقعی سرمایه داری هار است که نمود مشخص آن را در پیش نویس تغییر قانون کار می توان دید. کار قراردادی، دستمزد پائین، نیروی میلیونی بیکار، ایجاد رقابت در محیط کار، همه ابزارهایی است که با استفاده از نیروی سرکوب قوه نظامی در خدمت سرمایه داران قرار دارد. تا آنها قادر شوند منویات سازمان تجارت جهانی را به پیش برند و به عضویت این سازمان درآیند و با توسل به آنها کارگران را به بردگان بی مزد که حتا تا دوسال دستمزدشان را پرداخت نمی کنند، مبدل نمایند.
قظعآ چنین شرایطی باید تغییر یابد. اما با چه ابزاری؟ انچه در ایتدا به ذهن همه خطور می کند، وحدت و تشکلات کارگران است. ببینم وضع کارگران برای تشکل یابی چگونه است؟
می دانیم که کارگران مشغول در مراکز کاری کارگاهی، 96 در صدشان در کارگاههای زیر ده نفر و کمتر مشعول کارند که جملگی کارگران قراردادی هستند. که اگر حرف تشکل را بزنند فورآ اخراج می شوند. در صنایع متوسط همچون نساجی ها، صنایع کفش، صنایع الکتریک، صنعت چینی سازی و… بخاطر قاچاق و ورود بی رویه تولیدات از خارج این صنایع با بحران واقعی روبرو هستند. یا تعطیل شده و یا در حال تعطیل شدن هستند. در صنایع بزرگ ایجاد هرگونه تشکل بر مبنای قانون کار ممنوع می باشد و کارگران اجازه تشکل ندارند. از طرف دیگر در بیشتر این صنایع کارگران بشکل قراردادی مشغول کارند و برمینای مصوبه مجلس کارگران قراردادی حتا از دریافت حقوق بیکاری محروم هستند. چه رسد به ایجاد تشکل. در بعضی از صنایع که کارگران قادر به ایجاد تشکل مورد نظر خود هستند، شورای های اسلامی کار همچون اختاپوس لاشه خود را بر آنها گسترده و از هرگونه حرکتی در جهت تشکل یابی جلوگیری می کنند. مانند کارخانه ایران خودرو و صنایع نفت که در اولی با تبانی خانه کارگر و وزارت کار، کارخانه را در دروز انتخابات تعطیل کردند و در نفت مسئولین خانه کارگر و وزارت کار هر دو مجمع عمومی را منحل شده اعلام نمودند و در این رابطه بیش از 120 کارگر نفت را دستگیر کردند..
لذا با توجه به چنین وضعیتی وظیفه فعالین کارگری صد چندان می شود. لازم است چگونگی سازمان یابی کارگران موقت در کارگاههای کوچک، کارگران بیکار، کارگران شاغل در صنایع بزرگ و.. را مورد بررسی قرار داد و با یک برنامه مشخص به این سمت حرکت کرد. نمی توان نشست و همواره از وجود چنین مشکلاتی سخن گفت و مطلب نوشت. لازم است برای تغییر آن گامهای اساسی نیز برداشت.
توازن قوای درون جامعه
در ابتدا بایستی اذعان داشت که کارگران ایران از لحاظ رسیدن به ضرورت سازمانیابی گامهای بسیار اساسی به جلو برداشته اند. قبلا فعالین کارگری با پذیرش تمامی خطرها با اسم و رسم واقعی این چنین در جلو صحنه مبارزه نبوده اند. طرح مسائل کارگری ایران و بعد حمایتهای بین المللی از مبارزات و خواسته های کارگران ایران نیز افزایش قابل توجهی یافته است. سندیکای کارگران واحد به عضویت رسمی کنفدراسیون کارگران حمل و نقل جهانی درآمده است. اخبار کارگری ایران به رسانه های گروهی بین المللی نیز راه یافته است. ارتباط مستقیم میان فعالین علنی جنبش کارگری با سندیکاها و اتحادیه های کارگری در غرب برقرار شده است. در بیست و پنج سال گذشته این همه حرکت اعتراضی از جانب کارگران بوقوع نپیوسته و کارگران در صحنه مبارزه علنی با رژیم نبوده اند. اما از طرف دیگر این فعالیت ها هنوز پراکنده، ناهماهنگ، مقطعی و متفرق است. هنوز تشکلات مستقل کارگری حتا در یک بخش سازماندهی نشده است. هنوز کارگران اتوبوس رانی سایر شهرها از تجربه عینی موجود و حرکت کارگران واحد در تهران استفاده نکرده و در صدد ایجاد فدراسیون کارگران اتوبوس رانی در سطح کشور برنیامده اند.
لذا با توجه به موقعیت کنونی و مقایسه وضعیت معیشتی و رفاهی کارگران نسبت به سال 60 می توان گفت کارگران به تمامی معنا دربعد اقتصادی و اجتماعی در یک حالت دفاعی قرار دارند. دفاع جهت حفظ شغل، جلوگیری از تعطیلی محل کار، پرداخت به موقع دستمزدها، جلوگیری از سرکوب مداوم هر حرکت اعتراضی خود، زندگی زیر خط مرگ تدریجی، دستمزدهای پائین و ناچیز، چند شغله بودن به خاطر مخارج سنگین و … همه و همه نشانه های حرکت تدافعی کارگران در موقعیت فعلی است. اینکه مثلآ بخشی از کارگران، اول ماه مه را مستقلآ برپا می کنند و یا حرکت باشکوه کارگران شرکت واحد برای احیاء سندیکا و یا فعالیت هایی در این زمیتنه در غرب کشور از حرکات تهاجمی کارگران است کاملآ حرفی است اصولی، اما این را نمی شود به کل حرکت کارگران در ایران تعمیم داد. حرکت کارگران از اوائل سال 1357 تا حدود سال 1360 را می توان حرکت تهاجمی آنها به حساب آورد. شوراها در بسیاری از مراکز کاری با اختیار کامل حاکم شدند و به کسی جوابگو نبودند. کارگران کارخانه ها در اختیار داشتند و مدیران را خود انتخاب می کردند و در بسیاری از صنایع بزرگ، تولید را بدست گرفته بودند. در آن زمان با تضعیف و سپس سرنگونی رژیم شاه و در شرایطی که هنوز رژیم جمهوری اسلامی تحکیم نشده بود، توازن قوا بنفع کارگران بود. اما در موقعیت فعلی حتا ما شاهد خواست افزایش دستمزد بر مبنای تورم واقعی، طرح طبقه بندی مشاغل، انعقاد پیمانهای دسته جمعی و… از طرف کارگران نیستیم. لازمه رسیدن به چنین خواسته هایی وجود یک تشکل مستقل در محیط کار یا در سطح جامعه است. اما همانطور که اشاره شد بجز شرکت واحد ما شاهد شکل گیری چنین حرکاتی نبوده ایم.
نوع تشکل
موضوع دیگری که همواره مورد بحث و بررسی فعالین کارگری است، بحث روی نوع تشکل در مراکز مختلف کاری بوده است.گروهی ایجاد سندیکا و انجمن صنفی را مورد توجه قرار می دهند، جمعی تکیه بر ایجاد شورا می کنند ، بخشی دیگر از فعالین کارگری موضوع کمیته های کارخانجات را از اهم فعالیت های خود می دانند و عده ای مسئله ایجاد تشکل ضد سرمایه داری را مورد نظر قرار داه اند.. گرچه پشت هر واژه ای مفاهیم مشخصی خوابیده، اما تکیه بر یک نوع تشکل و پافشاری روی آن و همچنین پیچیدن یک نسخه برای کل کارگران ایران، نه اینکه کمکی به بهبود شرایط موجود تشکل یابی کارگران نمی کند، بلکه ضمن آنکه یک درگیری غیر ضروری در میان فعالین کارگری بوجود می آورد، باعث سردرگمی در میان کارگران خواهد شد. بطوریکه آنها برای ایجاد تشکل مورد نظر خود و تصمیم نهایی در این مورد دچار ابهام و گاهی چند دسته گی در محیط کار شده و این به تشکل یابی آنها صدماتی وارد خواهد کرد.
آنچه مورد تایید و تآکید همه فعالین جنبش کارگری است متشکل و متحد شدن کارگران است. مخرج مشترک همه نوشته ها و بحث و گفتگوها این است که کارگران درمراکز کاری و در سطح سراسری خود را متشکل کنند و به عنوان یک طبقه متحد با استقلال و خودمختاری کامل وارد میدان مبارزه با عاملین رنگارنگ سرمایه شوند. همه معتقد بر این اصل هستند که تشکل بایستی مستقل از دولت، کارفرمایان، نهادهای مختلف سرمایه داران باشد. این تشکل ها از احزاب سیاسی اپوزیسیون هم باید مستقل باشند اما افراد این احزاب می توانند به تشکل یابی کارگران کمک های زیادی کنند. همانطور که تا کنون افراد احزاب و سازمان های چپ کرده اند. در اساس، تشکل های کارگری باید بدست خود کارگران بوجود آید. به تناسب اوضاع می توانند بطور نیمه علنی یا مخفی کار را آغاز کنند و در شرایط مساعد تر بطور علنی در مجامع عمومی و کنگره های کارگری با اساسنامه های مشخص تشکیل شوند. همه می توانند توافق کنند که این منتخبین فقط تا زمانی نمایندگی کارگران را بعهده دارند که مورد تآیید کارگران بوده و هر زمان که جمع کارگران اراده کند آنها از این سمت خلع خواهند شد. همه بر این مسئله مهر تآیید می زنند که این تشکلها دربر گیرنده تمامی کارگران مستقل از ایده ها و اعتقادات آنها در یک مرکز کاری یک شهر و استان و یا در سطح سراسری می باشد. هیچ ممانعتی برای هیچ کارگری به هر دلیل و بهانه جهت عضو شدن وجود ندارد. این جنبشی است اجتماعی - سیاسی، طبقاتی، توده ای، دموکراتیک، علنی، مطالباتی، مستقل و وحدت گرایانه، که اهم فعالیت خود را جهت رفع مشکلات کارگران به پیش می برد. بر این مبنا اشکال سازمان یابی کارگران فی نفسه نمی توانند هدف باشند. بلکه ابزاری است در دست کارگران برای دفاع از منافع خویش. این تشکلات باید دموکراتیک باشند و نباید هیچ تعلق ایدئولوژیک و مذهبی داشته باشد. سندیکاها به هیچ نهاد سیاسی وحکومتی نباید وابسته باشند. البته این به معنای سیاست گریزی نیست. زیرا تمام مسائل اقتصادی کارگران به چارچوب سیاسی جامعه وابسته است.
اگر چنین معیارهایی مورد پذیرش جمع است، چرا مجموعه فعالین کارگری خارج از محیط کار چگونگی ایجاد تشکل به هر نام را بعهده خود کارگران در مراکز مختلف کاری محول نمی کنند؟ چرا خود را محق می بینند که بجای کارگران تصمیم بگیریند و برای آنها نسخه پیچی کنند. آیا هنوز کارگران را در آن حد ارزیابی نمی کنند که حتا در مورد ایجاد تشکلات محیط کار قادر باشند خود تصیمیم بگیرند؟ لذا برای دوری گزیدن از این اختلاف نظر و به هدر دادن نیرو در این زمینه بهتر است این فعالین مشوق سازمانیابی کارگران باشند، ضرورت وحدت و تشکیلات را در سطح وسیع تبلیغ و ترویج کنند، ضمن ارتباط با فعالین درون مراکز کاری زمینه ایجاد تشکلات را در بخشهای مختلف کارگری بوجود آورند.
تاکید برای تقدم حمایت های داخلی
این درست است که حمایت نهادهای رسمی بین المللی و سندیکاها و اتحادیه های بزرگ بین المللی از مبارزات کارگران در ایران نیروی فشاری خواهد بود بر مسئولین جمهوری اسلامی تا قوانین و مقاوله نامه های بین المللی در مورد مسائل کارگری را برسمیت بشناسند و از سرکوب کارگران دست بردارند. اما فعالین کارگری خارج از کشور باید حمایت توده های کارگران را در کشورهای خارج را نیز جلب کنند. متاسفانه این فعالین نتوانسته اند چنین کنند و حتا قادر نیستند بیش از چند ده نفر را به تظاهرات های حمایت از کارگران ایران بکشند. بطور مثال این فعالین هیچ ارتباطی با تشکل های کارگران مهاجر (مانند کارگران مهاجر ترکیه و آفریقا و هند و غیره در غرب ) ندارند.
در این راستا، حمایت های بین المللی همچنان بایستی ادامه داشته باشد و این کوچکترین وظیفه ای است که فعالین جنبش کارگری در خارج از کشور بایستی به پیش ببرند. صدای کارگران را در سطح جهان بگوش طبقه کارگر در کشورهای خارج برسانند و پشتیبانی آنها را از مبارزات کارگران ایران بدست آورند. اما همه ما متوجه این موضوع بوده و هستیم که اکثر نهادهای بین المللی کارگری در سطح جهان با توجه به سیاست دولتهای خود این حمایت ها را به پیش می برند. بایستی این انتظار را داشته باشیم که ممکن است در مقطعی بنا بر ضرورتهایی بخشی از این نهادهای بین المللی یا اصولآ از حمایت کارگران ایران دست بکشند و یا در موارد خاص خیلی کمرنگ اعلام
حمایت کنند.
لذا لازم است که فعالین کارگری تمامی توان و انرژی خود را صرف کسب حمایت کارگران از یکدیگر کنند. استراتژی فعالین جنبش کارگری در ارتباط با مبارزات کارگران تکیه بر حمایتهای داخلی و عکس العمل سایر کارگران و دیگر اقشار درون جامعه از خواسته ها و مبارزات کارگران در ایران است. در تمامی زمینه ها چه پشتیبانی از مبارزات یکدیگرچه جمع آوری کمکهای مالی برای کارگرانی که به خاطر ایجاد تشکلات کارگری از کار بیکار می شوند و به زندان فرستاده می شوند، جنبش کارگری بایستی بر خود تکیه کند. می بینیم که دولت در مواقعی به اجبار و بشکل دستوری یکروز از دستمزد کارگران را کسر و به عنوان کمک به حزب الله لبنان اختصاص می دهد، آیا فعالین کارگری قادر نیستند با مراجعه به کارگران در مراکز مختلف کاری و محل سکونت دست به چنین اقدامی بزنند؟ قطعآ در چنین مواردی بسیاری از کارگران و سایر اقشار جامعه به این امر حیاتی جواب مثبت خواهند داد. کاری که فعالین شرکت واحد انجام دادند و در سطح علنی صندوق همیاری کارگری را اعلام کردند می تواند سرلوحه کار سایر کارگران در بخشهای مختلف کارگری قرار گیرد که این نوع فعالیت می تواند به یکی از هدفهای فعالین کارگری در خارج از محیط کار مبدل شده و برای آن برنامه ریزی کنند.
متکی بودن کارگران به هم و حمایت از مبارزات یکدیگر از مسائل پایه ای و بنیادین جنبش کارگری است که لازم است به سرلوحه فعالیت عملی فعالین جنبش کارگری تبدیل گردد.
لذا تا زمانی که کارگران متکی به قدرت یکپارچه و متحد خود نشوند، تا زمانی که حمایت های داخلی از حرکات اعتراضی و خواسته های کارگران بر حمایت های بین المللی افزونی نگیرد، نمی توان انتظار بهبودی در وضعیت کارگران در ایران به وجود آید.
با نگاهی به فعالیت عملی در حمایت از حرکت کارگران شرکت واحد متوجه می شویم که دراین مورد ضعف اساسی وجود داشته است. درداخل کشور ( بجز بخشی از دانشجویان) آنطور که شایسته بود ازمبارزات کارگران واحد حمایت عملی چشم گیری صورت نپذیرفت. جمع های فعال کارگری بیشتر حمایت خود را محدود به دادن اطلاعیه های پشتیبانی کردند.