وقتی در خیابان قدم میزنی، اولین چیزی که توجه را به خودش جلب میکند کودکانی هستند که در گوشهوکنار به چشم میخورند. این کودکان چهار دستهاند.
یک عده همراه والدین خود آمدهاند،
یک دسته عابرند و عبورشان به این خیابان افتاده
این دو دسته میآیند و میروند بیآنکه دغدغه کی آمدن و کی رفتن داشته باشند
اما دو گروه دیگر آمدهاند تا لقمه نانی به کف آورند، اینان همان کودکان خیابانی اند . گروهی با گدایی و دسته دیگر با فروش چیزی به عابری. کودک کنار خیابان ، نشسته و با عبور هر رهگذری هقهق گریهاش بلندتر میشود و زمانی که کسی نمیآید خودش را با تکه چوبی که در دست دارد، سرگرم میکند.
گدایی نوع رایجی از کسب درآمد شده که بیشتر کودکان و زنان ابزار آن شدهاند در حالی که بر طبق قانون، استفاده ابزاری از زنان و کودکان حتی در تبلیغات بازرگانی منع شده است. کودکان خیابانی دیگری که کوچکترند نیز برای گدایی آورده شدهاند، به همراه کسی که خود را پدر یا مادر آنها معرفی کرده و ادعا میکند گداییاش برای خرج درمان یا سیر کردن او است.
مهمترین دلیل گدایی ، فقر و بیکاری است ولی آنچه بیشتر در رفتار گدایان دیده میشود، دروغگویی است و تلاش برای فریب عابرانی که بخشی از آنها دارایی بیشتری ندارند و جریان زندگیشان تکرار ماجرای صورت سرخ و سیلی است.
کودکان خیابانی با فقر شدید و تجربه مجموعه خطراتی مواجه هستند که اثر مخربی بر سلامتی آنها دارد. آنها با گرسنگی و تغذیه ضعیف، مشکلات بهداشتی، فقدان سلامت روانی، تأخیر تحولاتی، مشکلات روانشناختی و عدم پیشرفت تحصیلی مواجه هستند و زمانی که نیازهای تغذیهای کودکان برآورده نشود. رشد، تحت تأثیر قرار گرفته و به تبع آن سلامت جسمانی به خطر میافتد و این امر بهداشت روانی را مختل کرده و در نتیجه توانایی تمرکز کاهش مییابد و در پی آن عملکرد اجتماعی به شدت دچار افت میشود.
پدیده کودکان خیابانی که هر روز شاهد افزایش جمعیت آنها هستیم، مسلتزم همکاری همه جانبه نهادهای مسئول در این حیطه است و می بایست با توجه ببیشتر به عواقب این پدیده که شامل بزهکاری، سرقت، اختلالهای شخصیتی و … میشود، تلاشی جدی و گسترده در جهت رفع آن برداشت.
