چهارشنبه، آذر ۳۰، ۱۳۹۰

دخترک کبريت فروش

داستان دخترک کبريت فروش را به ياد مي آوري همان کارتوني که دنياي کودکانه مان را با غم آشنا مي کرد همان دخترکي که شب عيد تنها در خيابان هاي سرد شهر قدم مي زد و التماس کنان مي پرسيد:« آقا کبريت مي خري ؟»«خانم کبريت دارم »،همان دخترک معصوم که پدرش به اواخطار ميداد:« تا شب بايدهمه اين کبريتا رو بفروشي وگرنه برنگردخونه»،به ياد مي آوري دخترک چگونه از پنجره خانه هابه داخل خيره مي شد و با حسرت کودکان ديگر را شاد و خوشحال در کنار خانواده هايشان مي ديد؟ پايان غم انگيز داستان را به خاطر مي آوري ؟ 



هنوز هم گاهي در کوچه پس کوچه هاي کودکي ام قدم مي زنم و هنوز هم همان سوال کودکي برايم تکرار مي شود چرا بايد برخي کودکان جدا از دنياي شاد و زيباي کودکانه دوشادوش بزرگسالان اما درشرايطي سخت تر از ايشان به کار بپردازند؟به کدامين گناه مورد خشونت سرپرستانشان قرارمي گيرند؟ چرا به جاي سپري کردن روزگار دردنياي کودکان در دنيايي خشن ،پرفريب و به دور از معصوميت کودکانه زندگي مي کنند؟راستي عاقبت اين کودکان چه خواهد شد چند کودک به سرنوشت دخترک کبريت فروش دچار خواهند شد .
بازهم در پس کوچه هاي کودکي قدم مي زنم دخترکي را به ياد مي آورم که به نام کوزت مي شناسيمش به اين مي انديشم که چند کودک کار شانس برخورد با افرادي مانند ژان وارژان را خواهند داشت کسي که زندگيشان را متحول کند و از محنت و رنج برهاندشان؟
باري در دنياي واقعي هم دختران و پسراني وجود دارند که شب عيد و ديگر شب ها را در سختي و محنت مي گذرانند کودکاني که نه ژان وارژاني سر راهشان قرار مي گيرد ونه آينده اي روشن در انتظارشان است انگار ماجراي دخترک کبريت فروش به دنياي واقعي نزديک تر است.
در دنياي واقعي کودکاني وجود دارند که شب عيد را نه همچون ديگر کودکان با شور و هيجان خريد عيدي و لباس نو مي گذرانند و نه از بوسه ها و نوازش هاي عاشقانه پدرو مادر برخوردار مي شوند. در دنياي واقعي که مي شناسم کودکاني هستند که شب هاي عيد لباس قرمز مي پوشند صورت هايشان راسياه مي کنند وبا نگاه غمگين و صورت هاي محزونشان ترانه هاي عيدانه سر مي دهند کودکاني که ديگر شب ها نيزبا فروش گل و فال و... يا سعي در برآورده کردن نيازهاي مالي خانواده هايشان دارند يا بدون آن که والدين خود را بشناسند براي لقمه اي نان به انجام انواع امورخلاف قانون وادار مي شوند اعمالي که عده اي را صاحب ثروت مي کند و اين کودکان را روانه زندان ها و دارالتاديب ها به راستي چرا تعداد اين کودکان روز به روز در کشور زياد مي شود اما اقدام مناسب وکافي جهت حمايت و کاهش تعداداين کودکان انجام نمي شود مشکل را کجا بايد جستجو کرد ؟
به ياد داشته باشيم ،مطابق  ماده 79 قانون کار : «به کار گماردن افراد کمتر از 15سال تمام ممنوع است.» همچنين مطابق  ماده 80 نيز پيش بيني شده کارگري که سنش بين 15تا18 سال تمام باشد، «کارگر نوجوان» ناميده مي شود و در بدو استخدام بايد توسط سازمان تامين اجتماعي مورد آزمايش هاي پزشکي قرار گيرد.

 همچنين ماده 81 قانون کار بر اين موضوع تاکيد دارد که آزمايش هاي پزشکي کارگر نوجوان حداقل بايد سالي يک بار تجديد شود و مدارک مربوط در پرونده استخدامي وي ضبط شود. پزشک درباره تناسب نوع کار با توانايي کارگر نوجوان اظهارنظر کند و چنان چه کار مربوط را نامناسب بداند کارفرما مکلف است در حدود امکانات خود، شغل کارگر را تغيير دهد.

 ماده 82 قانون کار نيز اعلام مي داردک، ساعات کار روزانه کارگر نوجوان، نيم ساعت کمتر از ساعات معمولي کارگران است که البته ترتيب استفاده از اين امتياز با توافق کارگر و کارفرما تعيين خواهد شد. در ماده 83 نيز ارجاع هر نوع کار اضافي و انجام کار در شب و نيز ارجاع کارهاي سخت و زيان آور و خطرناک و حمل بار با دست، بيش از حد مجاز و بدون استفاده از وسايل مکانيکي براي کارگر نوجوان را ممنوع اعلام کرده است.

 در ماده 84 قانون کار عنوان مي شود که در مشاغل و کارهايي که به علت ماهيت آن يا شرايطي که کار در آن انجام مي شود براي سلامتي يا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زيان آور باشد حداقل سن کار 18سال تمام خواهد بود و تشخيص اين امر با وزارت کار و امور اجتماعي است.
حال بايد ديدآيا کودکان کار درايران (که بر طبق برخي گزارش هاي منتشر شده تعدادشان بيش از 2ميليون و 500 هزار نفر مي باشد )واقعا با همان شرايط مشخص شده در قانون کار زندگي مي کنند ؟
مسلما جواب اين پرسش منفي است آنچه که در خيابان ها مي بينيم هرگز بيانگر قانونمندي شرايط کاري اين دسته از کودکان نمي باشد وانگهي بسياري از اين کودکان اگر چه در سنين کمتر از 15سال قرار دارند و کار ايشان ممنوع مي باشد اما در عمل به انجام کارهاي کاذب در خيابان ها مبادرت مي کنند .

عدم تخصيص اعتبار کافي براي حمايت از کودکان کار
رئيس کميسيون اجتماعي مجلس درگفتگو باخبرنگار اجتماعي آرياگفت: عدم تخصيص اعتبار کافي براي حمايت از کودکان کار از دلايل افزايش تعداد اين کودکان در کشور دانست.
وي افزود:نهادها تنها به اندازه ميزان اعتباري که دراختيار دارند مي توانند به انجام امور محوله بپردازند و قطعا نهادهاي مرتبط به اين امرنيز با داشتن اعتبار کافي مي توانند اقدامات موثري در راه حمايت از کودکان کار بردارند.
عبدالرضاعزيزي همچنين شناسيايي و حمايت از افراد نيازمند را از جمله راهکارهاي کاهش تعداد اين کودکان دانست.
وي افزود :کودکاني که خانواده هاي نيازمند دارند براي برآورده کردن نيازهاي مالي خود اقدام به کار مي نمايند و براي کمک به ايشان بايد خانواده هايشان شناسايي شوند.
مجيد ابهري آسيب شناس اجتماعي نيز در اين باره اظهار داشت:به دليل کمبود امکانات و بالا بودن آمار کودکان خياباني اقدامات انجام شده درجهت کمک به اين کودکان کاملا موفقيت آميز نبوده است .

کودک کار چه کسي است ؟
استاد رفتار شناسي دانشگاه شهيد بهشتي گفت:کودکان کار در سه گروه طبقه بندي مي شونددسته اول گروهي که در کارگاه هاي زيرزميني و غيرقانوني به کار واقعي مشغول هستندمزد آن ها نصف ديگران بوده و مشمول هيچ نوع بيمه و امکانتي از اين دست نيستند.
مجيد ابهري در خصوص گروه دوم گفت:اين دسته کودکاني هستندکه  با دست فروشي و فروش اقلامي همچون فال و گل ياپاک کردن شيشه ماشن ها ،دود کردن اسفند و...امرار معاش مي کنند اين کودکان در ظاهر کار مي کننداما در حقيقت مشغول گدايي هستند .
وي ادامه داد:سومين گروه ،کودکان درخيابان کارهستنديعني کودکاني که در خيابان زندگي مي کنند وبا دزدي ،خرده فروشي مواد مخدر و...براي خود ايجاد درآمد مي کنند .

ابهري افزود: گروه دوم وسوم جز مافياي گدايي در تهران هستنددر اين گروه ها هر ده کودک يک سرگروه داردکه مسئول اياب و ذهاب آن ها و نظارت بر کارآن ها مي باشند.
وي تاکيد کرد:سهم اين دسته از کودکان از درآمد گدايي مقداري ناچيز غذا و بخش مختصري از درآمد حاصل از کارخوداست و مابقي در آمد آن ها به سر تيم ها و روساي اين گروه ها تعلق مي گيرد.

متولي رسيدگي به کودکان خياباني چه کسي است ؟
عبدالرضا عزيزي گفت:اين کودکان بايدبا همکاري بهزيستي، شهرداري،نيروي انتظامي و قوه قضائيه جمع آوري شوند يعني با حکم قوه قضائيه ،نيروي انتظامي اين کودکان را جمع آوري کرده و شهرداري نيز  به اسکان اين کودکان مبادرت ورزد.
رئيس کمسيون اجتماعي مجلس افزود:پس از اسکان کودکان توسط شهرداري ،بهزيستي بايدبه جداسازي آن ها اقدام نمايد يعني اين کودکان را با توجه به ويژگي هايشان از نظر سن ،معلوليت ،داشتن بيماري هاي خاص و...  طبقه بندي نمايد.

مجيد ابهري نيز در اين رابطه خاطر نشان ساخت:اگر نهادهاي ذيربط مانندسازمان بهزيستي و شهرداري مورد حمايت مادي قرار بگيرند مي توانند با جمع آوري ساماندهي و طبقه بندي اين کودکان ضمن آموزش فني و حرفه اي به آن ها از اين کودکان ،افرادي مفيد براي جامعه بسازند